همیشه طبق یک عادت غلط بنا بر این بود که گفته شود تیم ضعیف دربی بزرگ تهران را به سود خود فتح میکند اما اینبار تیم ضعیف آنقدر ضعیف بود که در زمین هم مغلوب حریف قویتر شد تا حداقل تا یک مدت این جملهی تکراری و بیپایه همانند همان جملهی مضحک این بازی فقط سه امتیاز دارد تا مدتی از اذهان همه فراموش شود.
در هیچ کجای دنیا امکان ندارد تیمی به صدر جدول برود و اینهمه از آن انتقاد کنند اما در ایران برای استقلال این اتفاق افتاد چراکه همه میدانستند در هیچ کجای دنیا هیچ تیمی نیست که این همه بد بازی کند و پیروزی کسب کند و آن همه هم میدانستند این پیروزیهای مقطعی سرانجام پساز چند هفته تمام میشود که خیلی زود هم این اتفاق رخ داد و تیم برندهی پر انتقاد سرانجام از سه بازی خود دو امتیاز کسب کرد تا تنها نکتهی مثبت این تیم که همان نتایج مقبولش بود نیز پوشیده شود.
از پیشاز شروع فصل آن زمان که استقلال عنایتی، نیکبخت و جباری را از دست داد و هیچ مهرهای در حد آنها جایگزینش نکرد همه فهمیدند این استقلالی که خود را برای جام باشگاههای آسیا آماده میکند در این فصل دشواریهای زیادی را متحمل خواهد شد. اوضاع وقتی بدتر شد که امیر قلعه نویی هم هدایت تیم ملی را پذیرفت تا بحران فنی این تیم بهروی نیمکت هم برسد و آن زمان که عبدالصمد مرفاوی حکم سرمربی تیم را گرفت نگرانی برای آیندهی استقلال به امری عادی مبدل شد. دشواریها برای تیم آبیپوش به همینجا ختم نشد و با کنارهگیری قریب از سمت مدیر عاملی این باشگاه ، دشواریهای آنان وارد فاز جدیدی شد تا هر روز استعفا این و آن در تیم همه را سردرگم کند. و سرانجام آخرین حرفهای وزیر جدید رفاه مبنی بر عدم علاقهی این وزارتخانه برای باشگاهداری تمام آرزوهایی که برای آینده آبیپوشان متصور میشد را نقش بر آب کرد تا همه بفهمند پساز قهرمانی استقلال در لیگ برتر گویی حجت بر همه تمام شده است و دیگر هیچ فرد هیچ مسوولیتی در این باشگاه ندارد.
همهی این نابسامانیها دست به دست هم داد و چند پیروزی با چاشنی شانس هم نتوانست دردی را از استقلال دوا کند تا سرانجام روزهای ابری هوادارن استقلال از راه برسد. انجام بازیهای پر انتقاد و کسب دو تساوی ناامید کننده برابر راه آهن و فولاد و از همه بدتر شکست برابر رقیب دیرنه که میتوانست حتی سنگینتر هم باشد موجب شد هواداران این تیم روزهای سخت تیم خود را در فصل دوم رقابتهای لیگ برتر به یاد بیاورند.

فراموش نکنیم که این استقلال قرار است بهعنوان نمایندهی اول کشور در رقابتهای جام باشگاههای آسیا شرکت کند و پساز گذشت 16 سال بتواند مجددا ما را در این رقابتها به جام برساند. اما این استقلال اگر مشکلات خود را مرتفع نکند در آسیا نیز چیزی جز تحقیر فوتبال ملی نصیب ما نخواهد کرد. هرچند در هفتههای اخیر خبرهای خوشی به گوش رسید که سنولگونش برای هدایت این تیم باردیگر به ایران خواهد آمد و این میتواند اولین قدم برای دوبارهسازی استقلال باشد. استقلال امروز بسیار به پرسپولیس فصل گذشته شبیه است آنجا که همه بهترین راه حل مشکل پرسپولیس را در جدایی پروین از نیمکت پرسپولیس میدانستند به همین خاطر باختی را که در بازی رفت فصل گذشته از استقلال دریافت کردند برای حل تیم مشکل خود یک پیروزی میدانستند و در نهایت نیز همین اتفاق رخ داد. بههمین خاطر طرفداران استقلال میتوانند امیدوار باشند این شکست تلخ بعدها موجبات پیروزیهای شیرین را برای آن فراهم کند، اگر تصمیمگیران فعلی استقلال دلشان از بابت این شکست واقعا به درد آمده باشد.
در مقابل پرسپولیسیها پساز پیروزی دلچسب برابر آبیها سرانجام پس از چندین سال غم دل خوردان سرانجام موفق شدند یک دل سیر شادی کنند. آنها امیدوارند با توجه به بازی خوبی که تیم آنها در مقطع کنونی به نمایش میگذارد این شادیها و بردها تداوم داشته باشد. اتفاقی که دنزیلی و تیمش میتوانند در آینده ( البته پساز بازی با صنعت مس!!) آنرا انجام دهند. تنها ناراحتی قرمزها از این بابت است که چرا تیم خوب آنها فرصت بازی در آسیا را پیدا نکرده است. ناراحتی که این پرسپولیس می تواند در پایان فصل آنرا نیز برطرف کند اگر دایی با تیمش در ادامهی لیگ این اجازه را به آنها بدهند.
