فرار به سوی سینما
عالم سینما همواره تشنهی ظهور چهرههای تازه است . با گذشت زمان، ستارگان شناخته شده پا به سن میگذارند و توان ایفای نقشهای پر جست و خیز را از دست میدهند .
خطوط چروک بر چهرهی ستارگان سینما مینشینند تا راه برای چهرههای تازه باز شود. تهیه کنندگان سینما برای رو کردن نامهای تازه، گاهی به سراغ صنوف و اقشاری میروند که هوش از سر میپراند . هنرمندان موسیقی از این دستهاند . ورزشکاران هم یکی از گروههای هدف تهیهکنندگان سینما هستند .
شاید بدانید اریک کانتونا ، نیچهی جهان فوتبال، پس از خداحافظی نابهنگام خود از مستطیل سبز، پا به عالم پر رمز و راز سینما گذاشت. اریک کانتونا ، متولد 1966 در بندر مارسی، در سالهای جوانی در تیم المپیک مارسی بازی میکرد. اما همواره با ایجاد درگیری و تنش، نام خود را به عنوان یک بازیکن بیانضباط و بحران آفرین تثبیت کرد. در تیم ملی فرانسه هم در میانههای یکی از بازیها تعویض شد و
پیراهن خود ( پارهای از پرچم کشور فرانسه ) را پاره کرد ! اما این همهی خصوصیات عجیب و غریب اریک نبود . او هیچگاه با مطبوعات مصاحبه نمیکرد . در معدود دفعات مصاحبه با مطبوعات هم به سوالات، پاسخهایی تلگرافی و شبه فلسفی میداد .
اریک کانتونا، پسر ناخلف فوتبال فرانسه به بریتانیا مهاجرت کرد تا در محیطی تازه فوتبال را ادامه دهد . سال 91 ، لیگ دسته یک فوتبال انگلستان به لیگ برتر تغییر نام داد. در این فصل لیدز یونایتد توانست با ستارهی فرانسوی خود، کانتونا، قهرمان اولین دورهی لیگ برتر شود . فصل بعد هم کانتونا توانست لیدز را در پایان نیم فصل اول در صدر جدول لیگ برتر حفظ کند. در میانهی دو نیم فصل، اریک به منچستر یونایتد رفت و در پایان فصل، تیم جدید خود را به قهرمانی رساند. انگلستان سرزمینی بود که کانتونا توانست در آنجا قابلیتهای بینظیر خود را به نمایش بگذارد . او همراه با منچستر توانست در سالهای 94، 96 و 97 هم لیگ برتر را فتح کند. در این زمان بود که کانتونا به شکلی غیر منتظره از دنیای فوتبال خداحافظی کرد و طرفداران فوتبال ناب را در حسرت تماشای شعبدهی فوتبالش باقی گذاشت. جالب این که مربی مستبدی چون فرگوسن هم نتوانست کانتونا را از تصمیم خود برگرداند . فرگوسنی که بازیکنانی نامداری چون بکام، ورون و استام را هدف ترکشهای خشم خود قرار داده است، هیچ گاه به خود جرات نداد متعرض کانتونا شود. چه او خود آتش فشانی از خشم بود که میتوانست ظرف چند ثانیه به مرز انفجار برسد. پس از خداحافظی کانتونا از جهان فوتبال در سال 97 ، این سوال در ذهن حرفهایهای فوتبال شکل گرفت که تیم ملی فرانسه در جام جهانی 98 به همراه کانتونا چه سرزمین عجایبی میشد ؟ لحظهای قوهی تخیل خود را به کار بیندازید و بازی کانتونا را در کنار زیدان تصور کنید .
تصویر کانتونای سرخ پوش با یقهی بالا زده که هربار پس از گل زدن دستانش را بالا میبرد و به آرامی قدم میزد ، هرگز از خاطر تماشاگران فوتبال محو نخواهد شد .
کانتونا در سال 95 برای نخستین بار به عنوان بازیگر در برابر دوربین ظاهر شد . نخستین کار او یک فیلم تلویزیزیونی بود به نام یازده مرد علیه یازده . خوشبختی در کشتزار است، نام فیلم دیگری بود که کانتونا در این سال در آن نقشی را ایفا کرد. الیزابت، بچههای مرداب، حیات برتر، پرخور، کلیدهای ماشین و ... فیلمهایی هستند که کانتونا در سالهای اخیر در آنها نقش آفرینی کرده است . همچنین هنر بازیگری کانتونا را میتوان در کلیپهای تبلیغاتی کمپانی نایک در کنار بازیکنانی چون توتی، آنری، ناکاتا، رونالدینیو، روبرتو کارلوس و ... تماشا کرد .
کانتونا تنها فوتبالیستی نیست که از صفحهی تنگ تلویزیون به پردهی عریض سینما پا گذاشته . آخرین هم نخواهد بود . می توان حدس زد در آیندهای نه چندان دور، کریستین ویری که در سالهای پایانی فوتبال، دچار ورشکستگی شده و به تنگنای مالی برخورده، شانس خود را در دنیای سینما بیازماید. او که کمتر از کانتونا خبرساز نبوده، سالهاست به عنوان مدل تبلیغاتی برای کالاهایی مانند عینک، در برابر دوربین عکاسان قرار می گیرد. دیوید بکام، دل پیرو، روبر پیره و فیگو هم میتوانند چشمان تیزبین تهیهکنندگان سینما را به خود جلب کنند .
حتی میتوان با کمی تخیل بیشتر، فرش قرمز مراسم اهدای جوایز سینمایی را هم زیر پای هنرمندان مستطیل سبز دید. شاید روزی این رویا به واقعیت بپیوندد . شاید ...


- بازیکنان صنعت مس به لحاظ اخلاقی نیز عملکرد قابل توجهی داشتهاند. آنها با دریافت 29 کارت زرد و 2 کارت قرمز مس را به یکی از تیم های متعادل به لحاظ اخلاقی مبدل کردهاند.
اين تيم هم برابر استقلال اهواز بود كه با نتيجهی 3 بر 1 به سود مس خاتمه يافت. اين تيم در دو ديدار خود برابر تيمهاي پرسپوليس و فجرسپاسي به نتيجهی مساوي بدون گل رسيد و در ديگر ديدارهاي اين تيم همگي گل رد و بدل شده بود.
-مردان گل مس به اين ترتيب ميباشد: صابر ميرقرباني 5 گل، آدريانو آلوز 4
اول برای رسیدن به گل به دنبال اتفاقاتی نظیر دقایق پاینی نیمهی اول برای تیم خود میگردند. این اتفاق پس از گذشت پنج دقیقه باردیگر برای سایپا رخ داد و اشتباه خط ذفاع مس که اجازه حرکت را به دایی داده بود با اشتباه دوباره آنها یعنی اجازه دریافت توپ به مومن زاده همراه بود تا صنعت مس به راحتی هرچه تمامتر گل دوم را هم از سایپا دریافت کند تا در کمال ناباوری همه منتظر دومین شکست پیاپی این تیم باشند. این ناامیدی زمانی بیشتر شد که صنعت مس پس از دریافت این گل هم برای رسیدن به گل از خود بیتابی نشان نمیداد و تقریبا همان سبک بازی را ادامه میداد که در دقایق قبل از او میدیدیم. اما دستنشان سرانجام وقتی از ترکیب داخل زمین خود ناامید شد رو به بازیکنان تعویضی خود آورد و با تغییرات خوبی که در تیم خود ایجاد کرد سبب شد قسمت پایانی بازی برای مس به صورت کاملا ملودرام و شیرین به پایان برسد.
دروازهاش هجوم آورد و حتی به گل رسید. برتری مس در این دقایق کاملا مشهود بود و زمانی این برتری بیشتر شد که دایی برخلاف بازی با استقلال دو تعویض اشتباه کرد و با ورود یک مدافع به جای مومن زاده عملا بر بار حملات مس افزود. مس نیز که سیستم تیم خود را به 3-4-3 تغییر داده بود به صورت همه جانبه به دروازهی سایپا حمله میکرد تا سرانجام مزد این برتری را بگیرد و اینبار نه از روی اتفاق که با یک کار برنامهریزی شده بوسیلهی نیک دروازهی حریف را فرو بریزد تا بازیکن برزیلی مس نشان دهد چه دیر برای مس پایش به گلزنی باز شده است. 
طالبی را بر زبان بیاورد.
همواره گفتهایم که با کسب هر نتیجهی خوب انتظارها از مس بالاتر میرود و تیمی میتواند از زیر بار این توقعات و انتظارها به سلامت خارج شود که فارغ از غرور کاذب نسبت به نتایج قبل خود باشد. امری که مانع شد مس توقعات را در بازی برابر فولاد برطرف کند. در حال حاضر دستنشان یک وظیفهی خطیر دارد و آن ریشه کن کردن این معضل در تیم خود است. او باید بزرگی را به بازیکنان جوانش آموزش دهد و به آنها بفهماند کسب چند پیروزی و نتیجه خوب نمیتواند اوج موفقیت باشد. صنعت مس باید اکنون هدفها را برای تیم خود عوض کند. آنها اکنون میتوانند به قهرمانی و فتح لیگ برتر فکر کنند و اگر هدف خود را اینگونه قرار دهند هیچگاه پیروزی برابر ملوان و استقلال اهواز آنها را برای رویارویی با فولاد و صباباطری بیانگیزه نمیکند. صنعت مس که اکنون در ردهی چهارم جدول قرار دارد و تنها یک امتیاز با تیم سوم اختلاف دارد نباید مشابه تیمهایی مثل کیوو در ایتالیا باشد که در ابتدای فصل آتشین شروع میکنند و نظر تمام فوتبال جهان را به خود جلب میکنند اما در پایان فصل برای سقوط نکردن میجنگند. اگر بازیکنان مس از هماکنون وظیفه خود را انجام شده ببینند که باید در آینده بازهم منتظر ماند تا بتزیهای از دست فولاد را از آنها به نظاره نشست اما اگر آنها همانطور که از شکست برابر صنعت نفت و صباباطری متنبه شدند و پس از آن جبران مافات کردند، بتوانند نقاط ضعف خود را در بازی با فولاد نیز بیابند و درصدد رفع آنها بکوشند بازهم میتوانند همان تیم شگفتیساز لیگ باشند.