خودزنی پاک!!
بعد از سالها بود که در ورزشگاه پیر سلیمیکیا کرمان اتفاق جالبی رخ داد و آن حذف دو تیم کرمانی مس ب و جهاد نصر سیرجان در رقابتهای لیگ دسته سه به سود تیم ستارگان بندرعباس بود!!

وضعیت این گروه لیگ سه به گونهای شده بود که اگر تیم بندرعباسی در بازی خود بازنده میشد، هر دو تیم کرمانی و سیرجانی شانس صعود پیدا میکردند و تنها در صورت کسب پیروزی برابر یکدیگر میتوانستند به دور بعد راه پیدا کنند.
اتفاقا تیم بندرعباسی در یک بازی پاک برابر تیم اصفهانی که خیلی انگیزههای بالایی نداشت با سه گل شکست میخورد تا تکلیف صعود کاملا به نتیجهی بازی کرمانیها با یکدیگر منوط شود...
اما کرمانیها در یک بازی خیلی خیلی پاکتر دست به خودزنی و به نوعی خودکشی میزنند تا با تساوی برابر یکدیگر خود را فدای تیم بندری کنند که فکرش را هم نمیکرد بعد از باخت سنگینش صعود کند!!
هرچند باید هر دو تیم کرمانی به واسطهی فوتبال پاکی که برابر هم ارایه کردند تمجید شوند و قطعا فوتبال ایران هر دو تیم کرمانی و سیرجانی را به این واسطه ستایش خواهد کرد اما این اتفاق در استان کرمان موضوعی را داغ میکند که توجه به آن چندان پربیراه نیست.
موضوعی که حکایت از خودبد بودنهای تاریخی کرمانیها دارد و به نوعی در فرهنگ آنها، این نکته تاریک را متبادر به ذهن میکند که گاهی غریبه پرستی در این استان به حدی از اعلاء میرسد که حاضرند برای آنکه فردی با پسوند استان کرمانی به موفقیتی نرسد، افرادی با لهجههای دیگر را روی دوش بگذارند و بلند کنند و با تمام سرعت بدوند...!
این البته موضوعی نیست که فقط منوط به فوتبال یا تیمهای ورزشی باشد این موضوع برای اهالی مختلف استان کرمان از فرهنگ،سیاست، اقتصاد و... آن هم بارها بر سر زبان رفته است و این پا روی سر گذاشتن هملهجهایها به نفع غریبهها موضوعی است که البته در استان کرمان شمولیت و سندیت فراوان دارد که نمونه واضح ان همین فوتبال خیلی پاک کرمان و سیرجان بود.
البته بازهم تاکید میکنیم که کار دو تیم مس ب و جهاد نصر جای تقدیر فراوان دارد ولی بازهم بحث همان است که چرا تا این حد در کرمان از موفقیتهای داخلی خود گریزان هستیم که حاضریم در خیلیجاها ان را با شادی دیگران طاق بزنیم.
روز گذشته هرچند هر دو تیم شانس صعود داشتند اما انگیزههای شخصی دو تیم و نفرات آن برابر هم کاملا موج میزد... قاسم شهبا مربی تیم سیرجانی که فصل قبل با گلگهر برابر مس در کرمان پیروزی جالبی کسب کرد قطعا در این بازی حتی اگر تیمش شانس صعود نداشت این انگیزه را داشت که با حذف تیم مس ب به نوعی گربه سیاه تیمهای کرمانی و البته مس لقب بگیرد.
این موضوع از روی بازی انتحاری و متحول شدهی تیم او در نیمهی دوم کاملا مشخص بود و اینکه شهبا در بین دو نیمه آنقدر انگیزه داشت که تیمش را کاملا متحول کند و البته این موفقیت او سوای بحثهای احساسی کاملا قابل احترام و شایسته بود.
اتفاق بازی دیروز و پایکوبی بندریها با به خاک افتادن کرمانیها شاید موضوعی نباشد که در دنیای فوتبال خیلی جای خرده گرفتن داشته باشد اما حداقل باید بار دیگر ما را به این فکر بردارد که در خیلی از استانهای ایران خیلی از افراد، تیمها، نهادها و... برای آنکه غریبهای مثل یک موسسه کرمانی به جای نهادی در آن استان به موفقیت نرسد خود را فدای یکدیگر کرده اند و البته از منافع آن نیز همهی آن استان منتفع شده است اما بر عکس در کرمان بارها دیده شده است که برای موفق نشدن یک استان کرمانی که گاها شایستگی کسب آن موفقیت را هم داشته است، یک استان کرمانی دیگر به سود یک غیر استان کرمانی، زیر پای آن کرمانی را تا عمق شکست و حذف خالی کرده است و این خودکشی است که البته چندان پاک هم نیست و جای تامل بسیار دارد.
