حالا به آینه نگاه میکنیم و لبخند می زنیم...!
قصه سقوط تیم فوتبال مس سرچشمه از لیگ برتر یازدهم یک تراژدی تمام عیار بود. تیمی که از همان هفته اول به قعر جدول چسبید و از آن مکان تکان نخورد. هرچند مس سرچشمه برابر تیم های بزرگی مثل سپاهان، تراکتورسازی و حتی استقلال شخصیت خود را نشان داد و ثابت کرد که این تیم پتانسیل انجام کارهای بزرگی را داشت اما به هر شکل این تیم با کسب حداقل امتیاز پنج هفته مانده به پایان بازی ها به لیگ یک بازگشت تا مشخص شود حضور این تیم در لیگ برتر با اشکالات زیادی همراه بوده است. حسن منصوری مدیر عامل این باشگاه بیش از هرکسی به این مشکلات نزدیک تر بوده است و آن ها را درک کرده است. او که معتقد است به اندازه صد سال از این لیگ تجربه کسب کرده است از مشکلات تیمش در این فصل می گوید. مشکلاتی که البته شاید فقط بخش کوچکی از آن ها قابل بیان باشد و خیلی از آن ها باید در ذهن بلند مدت مس سرچشمه بماند و تجربه ای باشد برای عدم تکرار.

_ زمانی که به صعود تیم مس سرچشمه نگاه کنیم متوجه می شویم صعود این تیم به لیگ برتر در شرایطی اتفاق افتاد که به نوعی کاملا خودجوش بود! به طوری که نه استان کرمان آمادگی این اتفاق را داشت و نه حتی شرکت مس برنامه ریزی کرده بود که دو تیم در لیگ برتر داشته باشد! همین صعود نوعی شوک را در کرمان ایجاد کرد...این مسئله را قبول دارید؟ و اینکه همین شوک در نهایت منجر به کج شکل گرفتن شما برای لیگ برتر شد؟!
ببینید صعود ما به لیگ برتر با همه صعودهایی که در فوتبال ایران انجام شده است متفاوت بود. ما در حالی به لیگ برتر صعود کردیم که در هفته های آخر لیگ دسته اول و بازی برابر برق شیراز که ما نود درصد راه صعود را طی کرده بودیم حتی خیلی از مسئولین ورزش کرمان نمی دانستند که تیم ما در آستانه لیگ برتری شدن است! همین گهر زاگرس که به لیگ برتر آمد در بازی آخرش تمام استان بسیج شده بودند و حتی از استان های اطراف هوادار برای این تیم به ورزشگاه آمد اما تیم ما در حالی بازی آخرش را برابر صنعت ساری برگزار کرد و به لیگ برتر آمد که حتی تشکیلات ورزش استان نمی دانست ورزش سرچشمه کجا هست و چه جایگاهی دارد! آن ها فقط سرچشمه را روی نقشه می شناختند و اصلا روی ورزش و فوتبال آن حساب باز نکرده بودند و صرف بالا نشینی ما در لیگ یک حتی بیشتر از انتظارات آن ها شده بود! و ما کاملا غریبانه و به قول شما خودجوش به لیگ برتر آمدیم.
_ فکر می کنم علت این صعود غریبانه هم نامی شما با تیم مس کرمان است و اینکه ورزش استان کرمان به این علت که یکبار صعود تاریخی را با مس کرمان به لیگ برتر فوتبال انجام داده بود در این زمینه کاملا اقناع شده بود؟
متاسفانه تفکر خیلی خطرناکی در ورزش استان کرمان در حال ریشه دواندن است. فرهنگ ورزش کرمان اینگونه می شود که ما کل ورزش استان را یک طرف قرار دهیم و تیم های مس را یک طرف دیگر! هم اکنون هرجا بحث ورزش مطرح می شود اول نگاه می کنند که تیم هایش پسوند مس دارد یا خیر و اگر داشت سیستم ورزش آن را کنار می گذارد و می گوید خب...آن ها که سیستمشان جداست پول دارند و خودشان کار خودشان را انجام می دهند!! این خیلی تفکر خطرناکی برای ورزش است. اگر ما میلیاردر عالم هم باشیم اما تشکل ورزشی قوی نداشته باشیم محکوم به شکست می شویم. نه فقط برای فوتبال که در همه رشته های ورزشی که در سرچشمه انجام می شود هر زمان بحثی مطرح می شود تشکیلات ورزشی استان می گوید شما که با مس طرف حساب هستید تا کاملا ما را رها کند در حالی که شهر سرچشمه به خاطر شرایط محیطی و اجتماعیش برای رشد ورزش نیاز به کار تخصصی دارد که از طرف همین تشکل باید انجام شود. ما 36 هیات ورزشی و 170 تیم و 150 مربی در سرچشمه داریم اما مدیریت ورزش استان با همین تفکر که شما زیر مجموعه مس هستید و به اندازه کافی پول دارید دیگر هیچ برنامه و ایده ای برای ما ندارد در حالی که ورزش فقط به پول خلاصه نمی شود و ما نیاز داریم تربیت بدنی برنامه داشته باشد ورزش را در شهر ما ترویج دهد، برای تیم های ما در استان زمینه سازی کند، استعدادها را برای ما جذب کند و... همین بی توجهی منجر به این می شود که فوتبال کرمان با وجود همه پتانسیل هایش به قول شما با یک صعود قانع شود در صورتی که اگر ورزش کرمان در این زمینه درست فرهنگ سازی کرده بود امروز کرمانی ها همانند اصفهانی ها نه به دو تیم که منتظر صعود تیم سومشان به لیگ برتر می شدند! من فکر می کنم مدیریت ورزش استان تکالیفش را برابر تیم های مس فراموش کرده است.
_ کوتاهی دستگاه ورزش در برابر شما کاملا درست است اما با این حال نباید فراموش کنیم که حتی شرکت مس و مدیران آن هم انتظار صعود شما به لیگ برتر را نداشتند و آن ها نیز برای حضور و ماندگاری شما در لیگ برتر اصلا برنامه جدی نداشتند؟
بله قبول دارم که صعود ما آنقدر سریع اتفاق افتاد که برخی مدیران ما را در شرکت مس غافلگیر کرد اما اینطور نبود که شرکت مس برای حضور ما در لیگ برتر راغب نباشد و برنامه نریخته باشد.
_ یعنی تلاش شرکت مس برای فروش امتیاز تیم شما به پاس همدان پس از صعودتان به لیگ برتر در راستای همین برنامه ریزی حضور لیگ برتری برای شما بود؟!!
ببنید در زمان صعود ما متاسفانه یکسری شیطنت ها در کرمان انجام شد. حرف هایی که از سوی برخی افراد مطرح می شد کاملا مشخص بود که آن ها از صعود ما به لیگ برتر دلخور شده اند! در مرحله اول این بحث مطرح شد که با آمدن ما به لیگ برتر بودجه تیم فوتبال مس کرمان نصف می شود درصورتی که شرکت مس آنقدر پول دارد که اصلا نیاز نباشد بودجه این تیم را کم کند و به ما بدهد و می تواند با درآمدهای معادنش ده تیم در لیگ برتر داشته باشد! ما بعد از صعود با این سم پاشی ها در کرمان روبرو شدیم...
_ این سم پاشی ها و شیطنت هایی که می گوئید دقیقا از سمت چه کسانی بود؟
از من انتظار نداشته باشید که الان نام این افراد را ببرم و همه این افراد را به وجدان خودشان واگذار می کنیم اما مردم ما آگاه هستند... شما ببینید در همان زمان سازمان لیگ چگونه تلاش می کرد که تیم ما در لیگ برتر بازی نکند و این اتفاقات اصلا طبیعی نبود با این حال ما در آن شرایط که می بایست تیم را برای بازی های لیگ برتر آماده کنیم کلی انرژی گذاشتیم تا ایرادهای سازمان لیگ برای حضورمان در لیگ برتر را رفع کنیم و این وقت و انرژی زیادی از ما گرفت.
_ یعنی سازمان لیگ به خاطر سفارشاتی که دریافت می کرد علیه شما ایرادات می گرفت؟
عرض می کنم طبیعی نبود...! آن ها بحث ارتفاع و ورزشگاه و امکانات شهر سرچشمه را مطرح کردند که ما با دلیل همه ایرادات آن ها را رد کردیم.
_ به این که شما با رفع همه این ایرادات بازهم نتواستید بازی هایتان را در سرچشمه برگزار کنید و اصلی ترین عامل سقوط شما نیز همین بود خواهیم رسید اما سوالی که مطرح می شود این است که چرا شرکت مس از شما انگونه که شایسته بود حمایت نکرد؟ فکر می کنید این شرکت کاملا تحت تاثیر این جو سازی ها قرار داشت و یا اینکه از اساس برای لیگ برتری بودن شما برنامه نداشت؟!
شرکت مس با توجه به ایراداتی که سازمان لیگ می گرفت نمی دانست تیم ما می تواند قانونا در لیگ برتر بازی کند یا خیر! این نتیجه همان سم پاشی هایی بود که گفتم. به هر حال شرکت مس اقداماتی برای فروش تیم ما انجام داد اما زمانی که مشخص شد تیم ما می تواند در لیگ برتر بازی کند و ایرادات بی اساس بوده است شرکت مس با جدیت ما را وارد کارزار لیگ برتر کرد. اما شما می دانید با 19 روز زمان نمی شود تیم برای لیگ برتر بست.
_ اما من احساس می کنم شرکت مس زمانی که مکلف به نگهداری تیم شما شد مجبور گردید برای لیگ برتری شدنتان خرج کند؟
ببنید در اینکه ما باری به هر جهت راهی لیگ برتر شدیم شکی وجود ندارد و من قبول دارم مس سرچشمه فقط صرف شرکت در لیگ برتر داشته است. شما بگویید حضور ما چه خاصیتی در لیگ برتر داشت؟! تیم ما زمانی که برای لیگ برتر می بایست آماده شود نه استادیوم داشت، نه هوادار داشت، نه هیات مدیره داشت، نه اساس نامه داشت...در این شرایط قبول تیم یک خودکشی محض بود چه برای من به عنوان مدیر عامل و چه برای شرکت مس به عنوان سرمایه گزار. همه ما عاقبت کار را می دانستیم و آگاه بودیم با این شرایط تیم چه سرنوشتی دارد!
_ خب بحث دقیقا همین جاست! با این همه مصائب چه دلیلی داشت مس سرچشمه حتما در لیگ برتر بازی کند و هزینه چند میلیاردی را با آن نتایج در لیگ برتر تحمل کند؟
خب حالا به هر دلیلی قرار بر این شد ما در لیگ برتر بازی کنیم و من می خواهم دست آوردهای لیگ برتری مان را به شما بگویم.این هزینه هایی که شما می گویئد بی دست آورد هم نبود و مطمئن باشید اگر ما در لیگ برتر بازی نمی کردیم نه باشگاه ما هویت امروز را داشت و نه شهرمان. ما اگر امروز اساس نامه، هیات مدیره و تشکیلات منظم باشگاه داریم به خاطر همین لیگ برتر است. ورزشگاه ما با الزامات ای اف سی تجهیز شده است و این اتفاق هیچگاه بدون لیگ برتر رخ نمی داد. حتی پروانه باشگاه ما در حال ابطال شدن بود اما ما با همین بازی های لیگ برتر هویت خودمان را پس گرفتیم. از همه مهمتر ما تجربه ای در لیگ برتر کسب کردیم که اگر صد سال دانشگاه می رفتیم آن را کسب نمی کردیم. حالا همه در سرچشمه می دانند چگونه تیم تشکیل دهند، حمایت کنند و هزینه بنمایند...ما شکل صحیحی از خودمان پیدا کردیم و حالا می توانیم در آینه به خودمان نگاه کنیم و لبخند بزنیم.
_ یعنی این تجربه منجر به این می شود که شما مجددا به لیگ برتر صعود کنید و نتایج این فصلتان را جبران کنید؟!
شک نکنید که این اتفاق رخ می دهد...ما دوباره به لیگ برتر می آئیم و با تجربه ای که داریم خیلی کارهای بزرگ انجام می دهیم.
_ قبول دارید اگر تلاش می کردید که بازی هایتان در ورزشگاه خودتان برگزار شود تا این حد نتایج تیمتان بد نمی شد؟
ما در زمانی که می بایست این اقدام انجام شود 4-5 نفر بیشتر در باشگاه نبودیم! در آن زمان این تعداد دنبال بستن تیم و اردوی آماده سازی، نوشتن اساس نامه و... بودند و متاسفانه هیچ همکاری و یا فشار مضاعفی از داخل استان برای آوردن بازی های سرچشمه به ورزشگاه خودش نبود. ما به شدت دست تنها بودیم!
_ شما از کسی هم کمک طلب کردید؟
از هر کسی که فکرش را بکنید و نهایتا به ما لطف کردند و اجازه دادند که در ورزشگاه باهنر بازی هایمان را میزبانی کنیم! درصورتی که اگر یک استان دیگر بود مقامات آن برای آوردن بازی های تیمش به شهر خودش سر و دست می شکستند ولی متاسفانه ما نه نماینده ای دیدیم، نه مقامات استانی دیدیم و نه همکاری در این زمینه از سوی آن ها...حتی جالب است در این زمینه سنگ اندازی از داخل استان هم برای ما شد که بازی هایمان به سرچشمه نرود! که دست همه آن ها درد نکند!
_ اما در این ماجرا نوعی عدم مدیریت هم به چشم می آمد. مثلا اگر حاشیه های شهر رفسنجان بیشتر کنترل می شد و مردم این شهر علیه مس کرمان حرف نمی زدند به تناوب میزان حمیات مردم کرمان از مس سرچشمه بیشتر می شد؟
بله قبول دارم که می شد با این مسئله بهتر برخورد شود تا نوعی رودرویی میان هواداران دو مس به وجود نیاید. اما رقابت تیم های بین کرمان و رفسنجان ریشه در تاریخ دارد. برخی از افراد هم احساسی اظهار نظر کردند اما متاسفانه به جای اینکه رقابت سالمی بین دو تیم ایجاد شود بیشتر روی همین اظهارات احساسی مانور داده شد که جذابیت های رسانه ای داشت و همین شکاف بین هواداران دو تیم را بیشتر کرد.
_ جدا از این صحبت های احساسی موضوعی که به شدت از رابطه میان دو تیم مس استنباط می شد این بود که دو تیمی که تحت یک نام هستند، با یک رنگ پیراهن بازی می کنند و حتی لوگوی آن ها بسیار شبیه یکدیگر است اما به شدت با یکدیگر اختلاف دارند و به نوعی چشم دیدن یکدیگر را ندارند! این موضوع در بازی برگشت دو تیم هم به شدت به چشم می زد. چرا رابطه دو باشگاه تا این حد تیره بود؟!
من قبول ندارم! اگرهم شائبه اختلافی بوده بین مقامات مس کرمان وجود داشت که چند مدیر عامل عوض کردند! ما هیچ اختلافی با مس کرمان نداشتیم و حتی در چند نوبت با آن ها تماس گرفتیم و از مشاوره های آن ها استفاده کردیم. ما حتی هماهنگی کامل با آن ها نیز داشتم. اما این رابطه تیره از جایی شائبه اش مطرح شد که برخی حضرات در کرمان مطرح کردند که با صعود ما به لیگ برتر شرکت مس بودجه تیمشان را نصف می کند که من گفتم اصلا این گونه نبود و تشکیلات دو باشگاه و بودجه در نظر گرفته شده برای آن ها کاملا جدا بود و فقط به خاطر برخی مسائل این شایعات طرح شد تا به قول شما با مشکل دار نشان دادن رابطه دو باشگاه کار ما را در کرمان سخت کنند.
_ و سرانجام می رسیم به بحث اصلی مس سرچشمه در این فصل که حضور پر شما دلال ها در این تیم بود. به طوری که بیشترین ضربه را شما چه از نظر فنی و چه از نظر حاشیه ای از بازیکنانی خوردید که با بیشترین مبلغ کمترین کارآیی را برای شما داشتند؟
در ابتدای فصل که می بایست بازیکنان اصلی را جذب تیم کنیم من و آقای برهانی نژاد که مامور این کار بودیم سمت های خودمان را به درستی نمی دانستیم. مشخص نبود مدیر عامل و رئیس هیات مدیره باشگاه چه کسی است و این برای یک باشگاه و تشکیلات آن اصلا مناسب نبود و قطعا در بازار انتقالات ذهنیت بازیکن را برای جذب به تیم خراب می کرد. ضمن اینکه ما به کادر فنی ابتدای فصلمان گفتیم شما بازیکن را از نظر فنی تائید کن و ما کار جذب آن را انجام می دهیم...
_ و در همین شرایط هایی که شما گفتید دلال ها بهترین زمان را برای انجام مانور در باشگاه های فوتبال پیدا می کنند؟!
ببنید بحث مدیر برنامه ها با دلال ها فرق می کند. ما هیچ دلالی را در باشگاه راه ندادیم و فقط با کسانی مذاکره می مکردیم که از طرف بازیکن تعهد نامه رسمی داشت که او مدیر برنامه هایش است و آن شخص هم از فدراسیون فوتبال مجوز این کار را داشت. همه این افراد هم یا سی دی در اختیار مربیان می گذاشتند و یا بازیکنانشان را سر تمرین می آوردند و اگر مربیان تیم تائید فنی می دادند با حضور 5 نفر در دفتر باشگاه با آن ها قرارداد امضا می شد. قویا می گویم هیچ دلالی که با بازار گرمی بازیکن را به تیم آورده باشد در دفتر من پایش را هم نگذاشته است.
_ اما خیلی از این بازیکنان چه در ابتدای فصل و چه در نیم فصل با کمترین کیفیت ممکن جذب تیم شما شدند؟
این دیگر بحث کلاهی بود که سر مربیان ما رفت و یک بحث کاملا فنی است. تائیدیه همه این بازیکنان از نظر فنی که از سوی مربیان ما صادر شده است وجود دارد و مربیان ما در این زمینه باید جوابگو باشند.
_ صحبت های شما در حالی است که برخی از بازیکنان شما مثل سعید حلافی از حضور مستقیم دلال ها در باشگاه و اینکه عملا در قراردادها برای خودشان حساب و کتاب های خاص داشتند صحبت می کردند؟!
روزی که حلافی در حال آمدن به کرمان بود بهمن گفت که چند نفر او را دوره کردند و از طرف باشگاه با او حرف می زنند اما من همانجا صراحتا به او گفتم تا زمانی که به دفتر من نیامده است با کسی صحبت نکند و چیزی امضا ننماید. او اسامی افرادی که با او صحبت کردند را به من داد و من برای او تشریح کردم که این افراد از طرف خودشان و تنها با نام ما با او صحبت کرده اند. من به او گفتم شما بیا در تمرینات ما اوکی بگیر بعد قراردادت را شخص با ما امضا کن.
_خیلی از بازیکنان شما در این فصل قبل از اینکه حتی در تمرینات شرکت کنند با شما قرارداد امضا کردند و بعد مشخص شد که اصلا توانایی بازی ندارد؟
این هم مشکل کادر فنی ما بود. مربیان ما نمی بایست این بازیکنان را تائید کنند. به هر شکل ما به آن ها اختیار تام فنی داده بودیم و آن ها بازیکنان را از نظر فنی تائید می کردند و بعد قرارداد امضا می شد البته فراموش نکنید که خیلی از بازیکنان با فرهنگ دادن تست بیگانه اند و اصلا به این موضوع اعتقاد ندارند و این برای تیم هایی مثل ما که در دقیقه نود بسته می شود خیلی مشکل آفرین است.
_ قطعا الان دیگر این اختیار تمام تام را به مربیانتان نمی دهید و نمی گذارید که مثلا هشت بازیکن را یکباره کنار بگذارند؟!
قطعا...ما می بایست کمیته فنی قوی تری در باشگاه می داشتیم...
_ این مدیر برنامه هایی که شما به آن ها اشاره کردید کار همان دلال ها را به شکل قانونی انجام می دادند؟
دقیقا...آن ها خیلی از بازیکنان بی کیفیت را با طرفندهای خاص قالب باشگاه ها می کنند تا دلالی در فوتبال به شکل قانونی و سازمان یافته ادامه داشته باشد. ما برای مبارزه با این کار مستندات خودمان را به فدراسیون فوتبال تحویل داده ایم.
(منتشر شده در نشریه استقامت)