X
تبلیغات
تک به تک، خبر و تحلیل ورزشی

خسارت سنگینی که بر دست کرمان گذاشتید

بازیکنان درون زمین معمولا امید اول و آخر هواداران یک تیم هستند... هرچقدر مجموعه اشکال داشته باشد، هرچقدر مربی از نظر فنی ضعف داشته باشد و هرچقدر باشگاه با مشکلات روبرو باشد در نهایت این بازیکنان هستند که سرنوشت نهایی مجموعه خود را رقم می زنند...

      

در همین فوتبال ایران به کرات دیده شده است که تیمی از هر نظر مشکل داشته است. باشگاه نه پول مناسبی داشته است و نه سرمربی خیلی فنی و با دانشی بالای سر تیمی بوده است. اما بازیکنان آن تیم به خصوص ستاره هایش به عنوان سرانگشتان آن مجموعه، به نوعی با چاشنی همان غیرت و تعصب در زمین جور همه ناملایمتی ها را کشیدند و تیم خود را به خاطر چشمان هوادارانشان و فریاد آن ها حفظ کردند و در نهایت هم به پاداشی رسیدند که شایسته آن برای همیشه بودند و آن قلب هوادارانشان است... غیرت و تعصب در فوتبال روز دنیا تعریف مشخصی ندارد اما بزرگترین راه و نزدیک ترین آن برای پل زدن به قلب و دل هواداران است.... همان چیزی که در این فصل اصلا در مس دیده نشد!

هواداران چهره بازیکنان را در ذهن خودشان مجسم می کنند. با خاطراتی که از آن ها دارند... این یک روال ناجوانمردانه است که اگر هزاری کار خوب انجام داده باشی اما یک فاجعه در کنار آن هزار قرار دهی تو را با آن به یاد می آورند ولی بد یا خوب این مسئله در ذهن آدمیان هست و برای همین می گویند حفظ پیروزی و افتخار خیلی سخت تر است کسب آن است و بازیکنان مس در این فصل همه افتخار خود در چند ساله اخیر را به چوب حراج زدند!

شاید توقع ما از آن بازیکنانی که دیگر نماد مس شده اند و پیراهن نارنجی مس را به عنوان پرچم خود معرفی می کردند خیلی بیشتر از تازه واردها بود و انتظار داشتیم که آن ها زمانی که کم کاری تازه واردها را می بینند جوری رفتار کنند که آن ها نیز به دنبالشان کشیده شوند، اما نه فقط این اتفاق رخ نداد که همین نمادها نیز در خیلی از بازی های این فصل آینه دق شدند و خودشان به عنوان مشکل بزرگ مطرح شدند!

 زمانی که یک تیم فوتبال این چنین بد نتیجه می گیرد که در طول 30 بازی تنها به یک برد می رسد فقط یک نکته را مشخص می کند و آن اینکه در این تیم از هرچه که فکرش را کنید بدترینش در آن بوده است! متاسفانه کاملا مشخص است که در مس دل ها یکی نبوده است و همه سرمربی های مس هم در این فصل اذعان کردند که یکپارچگی در بین بازیکنان مس وجود نداشت تا بفهمیم همانند همه تیم های مصیبت زده دنیای فوتبال، در مس این فصل هم باندهای بین بازیکنان تاثیرش را خیلی بد شکل در زمین می گذاشت.

خیلی از بازیکنانی که می بایست در این فصل با توجه به فرصت بازی که پیدا کرده اند، ستاره باشند و تا می توانند بدرخشند، سرشان بیشتر به این گرم بود که در فلان باند هستند و بازی کردنشان حتمی است! این بازیکن با این سن و سال اندک زمانی که از حالا به این شیوه رسیدن به ترکیب فکر می کند، مشخص است دیگر ذهنش به مسائل فنی قد نمی کشد و راه را در زمین هم به اشتباه می رود!

 زمانی که چند دستگی ها در تیم به اوج خودش برسد هرج و مرج حرف و اول و آخر تیم می شود و در همین اوضاع آشفته است که بازیکن شاخص تیم روز قبل از بازی حساس مس از سرمربی می خواهد که به او مرخصی دهد برای ازدواج برادرش!! در همین اوضاع هرج و مرج است که بازیکن از ترس جریمه شدن خود را به مصدومیت می زند تا مسئولیت شانه خالی  کرده باشد! بازیکن در زمین با اینکه می داند تا چه اندازه چشم نگران دنبال ساق پایش در این بازی هست روز قبل از بازی به همه چیز غیر از بازی تمرکز دارد و فردای بازی هم باید در قلیون سراها ریکاوری کند!!

نه آقایان...خسارتی که به شخص شما در این فصل وارد شد شاید از خسارت کلی به تیم مس و هوادارانش خیلی بیشتر باشد! وقتی به بازیکن می گفتیم اگر تیم بی افتد شما هم در این فوتبال سقوط می کنید، پوزخند می زد که ای آقا...تیم زیاد است! فصل دیگر به فلان جا می روم! همین تفکر آماتور یعنی پایان بزرگ شدن...یعنی اینکه نه فقط در فوتبال ایران که حتی در فوتبال محلات خودشان هم جایی برای بزرگ شدن ندارند چراکه تفکر بزرگ ندارند...همه این بازیکنان سقوط می کنند... در فوتبال ایران کسی سراغ آن ها را نمی گیرد و اگر هم بگیرد به عنوان یک بازیکن دسته چندمی که شاید از روی نیمکت چند دقیقه ای بازی به شما بدهد خواهید بود چراکه حالا همه می دانند شما خیلی راحت می توانید از اعتقاد و اعتماد یک باشگاه و هوادارانشان به خود به راحتی سوء استفاده کنید و در زمین بازی آنقدر بد باشید که تیمتان هیچگاه سرفراز نشود.

بازیکنان مس که در این فصل پولشان را تمام و کمال گرفتند فقط افسوس و آه نصیب همه کرمانی ها کردند. هرچقدر هم کلنجار رویم که اوضاع تیم در این فصل چه از نظر فنی و چه از نظر حواشی بد بوده باشد بازهم نمی توانیم قبول کنیم که این بازیکنان که همگی اسم و رسمی هم برای خودشان داشتند، در 20 بازی از 30 بازی این فصل تا این حد در زمین بازی بد بوده باشند تا تیم هیچ راه گریزی پیدا نکند... گیریم که چند تماشاگر اعصاب آن ها را خرد کرده باشند اما تقصیر آن اکثریت هوادارانی که چشم به پای آن ها دوخته بودند چه می شود؟! خسارتی که در این فصل همه مجموعه این بازیکنان چه از نظر مالی و مادی و چه از نظر معنوی برروی دست کرمانی ها گذاشتند خیلی سنگین تر از آنی است که با همه پول های گرفته شده در عمر بازیکنی خود بتوانند آن را جبران کنند...قطعا اگر حساب و کتابی باشد حسابرسی این خسارت سنگین هم جای خود را دارد... کار برای همه مقصرین داخل زمین برای جبران بسیار سخت است...چه جبران برای خودشان که شاید هرگز رخ ندهد و چه برای مس که شاید فرصت جبران هیچگاه دیگر در اختیار آن ها قرار نگیرد...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 و ساعت 10:47 |

مس کرمان، شاهین بوشهر و گهر دورود نمی شود

آن هایی که خیلی تلاش می کنند با شنیدن خبر خرید امتیاز مس در لیگ برتر خود را به آرامش برسانند از نکته ای ترس دارند که در چند سال اخیر به کرات در فوتبال ایران رخ داده است و به درستی هم مایه ترس آن ها می شود.

      

آن ها زمانی که سابقه تیم هایی مثل استیل آذین، شاهین بوشهر، برق شیراز، گهر دورد، پیام خراسان، ابومسلم، نفت آبادان و... را بررسی می کنند، از این به شدت ترس دارند که نکند مس هم همانند همه این تیم ها بعد از سقوط به راهی برود که دیگر هیچگاه تا سال های سال رنگ لیگ برتر را نبیند.

فوتبال ایران شرایط عجیبی دارد و برخلاف همه کشورهای فوتبالی دنیا، معمولا تیم هایی که از لیگ سطح بالاتر به دسته پائین تر می روند، خیلی کم کاندیدای صعود دوباره به لیگ برتر می شوند و در این زمینه شاید پیکان تنها یک استثنا باشد که همچنان لقب آسانسور لیگ برتر را به خود اختصاص داده است! با مرور نام تیم های بالاسر و همه تیم هایی که در این چند سال به لیگ یک سقوط کردند و در این لیگ کاملا زمین گیر شدند، کاملا حق می دهیم که همه این هواداران بدبین مس به لیگ یک، از قطعی شدن افتادن مس به این بازی ها نگران باشند.

 بهرحال جدا از همه این مسائل این امر نیاز به اثبات ندارد که بازی های لیگ یک خیلی کم مسائل فنی در آن نقش دارد و مسائل داوری، تبانی، و زدو بند آنقدر در آن گسترده شده است که کار از فدراسیون فوتبال هم گذشته است و برای همین است که رفتن به این لیگ برای هیچ تیمی تضمین کننده صعود دوباره آن ها نیست.

 همه این ها سبب می شود که هواداران مس از تبعیدگاه لیگ یک بهراسند و حالا که زمینه خرید امتیاز در لیگ برتر فراهم شده است از شرکت مس این توقع را داشته باشند که برای کرمان امتیاز راه آهن را خریداری کند تا آن ها حداقل این دلواپسی بزرگ از دیدن مس در لیگ یک و حرص صعود دوباره به لیگ برتر را نخورند. موضوعی که البته رفته رفته مشخص می شود شرکت مس خیلی تمایلی به آن ندارد و همچنان حرف های ضدونقیض در رابطه با آن برروی اعصاب این جماعت پیاده روی می کند.

اما نکته ای که همه این هواداران به نوعی کمتر به آن توجه می کنند این است که مس اصلا هیچ شباهتی به تیم های اشاره شده ندارد و از هر نظر تفاوت ساختاری با همه این تیم ها دارد. همه تیم های نامبرده شده به نوعی یا توسط نهادهای ورشکسته اداره می شدند مثل برق شیراز و پیام خراسان یا اینکه بخش خصوصی مالک این تیم ها، باشگاه های مورد نظر را برای پولشویی خریده بود اما بعد از سوایی مالی آن ها و جلب مالکان خصوصی اش، به نوعی آن تیم ها نیز محکوم به فنا شدند. تیم هایی نظیر شاهین بوشهر و گهر درود دقیقا همین وضعیت را داشتند. همه این تیم ها از ابومسلم گرفته تا استیل آذین اصولا از نظر مدیریتی هیچ بودند و حرف های ابراهیم قاسمپور نیز که با تیم نفت آبادان در این فصل به کرمان آمد نشان می داد که این باشگاه نیز ویرانه ای شده است که مدیریت در آن معنا ندارد و این باشگاه با یک بی پولی عجیب دست و پنجه نرم می کند که در نهایت منجر به این شد که نفت آبادان از رسیدن به لیگ برتر این فصل بازبماند.

 اما آنچه که هواداران مس می توانند به آن امیدوار باشند این است که شرکت مس با ساختار قوی که دارد اصلا اجازه نمی دهد باشگاه مس همانند همه این باشگاه ها به فنا برود و به نوعی به عنوان متولی اصلی این باشگاه دقیقا همین وظیفه را دارد که از نابودی باشگاه مس و تیم فوتبال آن، در هر رده ای که بازی می کند جلوگیری کند و خیلی زود هم اشتباهات گذشته را جبران کند و با تجربه گرفتن از آن ها مانع دوباره روی دادن آن ها شود. برخلاف همه این باشگاه ها که پشتوانه ای نداشتند باشگاه مس و تیم فوتبالش پشتوانه ای عظیم به نام شرکت مس دارد که حالا یکی از پرچم های کرمان را بر دست دارد. مس در همه سال های گذشته به مدد همین تیم فوتبال تبدیل به نماد و پرچم کرمان شده است و هر کرمانی که به نقطه دیگر ایران برود و اصلیت خود را اعلام کند، قطعا مس هم در شناسنامه او برای دیگران جای می گیرد و از همین روست که شرکت مس اصلا نباید اجازه دهد که این پرچم بر زمین بی افتد و یا این شناسنامه باطل شود که اگر شرکت مس در برنامه اش چنین چیزی باشد، این مسئله از حمله آقا محمد خان قاجار برای گرفتن هویت کرمانی ها به مراتب بدتر است!

شرکت مس متولی امر مهمی در کرمان شده است. آن ها که با فروش امتیاز فوتبال مس سرچشمه و سقوط مس کرمان به لیگ یک، ثابت کرده اند که این پتانسیل را دارند که با همه عظمت خود در رابطه با ورزش بد تصمیم بگیرند، خیلی راحت می توانند پرونده و سفره ورزش و فوتبال را از کرمان جمع کنند و قطعا هیچکس هم نمی تواند به واسطه کلفتی گردن، یقه آن ها را بگیرد. اما اگر مس چنین برنامه ای داشته باشد باید آگاه باشد که برکت را برای همیشه از شرکت خود برده است و همانطور که مردم مدیران قبلی این شرکت را که مسبب همه بدبختی های ورزش مس در این دو سال بودند را نمی بخشند، آن ها را نیز در افکار عمومی در جایی قرار می دهند که هیچگاه رنگ سفید به خود نخواهد گرفت. از همین روست که مقامات شرکت مس در این روزها یا می توانند با ریست و دوباره بازسازی باشگاه خود به شکلی صحیح، با موفقیت های به تبع آن، جایی ماندگار در دل همه کرمانی ها پیدا کنند درست همانند جایی که پورمند و هم قطارانش پیدا کردند و یا با برخی تصمیم گیری ها که درست در همین روزها نیز اخذ می شود، خود را رو سیاه تاریخ کنند و همانند پوستین دوز و هم قطارانش یک عمر اخم و آه کرمانی ها را با خود حمل کنند....تصمیم دقیقا امروز با خود آن هاست!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 و ساعت 10:35 |

حالا دعا کنیم مس بی خیال ورزش نشود!

مدیر عامل شرکت مس در یک گفتگوی تلویزیونی با بخش خبر شبکه استانی به نوعی آب پاکی را روی دست همه هواداران مس ریخت و خیلی صریح از عدم خرید امتیاز تیم در لیگ برتر گفت.

    

هرچند برخی که هنوز دوست ندارند از لیگ برتری شدن مس ناامید شوند و به خرید امتیاز تیم فوتبال در لیگ برتر امیدوارند، این صحبت ها را نشات گرفته از سیاست های کاری مقامات شرکت مس می دانند، اما آن هایی که از نزدیک با این شرکت ارتباط دارند هنوز شانس توافق در هیات مدیره این شرکت را برای خرید امتیاز خیلی کم می دانند و از عدم اعتقاد مسئولین مس به این کار خبر می دهند. بهرشکل نه شخص مرادعلیزاده به عنوان مدیر عامل شرکت مس و نه افراد حاضر در هیات مدیره خیلی ورزشی نیستند و مسلم است که در این شرایط متقاعد شدن آن ها برای چنین هزینه ای سخت خواهد بود.

 از طرفی دیگر آن ها به نوعی زیر فشار هواداران فوتبال در کرمان و برخی مقامات استان برای این تصمیم گیری هستند و اگر تیم فوتبال سیاه جامگان مشهد هم به لیگ برتر صعود کند و درصدد باشد که امتیازش را واگذار کند، این فشار بیشتر هم خواهد شد چراکه سال گذشته امتیاز تیم فوتبال مس سرچشمه به پدیده مشهد واگذار شد و حالا هواداران فوتبال مس کاملا توقع دارند که اگر سیاه جامگان مشهد تمایلی به تیم داری در لیگ برتر نداشته باشد، شرکت مس برای خریدش پیشگام شود.

این گمانه زنی ها در حالی ادامه دارد که آنچه در ظاهر به چشم می خورد این است که شرکت مس همچنان اعتقادی به خرید امتیاز در لیگ برتر ندارد که هیچ، حتی شاید هزینه های ورزش حریفه ای خود را هم کاهش دهد! مرادعلیزاده در گفتگوی خود با شبکه استانی تاکید کرده بود که به هزینه در ورزش عمومی اعتقاد دارد و به صرف هزینه بابت مواردی مثل مربی خارجی اعتقاد ندارد. شاید این حرف برای آن هایی که خیلی در جریان ورزش و اتفاقات آن نیستند خشنود کننده باشد و از آن حمایت قاطعی هم بکنند اما آن هایی که در چند سال اخیر سیر اتفاقات ورزش کرمان را دیدند، از این حرف به شدت احساس خطر می کنند!

چند باشگاه بزرگ و باسابقه در کرمان به همین بهانه هزینه در ورزش همگانی، بودجه تیم های حرفه ای خود را کاملا قطع کردند تا امروز هیچ نشانی از آن تیم های حرفه ای باقی نماند. باشگاه هایی مثل شهرداری کرمان و ذغالسنگ که روزی خیلی از تیم های حرفه ای کرمان را در رشته های مختلف در سطح بازی های کشوری زیر پوشش قرار داده بودند، با همین بهانه هزینه در ورزش همگانی بودجه این تیم ها را صفر کردند تا آن تیم های با سابقه به خاطره بپیوندد.

حالا امروز صحبت های رئیس شرکت مس مبنی بر هزینه در ورزش همگانی دوباره همان خاطرات بسیار تلخ را پیش روی چشم کرمانی ها می آورد که ورزش مس هم در کنار همه باشگاه های نابود شده کرمان، به همان سرنوشت دچار شود! شاید اگر آقای مرادعلیزاده به جای اینکه اعلام کرده بود به هزینه در ورزش مثل دادن پول به مربی خارجی اعتقاد نداد، اینطور بیان می کرد که به هزینه اصولی در ورزش معتقد است امروز نگرانی ها از این بابت کمتر بود اما اینکه شرکت مس هم بخواهد به جای هزینه در ورزش حرفه ای به بهانه هزینه در ورزش همگانی پایش را عقب بکشد موضوعی نیست که باب میل هیچکس در کرمان باشد. بهرحال مس خود را با همین تیم های حرفه ای به خصوص فوتبالیش خود را نماد کرمان کرده است و همه ورزش دوستان کرمانی با وجود تحقیری که فوتبال مس در این فصل نصیب کرمان کرد، بازهم منتظرند که مس همین رویه خود را ادامه دهد.

هزینه برای ورزش همگانی کار مس نیست و سایر نهادهای استان باید این کار را انجام دهند. برای مثال هیچکس در کاتالان این انتظار را ندارد که باشگاه بارسلونا هزینه تیم های حرفه ای خود را کم کند و ورزش همگانی را گسترش دهد!! و این وظیفه سایر نهادهای ورزشی این منطقه است و باشگاه بارسلونا به عنوان یک باشگاه حرفه ای باید هزینه تیم های حرفه ای خود را تامین کند. همینطور مقامات مس باید در جریان باشند که در یک منطقه تا یک تیم حرفه ای که همه علاقه مندان به ورزش را به خود جلب نکند، وجود نداشته باشد، در آن مطقه میل و رغبت به ورزش همگانی هم به صفر خواهد رسید و عملا مس با تغییر رویه در این کار به عنوان آخرین سنگر ورزش دوستان در کرمان، ورزش کرمان را نابود خواهد کرد.

مس باید در ورزش حرفه ای خرج کند. نه خرج بی رویه که باید اصولی این هزینه را صرف تیم هایش کند. باشگاه نفت تهران در این فصل با نصف هزینه های مس موفق شد کسب سهمیه آسیا کند و مس هم باید رو به خرج اصولی و منطقی بیاورد. مقامات مس باید آگاه باشند که خرج نکردن برای تیم هایشان همانقدر اشتباه و گناه بزرگ محسوب می شود که خرج های بیهوده و عبس مدیران فصل قبل کمر باشگاه مس را شکست.

قطعا آقای مرادعلیزاده نمی خواهد باشگاه مس را از چاله خارج کند و آن را به چاه بی اندازد. البته برخی این صحبت های آقای مرادعلیزاده را در آن راستا ارزیابی کردند که وی به عنوان مدیر شرکت مس به همه آن هایی که این شرکت را برای خرید در لیگ برتر اجبار کرده اند و زیر فشار برده اند، هشدار داده است که اگر برروی این فشار خود خیلی اصرار کنند، کلا بی خیال ورزش داری می شود! این همان مسئله ایست که به ساختار غلط باشگاه مس برمی گردد که سبب شده است این باشگاه ورزشی به نوعی گروگانی در دست شرکت مس باشد! بهرشکل باید دید در روزهای آتی سیر جریانات باشگاه مس سرنوشت آینده آن را به چه سمت و سویی هدایت می کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 و ساعت 11:3 |

فعلا بیشتر برای خرید متقاعد شده اند!

با صحبت هایی که دیروز از طرف مقامات مختلف مس مطرح شد، حالا بحث خرید امتیاز لیگ برتر از سوی مس وارد فاز جدیدی شده است.

      

در حالی که مقامات شرکت مس در هفته های قبل به طور جد مخالف هرگونه حتی فکر برروی خرید امتیاز لیگ برتر برای تیم فوتبال مس بودند، اما با قطعی شدن سقوط مس و درخواست های زیاد در کرمان و از سوی دیگر طرح علنی شدن فروش امتیاز راه آهن، حالا آن قاطعیت برابر خرید امتیاز از سوی مقامات شرکت مس وجود ندارد.

آن ها ظاهرا در جلسه پنجشنبه خود به این نتیجه رسیدند که بیشتر روی این مسئله فکر کنند و قرار است طی دو روز آتی در این باره نشستی برگزار کنند تا این مسئله را به طور جدی بررسی کنند. با این حال خرید امتیاز از سوی شرکت مس به همین راحتی ها نیست و در حالی که راه آهن برای فروش اعلام آمادگی کرده است، نمی توان در کرمان به راحتی تصور کرد که این امتیاز خیلی ساده به کرمان خواهد آمد.

برخی اعضای هیات مدیره شرکت مس که چندان علاقه زیادی به بحث ورزش ندارند قطعا در این جلسات طرح های خود را برای مخالفت با این اتفاق اعلام خواهند کرد و از سوی دیگر شرکت مس اصلا نباید احساس کند که در زمینه خرید این امتیاز تنهاست و قطعا شرکت ها و نهادهایی وجود دارند که خیلی برای خرید این امتیاز راغب هستند. به خصوص اینکه انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز نزدیک است و هر شهر که بتواند این امتیاز را بخرد، قطعا یکی از برگ برنده های خود را در این زمینه رو کرده است. ضمن اینکه گفته می شود از آنجا که قرار است این امتیاز از تهران خارج نشود، برخی درصدد هستند از طریق امتیاز تیم فوتبال راه آهن تیم فوتبال پاس را در تهران احیا کنند که این مسئله نشان می دهد اگر مقامات مس درصدد هستند در این زمینه کاری کنند، باید هرچه سریعتر به جمع بندی برسند و از دست دادن زمان به نفع رقیبان آن ها تمام خواهد شد.

 با این حال گفته می شود بدهی سنگینی که بابک زنجانی به وزارت صنایع دارد شاید در این زمینه به مدد مس بیاید و در حالی که وزارت از وصول بدهی های خود ناامید شده است شاید در حالی که اموال زنجانی خیلی سخت به دست می آیند فرصت را از دست ندهد و با گرفتن امتیاز تیم فوتبال راه آهن برای مس، تا حدودی بدهی های زنجانی را با خود صاف کند! البته این مسئله ایست که فعلا بیشتر در حد گمانه زنی مطرح شده است و هیچ مقام رسمی آن را تائید نکرده است.

در کرمان هم که تقریبا همه برای خریدن این امتیاز تمایل دارند و حتی برای آن دست به سیاست و نقشه هم زده اند. این مسئله را می توان از بی میلی مدیر عامل باشگاه مس به این اتفاق دانست که البته تجربه ثابت کرده است او در هر قضیه ای که بی میلی خود را رسانه ای کرده است، معمولا آن اتفاق پس از چندی رخ داده است! ایرانمنش که از بی میلی خود به خرید امتیاز مس در لیگ برتر صحبت کرده بود شاید خبرهایی در این زمینه دارد که از بی میلی اش برای این اتفاق رسما صحبت کرده است تا کسانی که سابقه این گونه مصاحبه های ایرانمنش را دارند حتی از شنیدن این بی میلی او احساس رضایت بیشتری مبنی بر رخ دادن این اتفاق کنند!

با این حال خرید امتیاز در لیگ برتر موضوعی است که کاملا مربوط به شرکت مس است و اگر مقامات این شرکت به طور کامل متقاعد شوند که برای خرید مس در لیگ برتر هزینه صرف کنند، این اتفاق تحت هر شرایطی رخ خواهد داد. هرچند نسبت به روزهای قبل این مقامات انعطاف بیشتری برای این اتفاق نشان می دهند اما به نظر می رسد سیل مشکلاتی که برای خرید امتیاز راه آهن پیش روی پای کرمانی ها می باشد و همچنین عدم اجماع صد در صدی در شرکت مس سبب شده است که هنوز نتوان با قاطعیت از این اتفاق در کرمان صحبت کرد. کرمانی ها که در این فصل یاد گرفته اند با نگرانی به همه اتفاقات داخل زمین و خارج از زمین نگاه کنند، حالا چشم های نگران خود را به شرکت مس دوخته اند تا به نوعی تکلیف تیم فوتبال مس از دل جلسات این شرکت بیرون درز کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 و ساعت 11:44 |

پول بهترین بازیکن مس می شود؟!

کرمانی هایی که اصلا دوست ندارند سقوط مس به لیگ یک را باور کنند، بنا به طبع همه هواداران فوتبال در این شرایط چشم امید خود را به اتفاقات خارج از زمین معطوف کرده اند و امیدوارند پس از پشت سر گذاشتن یک فصل بسیار سخت که هیچ روزنه امیدی برایشان در داخل زمین باز نکرد، حالا در خارج از زمین خبرهای خوب برایشان از بقای مس در لیگ برتر مخابره شود.

   

امید آن ها وقتی برای شنیدن این خبر بیشتر شد که زمینه آن به نوعی برای مس و هوادارانش فراهم شد.... هواداران مس که حالا قطعا می دانند لیگ 18 تیمی نخواهد شد زمانی به ماندگاری تیمشان در لیگ برتر از طریق خارج از زمین امیدوار شدند که باشگاه راه آهن رسما اعلام کرده است که امتیاز لیگ برتری فوتبال خود را برای فروش گذاشته است.

هرچند در چنین مواقعی ان قول های زیادی مطرح می شود و مثلا عنوان شده است که فقط نهادهای خصوصی می توانند امتیاز این تیم را بخرند و یا اینکه امتیاز راه آهن از تهران خارج نخواهد شد اما تجربه ثابت کرده است که در چنین مواقعی اگر یک نهاد که مثلا همان شرکت مس باشد، اگر اراده خرید کند، خریدن این امتیاز اصلا کار دشواری برایش نیست! چراکه پیش از این در حالی که اصلا تصور نمی شد امتیازی از این طریق خرید و فروش شود، باشگاه هایی مثل فولاد مبادرت به خرید آن کردند چه رسد به حالا که خریدار خودش کاملا راضی است و برای مشتریانش دست تکان می دهد!

از سوی دیگر مقامات فدراسیون فوتبال نیز که بارها چه به صورت تلویحی و چه به صورت صریح از بقای باشگاه هایی مثل مس در لیگ برتر که امکانات و شرایط مالی لازم را دارند حمایت کرده است و قطعا فدراسیون نیز زمینه این فروش به باشگاه مس را تسهیل خواهد کرد. در این شرایط و در حالی که از عوامل داخل زمین و بازیکنان مس کاری برای نجات مس برنیامد، باید دید که پول بهترین بازیکن مس در این فصل خواهد شد و در نهایت هواداران مس با گلزنی بازیکن سبز پوش خود موفق به ماندگاری در لیگ برتر فصل آینده هم خواهند شد؟!

نکته نه چندان جالب قضیه در این مقطع این است که شرکت مس فعلا تمایلی برای خرید امتیاز لیگ برتری برای مس نشان نمی دهد. با یک حساب سرانگشتی متوجه می شویم که این خرید مبلغی در حدود 40 میلیارد تومان برروی دست شرکت مس هزینه می گذارد. مبلغی در حدود 16 میلیارد برای خرید امتیاز و 20 میلیارد هم برای بستن تیم در فصل آینده که موجب می شود مقامات هیات مدیره شرکت مس که عمدتا خیلی هم علاقه ای به ورزش و فوتبال و خرج در آن ندارند، دستشان برای دادن پول در این زمینه بلرزد. آن هم در سالی که قرار است اقتصاد مقاومتی باشد و هزینه ها از فیلترهای بیشتری عبور کنند.

 هرچند این مبلغ خیلی برای شرکت مس خیلی مبلغ کلفتی محسوب نمی شود اما با این حال پرداخت آن درشرکت مس به این راحتی ها نیز امکان ندارد. البته مقامات شرکت مس که در ابتدا خیلی برابر این قضیه موضع می گرفتند و قویا هرگونه بحث در رابطه با خرید امتیاز در لیگ برتر را رد می کردند، حالا از جلساتی حرف می زنند که در این باره در شرکت مس و هیات مدیره آن در حال جریان است و شاید ناگهان خروجی های پرسروصدایی مبنی بر خرید امتیاز هم از دل خود داشته باشد! این احتمال وقتی بیشتر می شود که برخی افراد سیاسی سرشناس استان از استانداری گرفته تا نمایندگان مجلس و حتی افراد پشت پرده ای نظیر آقای مرعشی نیز در این مسئله ورود کرده اند و به نوعی درصدد هستند مقامات شرکت مس را مجاب به خریدن امتیاز در لیگ برتر کنند.

 تصمیمی که باید تا آخر این هفته اتخاذ شود چراکه اگر شرکت مس متقاعد شود که این امتیاز را بخرد باید هرچه سریعتر آستین ها را بالا بزند تا تبعات آن را هرچه سریعتر پشت سر بگذارد. بهرشکل این تصمیم در ابتدا با تبعات زیادی مثل برخورد رسانه ها و افرادی نظیر عادل فردوسی پور نیز روبرو می شود اما از آنجا که خود باشگاه راه آهن بنا به مشکلاتش اعلام فروش کرده است، گذر از این تبعات به مراتب راحت تر است. ولی بهرشکل اگر قرار است این تصمیم اتخاذ شود، هرچه سریعتر نهایی شود بهتر است چراکه هم جو روانی استان را بهتر کنترل می کند و هم زمینه برای بستن یک تیم خوب در فصل بعد باید مهیا شود.

 با این حال چه شرکت مس در نهایت تصمیم به خرید امتیاز بگیرد و چه نگیرد آنچه که بسیار مهم و حیاتی برای باشگاه مس می باشد، این نکته است که این باشگاه هرچه سریعتر چارت جدید مدیریتی خود و اثر پذیری اش از شرکت مس و همچنین موارد مختلفی که می تواند به مدیریت بهتر و حرفه ای تر این باشگاه مربوط باشد را تدوین کند. برخی معتقدند که برگشت مس به لیگ برتر با حواشی که دارد عملا جلوی این اتفاق را می گیرد و برخی دیگر باشگاه فولاد را مثال می زنند که با وجود خرید امتیاز در لیگ برتر، ساختارهای خود را هم تا حدود زیادی بهبود بخشید. این خود یک بحث مفصل می طلبد که طی روزهای آتی به آن خواهیم پرداخت. در روزهایی که ماندن و یا رفتن مس از لیگ برتر هم شکل واضح تری به خود خواهد گرفت.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 و ساعت 12:29 |

عروسی به کوچه ما هم خواهد آمد

فوتبال رشته درازی دارد به درازای زندگی همه آدم های روی زمین....رشته درازی که یک سر آن تا طرف دیگرش فاصله ای به بلندای بهشت و جهنم دارد...

      http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/01/22/13930122231820419_PhotoL.jpg

نیاز نیست فاصله این دو سر، اندازه دو دنیا باشد و می تواند این فاصله دقیقا به طول جاده کرمان تا خوزستان و رشت باشد اما فاصله درون دل های ساکنینش درست قد یک دنیاست! در خوزستان همه بر طبل شادی می زنند و هلهله سر می دهند اما در رشت و کرمان مردمانش  دست در دست هم به یکدیگر تسلیت می دهند...تسلیت یک غم بزرگ که حاصل یک عدم شایستگی برای ماندن در لیگ برتر بود. آن ها حالا دیگر می دانستند که تاپ نیستند و برای هوادارنشان نیز ذره ای احترام ندارند چراکه آن ها در زمین حرمت این هواداران را حفظ نکردند... هرچه در خوزستان بازیکنان فولاد برای مردمان این دیار اسطوره بودند، بازیکنان این دو تیم مایه خفت اهالی استانشان شدند که خیلی زود ورزشگاه را ترک کردند و یا کانال تلویزیون را عوض کردند تا فراموش کنند چنین سفیرانی هم داشته اند. اگر بازیکنان داماش بعد از بازی در میان سیل اشک های خود از بی پولی می گفتند و اینکه به نان شبشان در داماش محتاج بوده اند، مشخص نبود بازیکنان مس بدون بهانه بی پولی به کدام طناب خود را آویزان می کردند... در خوزستان سرود قهرمانی سر داده می شود و در کرمان گرد ناامیدی بر در و دیوار شهر می ریزند... اما این دنیای با سخاوت فوتبال به اندازه همه مردمانش غم و شادی دارد... اگر امروز رنگ غم به چهره زده ایم باید به دنبال این باشیم که از کوررنگی خارج شویم و رنگ پیروزی پیدا کنیم. برای ما بس بود که در برزخ فقط چهره خود را با سیلی سرخ کنیم. نه امکانات مس و نه امکانات کرمان کمتر از خوزستان نیست که امروز عروسی را در کوچه آن ها ببینیم و خود را داغدار یک سقوط مرگبار بدانیم... برای همه ما مثل روز روشن است که اگر در مسیر درست گام برداریم خیلی زودتر از آنچه که خوزستانی ها به آن رسیدند می توانیم حتی به قهرمانی فکر کنیم. درست همانند روزی که سقوط فولاد در لیگ برتر قطعی شد و خیلی ها پرونده این تیم را پیچیده شده دانستند اما امروز بعد از چهار سال از آن زمان نه فقط پرونده آن بسته نشده است که با حرکت در مسیر صحیحش، فولاد امروز نه فقط در ایران که در آسیا زبان می چرخاند و حرف برای گفتن دارد. فرق ما و فولاد تنها در یک مسئله است. خوشبختانه آن مسئله امکانات نیست که برای همه مثل روز روشن است که امکانات مس و فولاد سر به سر هستند و چه بسا امکانات کرمان بیشتر هم باشد. اختلاف فقط و فقط در پیدا کردن راه است. خورستانی ها در داخل خوزستان و در میان خودشان خواستند و توانستند راه را پیدا کنند اما ما در کرمان فعلا نمی خواهیم و قصد هم نداریم راه را تشخیص بدهیم و در مسیر آن گام برداریم. بیراهه برای عده ای در این استان همیشه بهترین راه بوده است...بیراهه هایی که آن ها را دقیقا به مقصد می رساند ولی اکثریت جماعت کرمانی را همیشه در بن بست می گذارد. درست همانند امسال که بیراهه مس که به دره سقوط رسید خنده را بر لب برخی باقی گذاشت آن هم در میان سیل اشک همه کرمان... امروز باید راه را پیدا کنیم. در کرمان آنقدر فکر روشن هست که چراغ راه باشد. باید این چراغ ها روشن شود. باید از تجربه ها ولو در خوزستان نهفته باشد استفاده شود. باید دست از خود زنی و ریختن آب در هاون رقیبان برداشت. باید دست به دست هم داد به مهر و مس خویش را کرد آباد...باید دوباره ساخت مس را ولو با با استخوان خویش...دوباره ساختنی که چهره واقعی و ماندگار به مس دهد برای همه عمر...چهره ای که هیچ آدم ناتویی با هر قدرتی نتواند خش برروی صورتش بی اندازد.... آن روز است که ما با این داماد خوش سیما عروس شادی را به کوچه کرمان می آوریم... ما لایق این عجوزه که فقط نام مس دارد نیستیم و خیلی زود دست به کار می شویم برای درست کردن سیمای آن که مثل زیبای خفته در بطنش نهفته است و باید طلسمش شکسته شود....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و سوم فروردین 1393 و ساعت 11:1 |

مس در دو راهی بزرگ تاریخی خود

با مسجل شدن سقوط تیم فوتبال مس، این باشگاه به نوعی بر سر یک دوراهی تاریخی قرار گرفته است. نه فقط این باشگاه که همه هواداران و عوامل این تیم یکی از حساس ترین مقاطع مربوط به تیم فوتبال مس را پشت سر می گذارند.

    

معمولا در همین شرایط بحرانی است که تصمیمات می تواند خیلی مهم تلقی شود و موجب شود که راه نجات خیلی نزدیک تر شود و یا اینکه با رفتار و اعمال انجام شده در این شرایط این راه آنقدر دور شود که گاهی نه تنها به مقصدی نمیرسد که می تواند موجب از هم پاشیدگی کل آن سیسستم شود. از همین روست که همه اهالی کرمان و همه آن هایی که خود را اهل مس می دانند باید به شدت مراقب تصمیم و رفتارهای خود باشند و به خوبی از تجربه های گذشته و مشابه مس درس عبرت بگیرند. در این مقطع، تعیین سرنوشت مس و تیم فوتبال آن بسیار مهم است و اینکه چه تصویری را باید برای این تیم در روزهای آتی رقم زد بسیار حائز اهمیت است. کاملا طبیعی است که این روزها همه عوامل مرتبط با این تیم پس از این شکست غم انگیز با عصبانیت حرف های احساسی بزنند و با انداختن توپ به زمین یگدیگر درصدد باشند کمی از غم خود با این شیوه کم کنند اما قطعا این روزها نیز گذرا است و در کمال این عصبانیت باید خیلی منطقی و با آرامش به روزهایی اندیشید که مس همچنان باید زندگی کند و این روزهای سیاه را جبران کند. قطعا اگر زمانی باشد که مسائل مهم و حیاتی را برای بازسازی خانه مس از اساس بررسی کنیم، آن زمان دقیقا همین الان است و از همین روست که باید در کنار خشم و اندوهی که در دل داریم به این مسئله منطقی هم نگاه کنیم تا در این دوراهی حساس راه را به اشتباه نرویم.

دیوار کجی که بالاخره فرو می ریخت

با بررسی وضعیت باشگاه مس از همان زمانی که این تیم به لیگ برتر صعود کرد این مسئله را برای ما روشن می کند که شاکله این باشگاه به خصوص در تیم فوتبالش به مثابه دیوار کجی بود که اگر امروز نمی ریخت فردا حتما خراب می شد و تداوم این وضعیت در باشگاه مس راه به جای خوبی نمی برد. متاسفانه در مدت این هشت سال هم نه تنها برای صاف کردن این دیوار قدمی برداشته نشد که سال به سال بر کج بودن آن خشت گذاشته می شد. شاید حالا که تیم مس به لیگ یک سقوط کرده است و ما طعم این شکست را احساس کرده ایم، به صرف حضورمان در لیگ برتر در سال های گذشته احساس موفقیت در آن سال ها می کردیم اما واقعیت امر این است که ما در آن سال ها نیز به نوعی بازنده بودیم. باشگاه مس کرمان در همه این سال ها اگر بیشتر از تیم های قهرمان لیگ هزینه نمی کرد قطعا خیلی کمتر از آن ها نیز هزینه های خود را انجام نداده است اما در این هشت سال تنها افتخار باشگاه مس یک مقام سومی بود که این نشان می دهد با وجود هزینه های کلانی که در این باشگاه انجام می شد عملا دست آورد بزرگی برای این تیم فوتبال حاصل نشده است. این نکته مسئله ای را برای ما بازگو می کند که مدیریت باشگاه مس در تمامی این سال ها به نوعی مدیریت هزینه بوده است و اگر برنامه جامع و بلند مدتی برای این باشگاه در نظر گرفته می شد، شاید در پایان سال چهارم و یا پنجم، با وجود همه هزینه هایی که در باشگاه مس شده بود، این باشگاه و تیم فوتبالش به نقطه های هدف گذاری شده برای خودشان چه در ایران و چه در آسیا می رسیدند. اما مس در تمامی این سال ها به صورت یک سال درمیان برای سقوط نکردن می جنگید تا مشخص شود عملا هیچ برنامه جامع و هدف داری از سوی باشگاه مس برای تیم هایش به خصوص فوتبال آن در نظر گرفته نشده است. مسلم است هر سیستم و مجموعه ای اگر بدون برنامه ریزی و فقط به نوعی به صورت روزمرگی اداره شود سرانجامی بهتر از فرو ریختن دیوارش ندارد و این روزمرگی سرانجام به جایی از اشتباه می رسد که راه جبرانی برای آن نمی گذارد، دقیقا همانند اتفاقی که امسال در باشگاه مس افتاد و سیل عظیم اشتباهات در آن، که حاصل همه اتفاقات سال های قبل بود، باشگاه را در بن بستی گذاشت که نهایتش آنچه بود که دیدیم. اما اینکه چرا مدیریت باشگاه مس هیچگاه از همان حالت جنینی و روزمره خارج نشد خودش بحث مفصلی می طلبد.

حیاط خلوتی به نام باشگاه مس

کسانی که از نزدیک با باشگاه مس و به نوعی شرکت مس و جریانات حاکم بر آن ها ارتباط داشتند به خوبی درک کرده بودند که باشگاه مس به نوعی حیاط خلوت شرکت مس محسوب می شود و جذابیت های این حیاط خلوت سبب می شد که در شرکت مس عملا تصمیم گیری های اساسی برای باشگاه مس صورت بگیرد. اینکه باشگاه مس به عنوان یکی از شاخه های شرکت مس که بودجه مالی خود را از آن تامین می کند، باید زیر نظر این شرکت کار کند امری منطقی و صحیح است اما اینکه باشگاه مس تا این حد تحت تاثیر اتفاقات شرکت مس باشد همان موضوعی است که بیشترین لطمات را به این باشگاه وارد می کرد. باشگاه مس در هشت سال اخیر خود نزدیک به هفت مدیر عامل عوض کرده است که در نوع خود یک رکورد منفی در عرصه باشگاه داری محسوب می شود. جالب تر اینکه مدیرانی بر سر کار این باشگاه آمدند که هیچ سنخیت فکری با یکدیگر نداشتند و مثلا میان آقای گنجعلی خانی و نیک نفس نمی شود از نظر مدیریتی هیچ تشابه فکری پیدا کرد که این گونه گمان کرد که این سیل مدیران در تکامل برنامه های خود در باشگاه مس گام بردارند. این در حالی است که گاهی شرکت مس از طریق نیروهای خود مثل رستمی و یا داوری به طور مستقیم در تصمیمات باشگاه مس دخالت می کرد تا مشخص شود باشگاه مس دقیقا همان شهر آشوبی است که ثبات مدیریتی در آن هیچگاه وجود نداشته است. تکیه بیش از اندازه مدیریت باشگاه مس به مدیریت شرکت مس سبب شده است که وضعیت مدیریت این باشگاه مشابه همان نیمکت مربیانی شود که فقط باب میل مدیران آن باشگاه تصمیم گیری می کنند و فقط به صرف کسب یک یا دو پیروزی در زمین تلاش می کنند که این شیوه ثابت کرده است آن تیم قطعا با مشکل مواجه می شود و اگر این تیم نهایتا به چند پیروزی هم دست پیدا کند سرنوشتی جز باخت ندارد. این شیوه دقیقا در باشگاه مس نیز به وجود آمده بود و سیل تغییرات در مدیریت باشگاه مس سبب شده بود که مدیران عامل در هر مقطعی از ترس برکناری به نوعی به همان شیوه روزمرگی مدیریت کنند و هیچگاه برنامه بلند مدتی برای این باشگاه از آستین خارج نکنند. این در حالی است که همه نمونه های موفق باشگاه های صنعتی در ایران زمانی موفق شدند به برنامه های جامع خود دست یابند که سیستم مدیریت باشگاه خود را به نوعی از مدیریت کارخانجات خود جدا کردند. باشگاه سپاهان اصفهان با وجود تغییرات فراوان در مدیریت فولاد مبارکه به نوعی از برنامه های باشگاه خود صرف نظر نکرد و همین اتفاق در باشگاه فولاد خوزستان نیز رخ داد و تغییرات در این نهاد صنعتی موجب نشد که برنامه های بلند مدت این باشگاه که از چند سال قبل استارت خورده بود با چالش مواجه شود و این باشگاه ها به نوعی به باشگاه داری حرفه ای خود نزدیک شده اند و امروز ماحصل آن را درو می کنند. اما در همین باشگاه مس حساب کنید که کوچکترین اتفاقی در شرکت مس اولین تبعات آن به باشگاه مس وارد می شد تا جایی که آقای اردبیلی مدیر عامل شرکت مس می شود و تصمیم به انحلال باشگاه خود می گیرد! و تنها با پا درمیانی سایرن از آن صرف نظر می کند  و یا برخی دیگر از مدیران عامل این شرکت نظیر پوستین دوز به طور مستقیم در انتخاب سرمربی و بازیکنان نیز دخالت می کردند!! اگر امروز صحبت از ساختار سازی در باشگاه مس می شود به این معناست که رابطه باشگاه با شرکت مس شکل منطقی و معقولی به خود بگیرد و با مشخص کردن چارت حرفه ای و اساسی برای این باشگاه رابطه باشگاه با شرکت وضعیت مناسبی به خود بگیرد.

فضا را برای این ساختار فراهم کنیم

اما در این دو راهی تاریخی پیش روی باشگاه مس در این مسئله که باید ساختار باشگاه مس از نو ساخته شود هیچ جای شک و تردیدی وجود ندارد و در مباحث بعد در رابطه با اینکه خرید امتیاز در لیگ برتر در فصل بعد باید صورت بگیرد و یا خیر هم صحبت می کنیم. اما آنچه که حتی مهمتر از خرید امتیاز در لیگ برتر برای مس جلوه می کند این است که همه دلسوزان این باشگاه و تیم فوتبال مس باید فضایی فراهم کنند که در نهایت منجر به این مسئله شود که دست اندرکاران شرکت مس محیط مناسب را برای باشگاه داری در مس فراهم کنند. شکست بزرگ دوم برای باشگاه مس این است که با همین شیوه به حیات خود ادامه دهد. باید روز به روز بر روی این موضوع که باشگاه مس از حالت جنینی خود به شکلی زیبا متولد شود تاکید بیشتری شود تا حالا که تهدید سقوط به لیگ یک برای مس عملی شده است آن را حداقل فرصتی برای بهبود سازی آینده این باشگاه کنیم.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 و ساعت 19:58 |

چراغ را شما روشن نگه می دارید

بعد از مطلبی که ما در رابطه با عملکرد آقای ایرانمنش منتشر کردیم برخی دوستان چنان در برابر ما موضع گرفتند و سقوط مس را به گردن ما انداختند که گمان کردیم، ما پنالتی دقیقه 90 بازی آخر مس را از دست دادیم تا باید این گونه ملامت شویم!

          

هرچند برخی از این نظرات برای ما در این تقریبا ده سال گذشته خیلی آشناست و برخی دوستان تحت هر شرایطی ما را از تهمت های خودشان بی نصیب نمی گذارند اما برای برخی از دوستان که می دانیم غرضی ندارند و ممکن است شائبه ای برایشان پیش آمده باشد، خودمان را بازهم مکلف به توضیح می دانیم.

 دوستان؛ ما در آن مطلب چند آیتم مربوط به مدیریت آقای ایرانمنش را بررسی کردیم. آیتم هایی که در چند روز اخیر بیشترین انتقادات را از وی به دنبال داشت. مواردی مثل همان پرداخت 80 درصدی قراردادها، عدم اخراج مظلومی، عدم انتخاب لوکا بعد از اخراج یاوری و چند مورد دیگر که ما با دلیل در رابطه با آن ها صحبت کردیم. در همان مطلب هم کاملا صریح اعلام کردیم که منکر اشتباهات وی نمی شویم و ایرانمنش هم همانند همه کسانی که در این فصل با مس ارتباط داشتند تقصیرات خاص خود را داشته است اما ما در این مطلب ضمن اینکه درصدد بودیم به طور منصفانه به عملکرد او نگاه کنیم، این اجازه را هم به کسانی ندهیم که در این شرایط فضا را برای تسویه حساب و انداختن همه مشکلات به گردن شخصی فراهم می بینند استفاده کنند.

بارها نیز به دوستان اعلام کردیم که اگر در رابطه با این موارد و آیتم هایی که ما بررسی کردیم توضیحی دارند بیان کنند تا نقد ما حالتی منصفانه تر پیدا کنند. اما برخی دوستان با بیان فجایعی که بعد از سقوط مس رخ می دهد و ما نیز به آن معترف هستیم، بدون هیچ منطقی آن را نشات گرفته از این مطلب و تماما بر گردن ایرانمنش می انداختند که اصلا صحیح و منطقی به نظر نمی رسد.

از همین روست که بازهم تاکید می کنیم هیچکس در اشکلات مدیریت آقای ایرانمنش نیز شکی ندارد و قطعا همه تصمیمات ایشان عالی نبوده است اما این دلیل نمی شود که حالا او را سیبل قرار دهیم.

 برخی دوستان هم در این شرایط از ما خرده می گیرند که چرا در ماه های اخیر با مطالبمان به نوعی تیم را به توپ انتقادات نمی بستیم! مطمئن باشید که همین دوستان اگر ما انتقاداتمان خیلی فاز تهاجمی به تیم می گرفت خیلی راحت ما را مقصر افت روحی تیم معرفی می کردند کما اینکه ما در تمامی مطالب گذشته خودمان که بازهم در آرشیو قابل دسترسی است بهرشکل فاز انتقاد و گلایه از تیم را در دستور کار داشتیم تا جایی که پرویز مظلومی در چند نوبت و در برابر خبرنگاران دیگر به واسطه همین مطالب از ما گلایه هایی کرد که حتی موجب تعجب همکاران ما شده بود.

 برای خود ما هم مایه تعجب است که برخی دیگر از افراد به اغماض اصرار دارند که ما را حامی آقای شهبازی معرفی کنند و هرچه اصرار ما مبنی بر اینکه کوچکترین مطلبی از ما در حمایت از تصمیمات آقای شهبازی به ما ارایه کنند نیز بی نتیجه می ماند و بازهم این افراد فقط اصرار دارند که ما همچنان حامی آقای شهبازی بوده ایم... بعضی وقت ها به خودمان شک می کنیم و تمامی مطالبمان را مرور می کنیم اما نمی فهمیم دوستان طی چه فرایندی به این نتیجه گیری رسیده اند! جالب اینکه در تنها زمانی که باشگاه مس رسما از وبلاگ تک به تک به پلیس فتا شکایت کرد و ما به بازپرسی شعبه هشت جزایی بابت مطالبمان دعوت شدیم در زمان همین مدیریت آقای شهبازی بود!! این موضوع را بنده تا امروز جایی به صورت رسمی اعلام نکرده بودم تا خدای نکرده این شائبه پیش نیاید که ما با باشگاه مس تقابل شخصی داریم. ولی عجیب است که در این شرایط برخی افراد که گاها مشکلات شخصی هم با اشخاصی نظیر شهبازی داشتند این انتظار را داشتند که وبلاگ تک به تک سلاح آن ها برای افرادی مثل آقای شهبازی و یا ایرانمنش باشد.

 در رابطه با همکاری برادر بنده نیز با باشگاه در مقطعی از زمان، بنده اصلا در جریان این انتخاب نبودم و برادر من به واسطه سابقه مطبوعاتی طولانی که خودش در کرمان داشت، در باشگاه یک چهره شناخته شده بود و به گفته خود مقامات باشگاه آن ها به دنیال کسی می گشتند که هم سابقه حقوقی داشته باشد و هم بر وضعیت تیم های مس اشراف کامل داشته باشد که در جمع بندی خود به نام وی رسیده بودند. اتفاقا بنده خودم بعد از تصمیم باشگاه برای انتخاب ایشان در جریان موضوع قرار گرفتم. جالب اینکه برخی از همکاران به دلیل اینکه با باشگاه مشکل حقوقی داشتند و نهایتا در دادگاه با برادر بنده طرف حساب می شدند، مشکلات خود را با ایشان بر سر بنده خالی می کردند!!

جدا از برخی دوستان که توقعتشان را در نظرات برای ما می نوشتند، برخی افراد چنان ما را بابت ننوشتن مطالب باب میل آن ها در این وبلاگ سرزنش می کردند که سردبیر و مدیر مسئول های ما چنین توقعاتی از بنده نداشتند! بهرحال هر نویسنده و هر خبرنگاری طیف فکری خود را دارد و بنده از روز اول با همه دلایلی که در همان مطلب مربوط به آقای ایرانمنش نوشتم، چه در رابطه با انتحاب سرمربی و چه در رابطه با مسائل دیگر تیم، اینطور استنباط کردم که او درصدد است بهترین تصمیمات را اتخاذ کند هرچند که شرایط باشگاه مناسب نبود و همیشه هم آن تصمیمی که ما فکر می کنیم بهترین است مفید از کار در نمی آید و شاید انتقاد بزرگ از آقای ایرانمنش امروز این باشد که شاید نمی بایست همان بهترین تصمیمات را که فکر می کرد، اتخاذ کند و به گونه دیگر عمل کند!

 برخی دیگر هم این شائبه را مطرح کردند که حضور ما در سایت باشگاه به این مسئله مربوط باشد که لازم است دراین باره هم توضیح دهم که رقم دریافتی ما از بروز رسانی سایت باشگاه اصلا آنقدر نیست که تاثیر برروی حتی تفکر شما بگذارد چه برسد به قلم شما! مسئله سایت باشگاه همیشه یکی از دغدغه های شخص بنده بود و در طول مدیریت های مختلف باشگاه اتفاقا پیشنهادهای زیادی شد که این مسئله را با رقم هایی خیلی بیشتر از آنچه که امروز دریافت می کنیم در دست بگیریم. اما از آنجایی که احساس می کردیم مسئله سایت ممکن است توقعات بعدی را از ما به دنبال داشته باشد از این مسئله اجتناب می کردیم اما با مدیریت جدید شرکت مس و اینکه افراد خوشنامی در هیات مدیره جدید باشگاه حضور پیدا کردند، این مسئله را تقبل کردیم آن هم در حالی که از نظر مالی شاید کمترین قرارداد ممکن در این زمینه بسته شده باشد.

 بنده هیچگاه درصدد نبودم که این مسائل شخصی را باز کنم اما برخی دوستان در روزهای اخیر فضایی فراهم کردند و بهرشکل با سقوط تیم فرصتی پیدا کردند که تهمت زنی های خود را در فضاهای مختلف گسترش دهند و ما را مجبور کردند که برای شفاف سازی و اینکه هیچ داوری بهتر از شما پیدا نمی کنیم این مسائل را بیان کنیم. پیش از این برای برخی از دوستان هم که با صداقت از ما انتقاد می کردند اعلام کرده بودم که بهرشکل در موضوعاتی بین ما و آن ها اختلاف سلیقه پیش می آید اما این دلیلی نیست که آن ها هم گمان کنند ما از خطمان عدولی داشته ایم.

پوست ما نیز به نوعی برابر این هجمه تهمت ها کلفت شده است و فقط ترس من از عاقبت و آخرت حرف هایی است که این دوستان بیان می کنند. هنوز دوستانی که ما را متهم به رابطه بی ضابطه با برخی افراد باشگاه می کردند اما بعد از آن متوجه شدند که ما تا چه حد اختلاف داشتیم نه تنها حلالیتی از آن حرف های خود نخواستند که امروز صحبت های جدید مطرح می کنند! هنوز خیلی ها ما را مواجب بگیر فلان بازیکن می دانند در صورتی که بنده شماره تلفن او را هم ندارم! هنوز برخی ما را متهم می کنند که از آن مدیر و یا فلان مربی باج چند صد میلیونی گرفتیم درصورتی که خودشان بهتر از هرکسی متوجه کذب حرف هایشان شدند ولی همچنان بر سر هر موضوعی خیلی راحت چشم هایشان را روی هم می گذارند و تهمت می زنند که البته ما همه این عزیزان را به خدا واگذار کرده ایم....

 بهرشکل ما امروز و دیروز قلم در دست نداریم و نزدیک به ده سال است که نوشتن را ادامه می دهیم و اگر قصوری در کار ما بوده است توسط همین خود مردم خیلی وقت پیش کنار گذاشته می شدیم. در همین مدت خیلی ها انواع اتهامات به ما زدند و تقریبا ما را مواجب بگیر همه مدیران و پس از آن حاشیه ساز برای همه ان ها معرفی کردند! اما بهرشکل زمستان گذشت و رو سیاهی برای ذغال باقی ماند چراکه ما همیشه با صداقت با مردم صحبت کردیم... مطمئن باشید که این صداقت ما در این وبلاگ چراغ راه ماست و تا زمانی که به اصول خود پایبند باشیم اینجا به روز رسانی خواهد شد در غیر این صورت وجود این وبلاگ به غیر از اتهام زنی به ما و دردسرهایی که سبب شده است ما در چهار نوبت مختلف به دادگاه برویم چیز دیگری نداشته است...

در نظر سنجی جدید تک به تک شرکت کنید

در نظر سنجی جدید تک به تک از شما سوال می کنیم به نظر شما مهمترین عامل در سقوط تیم فوتبال مس کدام یک از گزینه های مطرح است؟! شما نظر خودتان را در پائین قسمت پیوندهای وبلاگ می توانید اعلام کنید.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیستم فروردین 1393 و ساعت 20:6 |

فدراسیون برای لیگ برتری ماندن مس چشمک می زند؟!

هرچند که درو دیوار کرمان سراسر غم و اندوه و سرخوردگی شده است، اما امروز و چند صد کیلومتر آن طرف تر مردم مسجد سلیمان و مشهد از اینکه تیم هایشان جای مس را در لیگ برتر گرفته است سر از پا نمی شناسند.

   تقدیر از فدراسیون فوتبال ایران

اما با قطعی شدن صعود تیم نفت مسجد سلیمان به لیگ برتر ناخود آگاه ذهن مسی ها به کنفرانس مطبوعاتی تاج و بهروان متبادر می شود که چند ماه قبل در کرمان و پیش از بازی فینال جام حذفی برگزار شد. در آن زمان وقتی مسئولین فدراسیون فوتبال با سوالاتی مبنی بر 18 تیم شدن لیگ برتر مواجه شدند تا زمینه بقای مس مطرح شود، آن ها این مسئله را رد کردند اما تلویحا ابراز علاقه کردند که تیم هایی مثل مس در لیگ برتر باقی بماند.

 بهرحال باشگاه مس و شهر کرمان یکی از معدود ارکان لیگ برتر بود که چه از نظر امکاناتی تمامی شرایط ای اف سی را دارد و هم از نظر مالی سبب می شود که بیلان به شدت منفی فوتبال ایران از نظر مالی تا حدودی چهره موجهی بگیرد. قطعا حضور مس در لیگ برتر کاملا مطلوب دل مقامات فدراسیون فوتبال بود و از همین رو بود که آن ها در آن کنفرانس مطبوعاتی حرف هایی زدند که حالا بیشتر به یاد کرمانی ها می آید.

 تاج و بهروان در آن نشست اعلام کردند که در هیات رئیسه فدراسیون فوتبال مقرر شده است که اگر تیمی به لیگ برتر صعود کند اما حتی یکی از آیتم های مورد نظر ای اف سی را نداشته باشد از حضورش در لیگ برتر ممانعت می شود. در آن زمان حتی رسما از تیم هایی مثل نفت مسجد سلیمان و ایرانجوان بوشهر هم نام برده شد و اعلام شد که باشگاه هایی نظیر آن ها امکانات لازم را ندارند از این رو فدراسیون فوتبال اجازه حضور این تیم ها را در لیگ برتر نمی دهد.

حالا با گذشت چند ماه از آن کنفرانس، حالا دست بر قضا صعود مسجد سلیمان به لیگ برتر قطعی شده است و سقوط مس به لیگ یک نیز مسجل است تا حالا این گونه متبادر به ذهن شود که مقامات فدراسیون فوتبال پیرو چشمکی که قبلا به باشگاه مس زده بودند، آن ها درصدد باشند که لیگ برتر را به تیم مس بفرما بزنند!! البته این مسئله و این ذهنیت که به واسطه همان کنفرانس مطبوعاتی بهمن ماه در کرمان به ذهن متبادر می شود، دلیلی نیست که مس را در لیگ برتر ماندگار تصور کنیم و ظاهرا مقامات شرکت مس آنقدر برای تیم داری فوتبال در لیگ برتر بی میل شده اند که هیچ بعید نیست حتی آن ها بفرمای فدراسیون فوتبال را هم رد کنند!

 البته چندی پیش بهروان در برنامه نود تا حدودی از آن حرف های قبلی خود کوتاه آمده بود و با حضور مسجد سلیمان در لیگ برتر تلویحا موافقت کرده بود اما به شرطی که بازی های این تیم در شهر اهواز برگزار شود و او تاکید داشت که اجازه بازی در مسجد سلیمان را تحت هیچ شرایطی صادر نخواهد کرد.

 با این حال از مسجد سلیمان هم خبر می رسد زمانی که آن ها سرنوشت تیم هایی مثل مس سرچشمه و گهر درود را دیدند که بازی های خود را در شهر دیگری برگزار می کردند و با این اتفاق کمترین دست آورد مثبت برای منطقه آن ها حاصل شد، زمانی که مقاومت فدراسیون را برای عدم برگزاری بازی ها در شهر خود می بینند، بی میل نیستند که به جای هزینه بی دست آورد در لیگ برتر، درآمد زایی کنند تا استادیوم و زیر ساخت های خود را درست کنند.

 البته آن ها فعلا به دلیل اینکه درصدد هستند رضایت فدراسیون فوتبال را برای برگزاری بازی در شهر خود بگیرند، با هرگونه پیشنهاد فروش امتیاز تیم خود به شدت مخالفت می کنند. با وجود این باید دید کش و قوس های میان فدراسیون فوتبال و باشگاه مسجد سلیمان طی روزهای آتی به چه سمت خواهد رفت و آیا مقامات فدراسیون فوتبال پیرو مصاحبه های خود در کرمان، چشمک و بفرمای خود را به باشگاه مس به صورت واضح تری مطرح می کنند؟!

با وجود این شرایط کرمانی ها کم کم باید قبول کنند که سال آینده با یک استراتژی درست و اتحاد همگانی شرایط بازگشت خود به لیگ برتر را در بازی های لیگ یک فراهم کنند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه نوزدهم فروردین 1393 و ساعت 23:40 |

مسی ها مشتری لیگ برتر نیستند!

بعد از تساوی بازی مس و قطعی شدن سقوط این تیم، بسیاری از هواداران مس که اصلا دوست نداشتند این اتفاق بسیار تلخ را باور کنند به بحث مطرح شده در روزهای اخیر که همان خرید امتیاز تیم لیگ برتری از سوی باشگاه صنعت مس است دامن زدند و امیدوار بودند که این اتفاق با چراغ سبز مقامات رسمی مس نیز همراه شود.

       

این امیدواری زمانی بیشتر شد که مقامات باشگاه راه آهن نیز پس از قطعی شدن بقایشان در لیگ برتر از قطعی شدن فروش امتیاز این تیم خبر می دادند تا این گونه هواداران مس باشگاه خود را یکی از مشتریان امتیاز راه آهن تلقی کنند. اما همانطور که پیش از این مقامات مس سردترین واکنش ممکن را به خرید امتیاز تیم لیگ برتری پیش از این نشان داده بودند، با جدی تر شدن این بحث نیز این مسئله با همان واکنش سرد استقبال شد تا امیدهای خارج از زمین هواداران مس برای بقای تیمشان در لیگ برتر همانند نتایج این تیم در زمین لحظه به لحظه کمرنگ تر شود...

 به گفته مقامات باشگاه بحث خرید امتیاز تیم لیگ برتری در جلسات شرکت مس مطرح شده است اما ظاهرا هیات مدیره شرکت مس اصلا رضایتی به این اتفاق ندارد و با توجه به اینکه مبلغی در حدود 18 میلیارد تومان هزینه این خرید می شود و پس از آن نیز مبلغی در حدود 20 میلیارد خرج بستن تیم مس در لیگ برتر خواهد شد، و همچنین با توجه به بدهی هایی که باشگاه مس دارد، ظاهرا شرکت مس اصلا تمایلی به خرید امتیاز برای تیم فوتبال مس ندارد.

 کار آن ها زمانی راحت تر شد که رسما اعلام شد نهادهای دولتی حق خرید امتیاز باشگاه راه آهن را ندارند و تیم فوتبال آن هم نباید از تهران خارج شود. همچنین ظاهرا به نهادهای صنعتی نیز اعلام شده است که در سال اقتصاد مقاومتی برروی هزینه هایی همانند ورزش و باشگاه های خود حساسیت بیشتری به خرج دهند تا مجموع همه این عوامل سبب شود که بحث خرید امتیاز تیم فوتبال در لیگ برتر تقریبا منتفی به نظر برسد.

 در مقابل هنوز هستند افراد با نفوذی در کرمان که درصدد هستند شرایط خرید امتیاز را برای مس محیا کنند. گفته شده است که این افراد رایزنی های خود را با مقامات ارشد شرکت مس ادامه می دهند و قرار است در جلسه ای که طی دو روز آینده در تهران برگزار می شود آخرین راهکارهای مربوط به این قضیه بررسی شود. اما با توجه به موضع گیری که شرکت مس در برابر این موضوع انجام داده است خیلی بعید به نظر می رسد که فشار این مقامات نیز تاثیر به سزایی در تصمیم گیری شرکت مس داشته باشد و به احتمال زیاد باید قبول کنیم که مس را در فصل آینده در لیگ یک خواهیم دید.

 اما از سوی مقابل شرکت مسی ها و هیات مدیره باشگاه طی صحبت های اخیری که با یکدیر داشتند به طور مفصل قرار شده است که ساختار و چارت جدیدی را برای باشگاه مس تعیین کنند تا به نوعی باشگاه مس حرفه ای تر مدیریت شود و اتفاقات شرکت مس تا این حد در مدیریت باشگاه تاثیرگزار نباشد و تبعات اتفاقات شرکت مس تا این حد در باشگاه اثر نگذارد.

 همچنین مقرر شده است در این چارت و ساختار جدید دخل و خرج های مس و همچنین معاونت های باشگاه و مدیریت آن نیز اصول بیشتری داشته باشد تا ضمن اینکه مس در لیگ یک بلافاصله خود را به لیگ برتر باز می گرداند، با صعود مجددش، با توجه به هزینه هایی که در این لیگ انجام می دهد به صرف بقا در این بازی ها دلخوش نباشد و فصل جدیدی از باشگاه داری در مس کرمان آغاز شود. با این حال باید تا پایان جلسات هفته آینده شرکت مس صبر کرد و دید که تصمیمات در آن بر چه پاشنه ای می چرخد.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه هجدهم فروردین 1393 و ساعت 23:17 |