X
تبلیغات
تک به تک، خبر و تحلیل ورزشی

مسیر یابی جدید باشگاه مس

چراغ مس این روزها خاموش است و بعد از سقوط دردناک این تیم فعلا همه هنوز غم این باخت را هضم می کنند و با انگشتی گاز گرفته مرور می کنند که چه همه بلا در این فصل بر سرشان رفت.

     

فعلا خبری هم از تیم فوتبال مس نیست و دیگر بازیکنان این تیم هم با حاشیه ها و نتایج تاسف بارشان سوژه نیستند و فوتبال دوستان کرمانی هم بیشتر حواسشان به هفته های پایانی رقابت های لیگ های اروپایی و لیگ قهرمانان اروپاست و خود را هم رفته رفته برای جام جهانی آماده می کنند...

 اما در ذهن آن ها همواره این سوال وول می خورد که تکلیف مس چه می شود و آن ها تحت هیچ شرایطی نمی توانند از تیم خود غافل بمانند و با وجود همه ناملایمتی هایی که مس به آن ها کرد همچنان سرنوشت مس برای آن ها بسیار مهم است. آن ها از هر طریقی پیگیر اتفاقات باشگاه مس و تیم فوتبال آن هستند ولو اینکه همه اتفاقات آن در چراغ خاموش پیش برود.

ظاهرا دیگر بحث خرید امتیاز تیم فوتبال در لیگ برتر از سوی مس کاملا منتفی شده است و آن ها سمت و سوی جلسات خود را برروی تحولات و چینش جدید در چارت باشگاه خود برده اند.

 در جلسات روزهای اخیر باشگاه برنامه های مختلفی برای شیوه مدیریت جدید باشگاه طرح ریزی شده است که در همه آن ها بر دو موضوع تکیه شده است. اول اینکه بودجه باشگاه مس در هر سال مالی کاملا مشخص باشد و شرکت مس به نوعی وظیفه پرداخت آن را تحت هر شرایطی داشته باشد و این گونه نباشد که بودجه در شرکت مس به عنوان حربه ای برای دخالت شرکت مس در اتفاقات باشگاه مس قلمداد گردد. بلکه شرکت مس بر اساس تراز مالی خود موظف است در هر سال بودجه مشخص باشگاه را تعیین و آن را پرداخت کند تا از این طریق میزان دخالت های شرکت مس در بحث تخصصی ورزش به شدت کاهش پیدا کند.

 از طرف دیگر برای صرف درست و مدیریت شده این بودجه مقرر شده است که در چارت جدید باشگاه انتخاب و اعضای هیات مدیره باشگاه نقش بسیار پررنگ تری نسبت به قبل داشته باشند و برخلاف سال های گذشته که مدیر عامل باشگاه تنها فرد بالای دست خود را مدیر عامل شرکت مس می دید و مطابق نظر وی معمولا فعالیت های خود را پیش می برد، حالا در سیستم جدید باید به طور واقعی جوابگوی اعضای هیات مدیره باشد که این اعضا نیز دخالت واقعی و موثر در انتخاب مدیر عامل باشگاه خواهند داشت و دیگر این گونه نیست که ابتدا مدیر عامل باشگاه مشخص شود و بعد اعضای هیات مدیره آن تعیین شود. اتفاقی که در سال های اخیر در باشگاه مس رخ می داد و نشان از صوری بودن هیات مدیره در تمامی این سال ها در باشگاه مس داشت. اما ظاهرا در چارت جدید هیات مدیره کاملا نقش متفاوت و فعال تری را در جریانات باشگاه مس خواهند داشت.

همچنین در این طرح و برنامه ها آمده است که اعضای هیات مدیره نیز توسط هیات امنایی مشخص می شوند که به طور مستقیم در شرکت مس حضور ندارند تا تحت تاثیر مدیران بالا دست این شرکت افراد هیات مدیره را مشخص کنند، بلکه این هیات در خارج از شرکت به صورت هیات امنایی کمک فکری به شرکت مس می دهند و افراد انتخاب شده در هیات مدیره باشگاه نیز از سوی این افراد معرفی و گزینش می شوند.

 البته طرح هایی که در حال بررسی در شرکت مس است حاوی نکات بسیار دقیق و جزئی دیگری نیز هست که با تدوین و تصویب آن ها در باشگاه مس به کار گیری خواهند شد تا شیوه مدیریت جدید باشگاه احتمالا از اواسط هقته آینده استارت بخورد.

همچنین در همین چارت برروی کار برای تیم های پایه باشگاه برنامه ریزی دقیقی انجام شده است که جزئیات آن به زودی مطرح می شود تا تیم های پایه باشگاه مس همگام با مدیریت باشگاه به بستر سازی لازم برای بهره برداری و استفاده در سال های آتی برسد. باشگاه مس که همچنین درصدد است برای فصل آینده با صعود دوباره اش به لیگ برتر شادی را به کرمان بیاورد ظاهرا برنامه دارد که تیم خود را با همان تفکرات لیگ برتری ببندد تا با تشکیل یک تیم قوی متشکل از یک کادر فنی خوب و بازیکنان طراز اول جبران مافات خود در این فصل را انجام دهد.

 باشگاه مس همچنین با توجه به اینکه در لیگ یک نسبت به لیگ برتر هزینه های کمتری خواهد داشت درصدد است بسیاری از کارهای عقب مانده خود از جمله ورزشگاه اختصاصی خود را نیز کامل کند و کمپ اختصاصی باشگاه مس را نیز به بهره برداری برساند. باید دید روند برنامه های باشگاه مس و شرکت مس طی روزهای آتی به چه سمتی سوق داده می شود.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه سوم اردیبهشت 1393 و ساعت 10:38 |

یا مدارک رو کنید یا عذرخواهی کنید!

علی فتح الله‌زاده مدیر عامل باشگاه استقلال در صحبت‌های خود در برنامه‌ی نود این هفته در توجیه عملکرد نامناسب مدیریتی خود در این فصل از باشگاه استقلال، به طور واضح دست برروی باشگاه مس گذاشت و از هزینه‌های این باشگاه گفت.

  

البته سبک مدیریتی ایشان همواره به نوعی بوده است که در مقاطعی که تحت فشار قرار می‌گیرد، حتی نزدیک‌ترین دوستان خود را هم متهم می‌کند و برای فرار رو به جلو از هیچ حربه‌ای فروگذار نیست و صحبت‌های ایشان در مقاطعی که تحت فشار قرار می‌گیرد برای جامعه‌ی فوتبال ایران قابل تشخیص است که از هیچ معیاری تبعیت نمی‌کند و ایشان حتی اگر تا روز قبل از شخصی حمایت کرده باشد و او را رفیق دیرین خود بداند، از اینکه در روز بعد او را متهم به خیلی مسائل کند ابایی ندارد!

 از این رو خیلی بی‌جهت نیست که او تحت فشار برروی خیلی از مسائلی که از آن کوچکترین اطلاعی ندارد دست بگذار از جمله حمله به باشگاه مس و متهم کردن هزینه‌های این باشگاه آن‌هم با رقم‌های تخیلی!! در شبی که مدیر عامل باشگاه استقلال با آمارهایی که از سوی وزارت ورزش منتشر شده بود و صحبت‌هایی که علیرضا خادم در رابطه با وی مطرح می‌کرد به شدت تحت فشار بود، برای انجام یک فرار رو به جلو پای هزینه‌های باشگاه مس را وسط کشید و حتی حاضر شد برای این کار اسناد و مدارک خود را هم ارایه کند که البته باشگاه مس از این قضیه به شدت استقبال می‌کند!

 اما ای کاش حالا که جناب فتح‌الله‌زاده با سبک پرهزینه مدیریتی خود، بدهی‌های نجومی اثبات شده را برروی دست باشگاه پرطرفدار استقلال گذاشته است و امروز بدون هیچ دست‌آورد مفیدی همچنان فقط بر طبل تو خالی می‌کوبد، به جای طرح مباحث بی‌ربط در موضوع هزینه‌های باشگاه استقلال و مدیریت خود، کمی به راه راست برمی‌گشت و با پذیرفتن اشتباهات خود درصدد جبران آن برمی‌آمد نه اینکه با طرح هزینه‌های مس آن‌هم با رقمی خیالی همچنان درصدد منحرف کردن افکار عمومی باشد.

 قطعا باشگاه مس و هواداران این تیم تحت هر شرایطی اجازه نخواهند داد هیچکس و در هر مقامی با نام و اعتبار باشگاه بزرگ مس کرمان به خصوص برای رسیدن به اهداف شخصی‌اش بازی کند و جدا از همه‌ی اتفاقاتی که برای این باشگاه رخ دهد، در برابر کسانی که با این دید به باشگاه مس نگاه کنند خواهد ایستاد.

 بهتر است آقای فتح‌الله‌زاده یا هرچه سریعتر مدارک خود را بابت ادعاهایی که در رابطه با باشگاه مس مطرح کردند ارایه کند و یا اینکه سریعا از هواداران این باشگاه و مردم کرمان عذرخواهی کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه دوم اردیبهشت 1393 و ساعت 23:29 |

برای جوجه سیخ کردن به کرمان نیامده بودم

داستان مس این فصل یک تراژدی عجیب و غریب بود که همه شخصیت‌های آن در حالی به این مجموعه وارد شدند که هیچ‌یک نتوانستند قهرمان داستان باشند که هیچ فردی نتوانست مسیر قصه را از تلخی خارج کند تا در نهایت، در پایان این فصل از کتاب مس، فقط برای خوانندگانش آه داشته باشد و افسوس... یکی از کسانی که خیلی از کرمانی‌ها انتظار داشتند سوار بر اسب سفید به کرمان بیاید و با نجات سه باره مس، یک سوپر قهرمان برای آن‌ها شود لوکا بوناچیچ بود که البته اوضاع این فصل مس آنقدر سیاه بود که او با سابقه نجات مس هم در این فصل عملا ناکام ماند و نتوانست خاطرات خوش سابق خود را تکرار کند. هرچند شاید در زمینه سقوط مس لوکا کمترین میزان تقصیر را داشته باشد و بهتر شدن بازی‌های مس از نظر فنی با حضور لوکا سبب شد که حتی برخی از عملکرد او به نسبه ابراز رضایت کنند ولی بهرشکل مس با حضور بوناچیچ برروی نیمکتش به لیگ یک رفت تا مشخص شود از دست او هم کاری برنمی‌آمد. البته در این جای هیچ شکی نیست که لوکا تنها هفت هفته برای نجات مس وقت داشت و اگر او زودتر از این‌ها به مس آمده بود شاید تحولی جدی‌تر در تیم ایجاد می‌کرد و زمان برای او به شدت کم بود. با این حال لوکا در آخرین روزهای حضورش در کرمان خیلی بهتر می‌توانست در رابطه با عملکردش صحبت کند و هرچند او در آن روزها از احتمال بازگشتش به کرمان گفته بود، اما ظاهرا بوناچیچ دیگر خیال آمدن به مس آن هم در بازی‌های دسته اول را ندارد.

    16

_ آقای لوکا... یک سوال خیلی راحت اما با پاسخی دردناک و مفصل در کرمان این است که چرا اینگونه شد....؟!

این سوالی است که مخاطبان زیادی دارد و فقط من پاسخ دهنده آن نیستم. این افراد همگی زنده هستند و باید جواب این سوال مهم را بدهند که واقعا چه اتفاقی افتاد که مس به این روز افتاد... من هم به سهم خودم فقط می‌توانم جواب بدهم و در رابطه با کار خودم می‌توانم توضیح بدهم‌.

_ روزی که مس این فصل را به شما پیشنهاد دادند و رتبه این تیم و تعداد بازی‌هایش را دیدید نترسیدید که با عدم موفقیت در مس این فصل سابقه خوب خودتان در کرمان را هم از دست بدهید؟

من یک مربی حرفه‌ای هستم. اگر یک مربی بگوید که از چالش هراس دارد که دیگر عنوان سرمربی برای آن یک لباس گشاد است! من هم روی نیمکت مربیگری برای جوجه به سیخ کشیدن نمی‌نشینم!! و از هر چالشی استقبال می‌کنم. بله در آن زمان هر عقل سلیمی حکم می‌کرد که اوضاع مس بسیار خطرناک است و نجات این تیم به شدت دشوار ولی در هر صورت من سابقه کار در این تیم را داشتم و دو بار آن را از سقوط نجات داده بودم و برای من خیلی جذاب بود که برای بار سوم هم این کار را انجام دهم.

_ اما هرگز این اتفاق برای بار سوم رخ نداد...

ببینید برای این اتفاق مجموعه‌ای از عوامل مورد نیاز بود. شما خودتان از نزدیک با جریانات مس در ارتباط بودید به من بگوئید کدام عامل در این تیم برای نجات فراهم بود و از آن استفاده نشد...؟!

_ طبیعی است که شما از حق خودتان استفاده کنید و بگوئید که من خیلی دیر به تیم اضافه شدم و زمان نداشتم اما بهرشکل شما در همان مقطع هدایت تیم را قبول کردید و انتظار هم از شما این بود که در همان زمان اوضاع تیم را سامان ببخشید!

فوتبال یک امر سلسله مراتبی است و هیچگاه در آن اتفاق دفعی و یکباره رخ نمی‌دهد. من برای شما می‌گویم که چه شد هدایت مس را قبول کردم. در آن زمان فاصله امتیاز مس با تیم‌های بالای سرش خیلی کم بود و من محاسبه کردم که با چند امتیاز می‌شود تیم را از سقوط نجات داد. من بررسی کردم و دیدم که خیلی از بازیکنانی که فصل قبل من با آن‌ها در مس کار کردم و اتفاقا نتایج خوبی هم کسب کرده بودم در تیم بودند. باشگاه مس هم به هر حال همان باشگاه است و شرایط برای کار در آن فراهم است. اما زمانی که به کرمان آمدم متوجه شدم اوضاع خیلی خراب‌تر از این حرفا شده است و نمی‌دانم دقیقا کدام زلزله مس را طی همین چند ماه که من از آن دور بودم به این روز انداخته است! جالب بود بازیکنانی که فصل قبل شرایطی عالی داشتند زیر یک هزارم فصل قبل خودشان توانایی نداشتند! بازیکنان جدیدی هم که به مس امده بودند جدا از سطح فنی پائینی که داشتند، آنقدر ذهنشان درگیر مسائل حاشیه‌ای بود که دیگر تمرکزی برای بازی نداشتند! من اصلا تصوری به این وحشتناکی از این شرایط نداشتم!

_یعنی معتقدید تیم از نظر فنی به نوعی از هم پاشیده بود؟!

من نبودم ببینم در این تیم چه اتفاقی افتاده است اما با توجه به چیزهایی که شنیدم می‌توانم بگویم مس به شیوه دوران تلویزیون سیاه و سفید امور فنی و تمرینی خود را پیش می‌برده است! ظاهرا قبل از من در تمرین مس بیشتر از اینکه به تمرین و کارهای فنی فکر شود، به این فکر می‌کردند که چه زمانی بلیط‌های خود را برای مرخصی بعد از بازی اوکی کنند و تا دو روز قبل از بازی بعد هم تمرین جدی برای تیم نداشته باشند!! شما با این الگو انتظار دارید تیمتان در زمین توان بازی داشته باشد؟!

_ اشاره شما به شخص آقای مظلومی است؟

من از کسی نام نمی‌برم و من را در فشار نام بردن از کسی هم قرار ندهید ولی مردم و هواداران خودشان از نحوه بازی در زمین مسابقه متوجه می‌شوند که تیم در طول هفته چقدر خوب و با نشاط تمرین کرده است و یا اینکه آن را به حال خود رها شده است.

_ شما به سخت‌گیری شهره هستید و همه شما را به یک مربی که حتی با عصبانیت دسیپلین خود را در زمین جا می‌اندازد می‌شناسند... آیا این امکان برایتان فراهم نبود که با همین شیوه تفکر بازیکنان را عوض کنید؟!

یک موضوعاتی هست که تاریخ انقضا دارد و اگر در زمان خودش در تیم جا نیافتد به نوعی گندش در می‌آید! موضوعی که شما می‌گوئید از همین موارد است. من هرچقدر با بازیکنان فریاد می‌زدم و آن‌ها را تحریک می‌کردم نمی‌دیدم رگ غیرت آن‌ها باد کند و به نوعی برایشان نتایج بد و باخت عادی شده بود. برای من خیلی دردناک بود که یک بازیکن دو روز قبل از حساس‌ترین بازی فصل که تیم برای بقا به پیروزی در آن بازی نیاز داشت پیش من بیاید و بگوید برای عروسی برادرش مرخصی می‌خواهد!! این نشان می‌دهد که در تیم هیچ تمرکزی برای رسیدن به هدف نیست و وقتی همین تمرکز نباشد تیم خیلی پیش از این تسلیم می‌شود و بازیکن به جای فکر برای بازی به این اندیشه می‌کند که چگونه خود را برای بازی نکردن و شانه خالی کردن برای مسئولیت به مصدومیت بزند!

_ یعنی ما می بایست قبول کنیم که مس در این فصل محکوم به شکست است و اگر لیگ ده هفته دیگر هم ادامه پیدا می‌کرد، با این شرایط کاری از دست هیچکس حتی لوکا هم برنمی‌آمد؟

ببینید برای ساختن هر چیزی شما به ابزار نیاز دارد. شما نمی‌توانید با دست خالی و تنها توی فکرتان ساختمان بسازید و درونش زندگی کنید. من ابزار کافی و لازم را برای ساختن این مس نداشتم. من قبل از بازی تیم را در ذهن خودم ترسیم می‌کردم و هجومی‌ترین سیستم ممکن را به زمین می‌فرستادم. ما برای گل زدن و برد به زمین می‌رفتیم اما دریغ از یک برد و تنها سه گل زده در هفت بازی!! این یعنی فاجعه! یعنی اینکه شما در زمین هیچکس را ندارید برایتان گل بزند. من دیدم تماشاگران یک روز علیه مدیر عامل باشگاه شعار می‌دادند تا من فکر کنم که شاید باید او را به زمین بفرستم تا برای ما گل بزند!! هرچند فکر می‌کنم با همان شرایط مدیر عامل ما در زمین کیفیت فنی‌اش از برخی بازیکنان مس بالاتر بود.

_ خیلی از این بازیکنانی که شما از آن‌ها ایراد می‌گیرد همان بازیکنانی هستند که فصل قبل شما با آن‌ها در مس نتایج خوبی گرفتید و کیفیت فنی بالایی حتی در سطح دعوت به تیم ملی داشتند...

بله کاملا درست است اما به شرط آنکه با این بازیکنان به درستی تمرین شده باشد و آن‌ها در شرایط بازی قرار گرفته باشند. تیم ما نسبت به فصل قبل نیاز به تقویت داشت اما نه تنها این اتفاق رخ نداده بود که برخی بازیکنان خوب رفته بودند و جایشان با بازیکنان مناسب پر نشد و از طرف دیگر خیلی از بازیکنان خوب فصل قبل هم کیفیتشان به شدت افت کرده بود. همین بازیکنان نیاز داشتند که نزدیک به چهار ماه با آن‌ها تمرین شود تا شرایط خوب بازی را پیدا کنند. برخی دیگر از بازیکنان هم که به تیم اضافه شده بودند اگر تا پنج سال هم با آن‌ها تمرین می‌کردید هیچ تغییری در کیفیت فنی آن‌ها به وجود نمی‌آمد!

_ از بحث بازیکنان که عبور کنیم چقدر شخص خودتان را مقصر این ناکامی می‌دانید؟

من کاملا تقصیرات خودم را هم بابت این مسئله قبول دارم و از بابت اشکالات خودم و از اینکه نتوانستم تحول لازم را در تیم ایجاد کنم از هواداران عذر خواهی می‌کنم. نه فقط من و بازیکنان که همه کسانی که در مجموعه مس این فصل دخالت داشتیم مقصر این شکست هستیم و باید آن را به گردن بگیریم. من هم آمده بودم که مس را نجات بدهم ولی توفیقی پیدا نکردم. جدا از قبول این شکست‌ها ما باید قبول کنیم که سیستم این باشگاه اشکالاتی دارد و باید رفع شود...

_ منظورتان دقیقا از اشکال چیست؟!

من سه بار هدایت تیم فوتبال مس را برعهده گرفتم. در دو مورد قبل زمانی که من موفق شدم با مس نتایج خوبی بگیرم در کوچه و خیابان مردم از من می‌پرسیدند که در مس می‌مانی و من جواب می‌دادم با کمال میل! مدیر باشگاه هم به من خبر می‌داد که در تهران منتظر تمدید قرارداد باشید. من صبر می‌کردم اما آخرش هیچ اتفاقی نمی‌افتاد و در حالی که همه ما در باشگاه از تماشاگر گرفته تا بازیکن و من و مدیر همه موافق ادامه همکاری بودیم، ظاهرا نیروهای بالای دستی دستور می‌دادند با شخص دیگری قرارداد امضا شود. این مسئله دو بار اتفاق افتاد و نشان می‌دهد باشگاه مس همانند یک باشگاه حرفه‌ای اداره نمی‌شود که از درون خودش و با افرادی که بر مسئله باشگاه اشراف دارند تصمیم‌گیری در آن صورت بگیرد. این مسئله فقط ویترین ماجراست و قطعا خیلی دیگر از ماجراهای این چینی هم بوده است که در روند کلی باشگاه تاثیر داشته است.

_ مس برای بازگشت به روزهای خوبش چه چیزهایی حالا نیاز دارد؟!

مس یک باشگاه بزرگ است و تیم فوتبال مس حالا جزیی از بدنه فوتبال ایران است. تیمی که در آسیا شرکت کرده باشد، به فینال جام حذفی رسیده باشد، سوم لیگ برتر شده باشد قطعا بنیه لازم برای موفقیت را دارد و شکست‌های مقطعی نباید سبب شود که در راه این تیم به سوی هدف‌های بزرگ اخلال به وجود بیاید. اولین چیزی که مس خیلی به آن نیاز دارد این است که از شکست این فصلش تجربه بگیرد. با همین تجربه است که مس از خیلی حاشیه‌ها جلوگیری می کند و به آن‌ها مبتلا نمی شود. مدیریت باشگاه باید از صرف هزینه کردن خارج شود و باید تصمیمات مهم در مقطع خودشان گرفته شود و باید به بازیکنانی هم که به این تیم می‌آیند یادآوری شود که در چه تیمی و یا چه هواداران با شخصیتی بازی می‌کنند. فراموش نکنید که شما اصلی‌ترین ابزار یک بازی زیبا که همین زمین مسابقه است را در اختیار ندارید و با چمنی که ورزشگاه باهنر دارد حتی اگر بارسلونا هم به کرمان بیاید نمی‌تواند بازی خوبی ارایه کند!

_ با قطعی شدن سقوط مس فکر می‌کنید که این تیم خیلی زود به لیگ برتر برمی‌گردد؟!

مس برای اینکه با قدرت به لیگ برتر برگردد باید شرایطش خیلی بهتر از آنچه باشد که در این فصل بود. شما در لیگ برتر سوار مرسدس بنز هستید و در این شرایط رانندگی به مراتب راحت‌تر است چراکه جاده‌ای در آن رانندگی می‌کنید بیشتر توسط پلیس کنترل می‌شود اما در لیگ یک شما سوار یک پیکان هستید و در جاده‌هایی می‌رانید که سراسر دره دارد! این ماشین و این جاده نیاز به رانندگانی با مهارت و کم اشتباه دارد چراکه یک اشتباه سقوط را بیشتر می‌کند. من فکر می‌کنم شرایط در باشگاه مس باید خیلی بهتر از این باشد تا رانندگی در این جاده ترسناک‌تر نشود.

(منتشر شده در نشریه استقامت)

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه یکم اردیبهشت 1393 و ساعت 10:26 |

خسارت سنگینی که بر دست کرمان گذاشتید

بازیکنان درون زمین معمولا امید اول و آخر هواداران یک تیم هستند... هرچقدر مجموعه اشکال داشته باشد، هرچقدر مربی از نظر فنی ضعف داشته باشد و هرچقدر باشگاه با مشکلات روبرو باشد در نهایت این بازیکنان هستند که سرنوشت نهایی مجموعه خود را رقم می زنند...

      

در همین فوتبال ایران به کرات دیده شده است که تیمی از هر نظر مشکل داشته است. باشگاه نه پول مناسبی داشته است و نه سرمربی خیلی فنی و با دانشی بالای سر تیمی بوده است. اما بازیکنان آن تیم به خصوص ستاره هایش به عنوان سرانگشتان آن مجموعه، به نوعی با چاشنی همان غیرت و تعصب در زمین جور همه ناملایمتی ها را کشیدند و تیم خود را به خاطر چشمان هوادارانشان و فریاد آن ها حفظ کردند و در نهایت هم به پاداشی رسیدند که شایسته آن برای همیشه بودند و آن قلب هوادارانشان است... غیرت و تعصب در فوتبال روز دنیا تعریف مشخصی ندارد اما بزرگترین راه و نزدیک ترین آن برای پل زدن به قلب و دل هواداران است.... همان چیزی که در این فصل اصلا در مس دیده نشد!

هواداران چهره بازیکنان را در ذهن خودشان مجسم می کنند. با خاطراتی که از آن ها دارند... این یک روال ناجوانمردانه است که اگر هزاری کار خوب انجام داده باشی اما یک فاجعه در کنار آن هزار قرار دهی تو را با آن به یاد می آورند ولی بد یا خوب این مسئله در ذهن آدمیان هست و برای همین می گویند حفظ پیروزی و افتخار خیلی سخت تر است کسب آن است و بازیکنان مس در این فصل همه افتخار خود در چند ساله اخیر را به چوب حراج زدند!

شاید توقع ما از آن بازیکنانی که دیگر نماد مس شده اند و پیراهن نارنجی مس را به عنوان پرچم خود معرفی می کردند خیلی بیشتر از تازه واردها بود و انتظار داشتیم که آن ها زمانی که کم کاری تازه واردها را می بینند جوری رفتار کنند که آن ها نیز به دنبالشان کشیده شوند، اما نه فقط این اتفاق رخ نداد که همین نمادها نیز در خیلی از بازی های این فصل آینه دق شدند و خودشان به عنوان مشکل بزرگ مطرح شدند!

 زمانی که یک تیم فوتبال این چنین بد نتیجه می گیرد که در طول 30 بازی تنها به یک برد می رسد فقط یک نکته را مشخص می کند و آن اینکه در این تیم از هرچه که فکرش را کنید بدترینش در آن بوده است! متاسفانه کاملا مشخص است که در مس دل ها یکی نبوده است و همه سرمربی های مس هم در این فصل اذعان کردند که یکپارچگی در بین بازیکنان مس وجود نداشت تا بفهمیم همانند همه تیم های مصیبت زده دنیای فوتبال، در مس این فصل هم باندهای بین بازیکنان تاثیرش را خیلی بد شکل در زمین می گذاشت.

خیلی از بازیکنانی که می بایست در این فصل با توجه به فرصت بازی که پیدا کرده اند، ستاره باشند و تا می توانند بدرخشند، سرشان بیشتر به این گرم بود که در فلان باند هستند و بازی کردنشان حتمی است! این بازیکن با این سن و سال اندک زمانی که از حالا به این شیوه رسیدن به ترکیب فکر می کند، مشخص است دیگر ذهنش به مسائل فنی قد نمی کشد و راه را در زمین هم به اشتباه می رود!

 زمانی که چند دستگی ها در تیم به اوج خودش برسد هرج و مرج حرف و اول و آخر تیم می شود و در همین اوضاع آشفته است که بازیکن شاخص تیم روز قبل از بازی حساس مس از سرمربی می خواهد که به او مرخصی دهد برای ازدواج برادرش!! در همین اوضاع هرج و مرج است که بازیکن از ترس جریمه شدن خود را به مصدومیت می زند تا مسئولیت شانه خالی  کرده باشد! بازیکن در زمین با اینکه می داند تا چه اندازه چشم نگران دنبال ساق پایش در این بازی هست روز قبل از بازی به همه چیز غیر از بازی تمرکز دارد و فردای بازی هم باید در قلیون سراها ریکاوری کند!!

نه آقایان...خسارتی که به شخص شما در این فصل وارد شد شاید از خسارت کلی به تیم مس و هوادارانش خیلی بیشتر باشد! وقتی به بازیکن می گفتیم اگر تیم بی افتد شما هم در این فوتبال سقوط می کنید، پوزخند می زد که ای آقا...تیم زیاد است! فصل دیگر به فلان جا می روم! همین تفکر آماتور یعنی پایان بزرگ شدن...یعنی اینکه نه فقط در فوتبال ایران که حتی در فوتبال محلات خودشان هم جایی برای بزرگ شدن ندارند چراکه تفکر بزرگ ندارند...همه این بازیکنان سقوط می کنند... در فوتبال ایران کسی سراغ آن ها را نمی گیرد و اگر هم بگیرد به عنوان یک بازیکن دسته چندمی که شاید از روی نیمکت چند دقیقه ای بازی به شما بدهد خواهید بود چراکه حالا همه می دانند شما خیلی راحت می توانید از اعتقاد و اعتماد یک باشگاه و هوادارانشان به خود به راحتی سوء استفاده کنید و در زمین بازی آنقدر بد باشید که تیمتان هیچگاه سرفراز نشود.

بازیکنان مس که در این فصل پولشان را تمام و کمال گرفتند فقط افسوس و آه نصیب همه کرمانی ها کردند. هرچقدر هم کلنجار رویم که اوضاع تیم در این فصل چه از نظر فنی و چه از نظر حواشی بد بوده باشد بازهم نمی توانیم قبول کنیم که این بازیکنان که همگی اسم و رسمی هم برای خودشان داشتند، در 20 بازی از 30 بازی این فصل تا این حد در زمین بازی بد بوده باشند تا تیم هیچ راه گریزی پیدا نکند... گیریم که چند تماشاگر اعصاب آن ها را خرد کرده باشند اما تقصیر آن اکثریت هوادارانی که چشم به پای آن ها دوخته بودند چه می شود؟! خسارتی که در این فصل همه مجموعه این بازیکنان چه از نظر مالی و مادی و چه از نظر معنوی برروی دست کرمانی ها گذاشتند خیلی سنگین تر از آنی است که با همه پول های گرفته شده در عمر بازیکنی خود بتوانند آن را جبران کنند...قطعا اگر حساب و کتابی باشد حسابرسی این خسارت سنگین هم جای خود را دارد... کار برای همه مقصرین داخل زمین برای جبران بسیار سخت است...چه جبران برای خودشان که شاید هرگز رخ ندهد و چه برای مس که شاید فرصت جبران هیچگاه دیگر در اختیار آن ها قرار نگیرد...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 و ساعت 10:47 |

مس کرمان، شاهین بوشهر و گهر دورود نمی شود

آن هایی که خیلی تلاش می کنند با شنیدن خبر خرید امتیاز مس در لیگ برتر خود را به آرامش برسانند از نکته ای ترس دارند که در چند سال اخیر به کرات در فوتبال ایران رخ داده است و به درستی هم مایه ترس آن ها می شود.

      

آن ها زمانی که سابقه تیم هایی مثل استیل آذین، شاهین بوشهر، برق شیراز، گهر دورد، پیام خراسان، ابومسلم، نفت آبادان و... را بررسی می کنند، از این به شدت ترس دارند که نکند مس هم همانند همه این تیم ها بعد از سقوط به راهی برود که دیگر هیچگاه تا سال های سال رنگ لیگ برتر را نبیند.

فوتبال ایران شرایط عجیبی دارد و برخلاف همه کشورهای فوتبالی دنیا، معمولا تیم هایی که از لیگ سطح بالاتر به دسته پائین تر می روند، خیلی کم کاندیدای صعود دوباره به لیگ برتر می شوند و در این زمینه شاید پیکان تنها یک استثنا باشد که همچنان لقب آسانسور لیگ برتر را به خود اختصاص داده است! با مرور نام تیم های بالاسر و همه تیم هایی که در این چند سال به لیگ یک سقوط کردند و در این لیگ کاملا زمین گیر شدند، کاملا حق می دهیم که همه این هواداران بدبین مس به لیگ یک، از قطعی شدن افتادن مس به این بازی ها نگران باشند.

 بهرحال جدا از همه این مسائل این امر نیاز به اثبات ندارد که بازی های لیگ یک خیلی کم مسائل فنی در آن نقش دارد و مسائل داوری، تبانی، و زدو بند آنقدر در آن گسترده شده است که کار از فدراسیون فوتبال هم گذشته است و برای همین است که رفتن به این لیگ برای هیچ تیمی تضمین کننده صعود دوباره آن ها نیست.

 همه این ها سبب می شود که هواداران مس از تبعیدگاه لیگ یک بهراسند و حالا که زمینه خرید امتیاز در لیگ برتر فراهم شده است از شرکت مس این توقع را داشته باشند که برای کرمان امتیاز راه آهن را خریداری کند تا آن ها حداقل این دلواپسی بزرگ از دیدن مس در لیگ یک و حرص صعود دوباره به لیگ برتر را نخورند. موضوعی که البته رفته رفته مشخص می شود شرکت مس خیلی تمایلی به آن ندارد و همچنان حرف های ضدونقیض در رابطه با آن برروی اعصاب این جماعت پیاده روی می کند.

اما نکته ای که همه این هواداران به نوعی کمتر به آن توجه می کنند این است که مس اصلا هیچ شباهتی به تیم های اشاره شده ندارد و از هر نظر تفاوت ساختاری با همه این تیم ها دارد. همه تیم های نامبرده شده به نوعی یا توسط نهادهای ورشکسته اداره می شدند مثل برق شیراز و پیام خراسان یا اینکه بخش خصوصی مالک این تیم ها، باشگاه های مورد نظر را برای پولشویی خریده بود اما بعد از سوایی مالی آن ها و جلب مالکان خصوصی اش، به نوعی آن تیم ها نیز محکوم به فنا شدند. تیم هایی نظیر شاهین بوشهر و گهر درود دقیقا همین وضعیت را داشتند. همه این تیم ها از ابومسلم گرفته تا استیل آذین اصولا از نظر مدیریتی هیچ بودند و حرف های ابراهیم قاسمپور نیز که با تیم نفت آبادان در این فصل به کرمان آمد نشان می داد که این باشگاه نیز ویرانه ای شده است که مدیریت در آن معنا ندارد و این باشگاه با یک بی پولی عجیب دست و پنجه نرم می کند که در نهایت منجر به این شد که نفت آبادان از رسیدن به لیگ برتر این فصل بازبماند.

 اما آنچه که هواداران مس می توانند به آن امیدوار باشند این است که شرکت مس با ساختار قوی که دارد اصلا اجازه نمی دهد باشگاه مس همانند همه این باشگاه ها به فنا برود و به نوعی به عنوان متولی اصلی این باشگاه دقیقا همین وظیفه را دارد که از نابودی باشگاه مس و تیم فوتبال آن، در هر رده ای که بازی می کند جلوگیری کند و خیلی زود هم اشتباهات گذشته را جبران کند و با تجربه گرفتن از آن ها مانع دوباره روی دادن آن ها شود. برخلاف همه این باشگاه ها که پشتوانه ای نداشتند باشگاه مس و تیم فوتبالش پشتوانه ای عظیم به نام شرکت مس دارد که حالا یکی از پرچم های کرمان را بر دست دارد. مس در همه سال های گذشته به مدد همین تیم فوتبال تبدیل به نماد و پرچم کرمان شده است و هر کرمانی که به نقطه دیگر ایران برود و اصلیت خود را اعلام کند، قطعا مس هم در شناسنامه او برای دیگران جای می گیرد و از همین روست که شرکت مس اصلا نباید اجازه دهد که این پرچم بر زمین بی افتد و یا این شناسنامه باطل شود که اگر شرکت مس در برنامه اش چنین چیزی باشد، این مسئله از حمله آقا محمد خان قاجار برای گرفتن هویت کرمانی ها به مراتب بدتر است!

شرکت مس متولی امر مهمی در کرمان شده است. آن ها که با فروش امتیاز فوتبال مس سرچشمه و سقوط مس کرمان به لیگ یک، ثابت کرده اند که این پتانسیل را دارند که با همه عظمت خود در رابطه با ورزش بد تصمیم بگیرند، خیلی راحت می توانند پرونده و سفره ورزش و فوتبال را از کرمان جمع کنند و قطعا هیچکس هم نمی تواند به واسطه کلفتی گردن، یقه آن ها را بگیرد. اما اگر مس چنین برنامه ای داشته باشد باید آگاه باشد که برکت را برای همیشه از شرکت خود برده است و همانطور که مردم مدیران قبلی این شرکت را که مسبب همه بدبختی های ورزش مس در این دو سال بودند را نمی بخشند، آن ها را نیز در افکار عمومی در جایی قرار می دهند که هیچگاه رنگ سفید به خود نخواهد گرفت. از همین روست که مقامات شرکت مس در این روزها یا می توانند با ریست و دوباره بازسازی باشگاه خود به شکلی صحیح، با موفقیت های به تبع آن، جایی ماندگار در دل همه کرمانی ها پیدا کنند درست همانند جایی که پورمند و هم قطارانش پیدا کردند و یا با برخی تصمیم گیری ها که درست در همین روزها نیز اخذ می شود، خود را رو سیاه تاریخ کنند و همانند پوستین دوز و هم قطارانش یک عمر اخم و آه کرمانی ها را با خود حمل کنند....تصمیم دقیقا امروز با خود آن هاست!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 و ساعت 10:35 |

حالا دعا کنیم مس بی خیال ورزش نشود!

مدیر عامل شرکت مس در یک گفتگوی تلویزیونی با بخش خبر شبکه استانی به نوعی آب پاکی را روی دست همه هواداران مس ریخت و خیلی صریح از عدم خرید امتیاز تیم در لیگ برتر گفت.

    

هرچند برخی که هنوز دوست ندارند از لیگ برتری شدن مس ناامید شوند و به خرید امتیاز تیم فوتبال در لیگ برتر امیدوارند، این صحبت ها را نشات گرفته از سیاست های کاری مقامات شرکت مس می دانند، اما آن هایی که از نزدیک با این شرکت ارتباط دارند هنوز شانس توافق در هیات مدیره این شرکت را برای خرید امتیاز خیلی کم می دانند و از عدم اعتقاد مسئولین مس به این کار خبر می دهند. بهرشکل نه شخص مرادعلیزاده به عنوان مدیر عامل شرکت مس و نه افراد حاضر در هیات مدیره خیلی ورزشی نیستند و مسلم است که در این شرایط متقاعد شدن آن ها برای چنین هزینه ای سخت خواهد بود.

 از طرفی دیگر آن ها به نوعی زیر فشار هواداران فوتبال در کرمان و برخی مقامات استان برای این تصمیم گیری هستند و اگر تیم فوتبال سیاه جامگان مشهد هم به لیگ برتر صعود کند و درصدد باشد که امتیازش را واگذار کند، این فشار بیشتر هم خواهد شد چراکه سال گذشته امتیاز تیم فوتبال مس سرچشمه به پدیده مشهد واگذار شد و حالا هواداران فوتبال مس کاملا توقع دارند که اگر سیاه جامگان مشهد تمایلی به تیم داری در لیگ برتر نداشته باشد، شرکت مس برای خریدش پیشگام شود.

این گمانه زنی ها در حالی ادامه دارد که آنچه در ظاهر به چشم می خورد این است که شرکت مس همچنان اعتقادی به خرید امتیاز در لیگ برتر ندارد که هیچ، حتی شاید هزینه های ورزش حریفه ای خود را هم کاهش دهد! مرادعلیزاده در گفتگوی خود با شبکه استانی تاکید کرده بود که به هزینه در ورزش عمومی اعتقاد دارد و به صرف هزینه بابت مواردی مثل مربی خارجی اعتقاد ندارد. شاید این حرف برای آن هایی که خیلی در جریان ورزش و اتفاقات آن نیستند خشنود کننده باشد و از آن حمایت قاطعی هم بکنند اما آن هایی که در چند سال اخیر سیر اتفاقات ورزش کرمان را دیدند، از این حرف به شدت احساس خطر می کنند!

چند باشگاه بزرگ و باسابقه در کرمان به همین بهانه هزینه در ورزش همگانی، بودجه تیم های حرفه ای خود را کاملا قطع کردند تا امروز هیچ نشانی از آن تیم های حرفه ای باقی نماند. باشگاه هایی مثل شهرداری کرمان و ذغالسنگ که روزی خیلی از تیم های حرفه ای کرمان را در رشته های مختلف در سطح بازی های کشوری زیر پوشش قرار داده بودند، با همین بهانه هزینه در ورزش همگانی بودجه این تیم ها را صفر کردند تا آن تیم های با سابقه به خاطره بپیوندد.

حالا امروز صحبت های رئیس شرکت مس مبنی بر هزینه در ورزش همگانی دوباره همان خاطرات بسیار تلخ را پیش روی چشم کرمانی ها می آورد که ورزش مس هم در کنار همه باشگاه های نابود شده کرمان، به همان سرنوشت دچار شود! شاید اگر آقای مرادعلیزاده به جای اینکه اعلام کرده بود به هزینه در ورزش مثل دادن پول به مربی خارجی اعتقاد نداد، اینطور بیان می کرد که به هزینه اصولی در ورزش معتقد است امروز نگرانی ها از این بابت کمتر بود اما اینکه شرکت مس هم بخواهد به جای هزینه در ورزش حرفه ای به بهانه هزینه در ورزش همگانی پایش را عقب بکشد موضوعی نیست که باب میل هیچکس در کرمان باشد. بهرحال مس خود را با همین تیم های حرفه ای به خصوص فوتبالیش خود را نماد کرمان کرده است و همه ورزش دوستان کرمانی با وجود تحقیری که فوتبال مس در این فصل نصیب کرمان کرد، بازهم منتظرند که مس همین رویه خود را ادامه دهد.

هزینه برای ورزش همگانی کار مس نیست و سایر نهادهای استان باید این کار را انجام دهند. برای مثال هیچکس در کاتالان این انتظار را ندارد که باشگاه بارسلونا هزینه تیم های حرفه ای خود را کم کند و ورزش همگانی را گسترش دهد!! و این وظیفه سایر نهادهای ورزشی این منطقه است و باشگاه بارسلونا به عنوان یک باشگاه حرفه ای باید هزینه تیم های حرفه ای خود را تامین کند. همینطور مقامات مس باید در جریان باشند که در یک منطقه تا یک تیم حرفه ای که همه علاقه مندان به ورزش را به خود جلب نکند، وجود نداشته باشد، در آن مطقه میل و رغبت به ورزش همگانی هم به صفر خواهد رسید و عملا مس با تغییر رویه در این کار به عنوان آخرین سنگر ورزش دوستان در کرمان، ورزش کرمان را نابود خواهد کرد.

مس باید در ورزش حرفه ای خرج کند. نه خرج بی رویه که باید اصولی این هزینه را صرف تیم هایش کند. باشگاه نفت تهران در این فصل با نصف هزینه های مس موفق شد کسب سهمیه آسیا کند و مس هم باید رو به خرج اصولی و منطقی بیاورد. مقامات مس باید آگاه باشند که خرج نکردن برای تیم هایشان همانقدر اشتباه و گناه بزرگ محسوب می شود که خرج های بیهوده و عبس مدیران فصل قبل کمر باشگاه مس را شکست.

قطعا آقای مرادعلیزاده نمی خواهد باشگاه مس را از چاله خارج کند و آن را به چاه بی اندازد. البته برخی این صحبت های آقای مرادعلیزاده را در آن راستا ارزیابی کردند که وی به عنوان مدیر شرکت مس به همه آن هایی که این شرکت را برای خرید در لیگ برتر اجبار کرده اند و زیر فشار برده اند، هشدار داده است که اگر برروی این فشار خود خیلی اصرار کنند، کلا بی خیال ورزش داری می شود! این همان مسئله ایست که به ساختار غلط باشگاه مس برمی گردد که سبب شده است این باشگاه ورزشی به نوعی گروگانی در دست شرکت مس باشد! بهرشکل باید دید در روزهای آتی سیر جریانات باشگاه مس سرنوشت آینده آن را به چه سمت و سویی هدایت می کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 و ساعت 11:3 |

فعلا بیشتر برای خرید متقاعد شده اند!

با صحبت هایی که دیروز از طرف مقامات مختلف مس مطرح شد، حالا بحث خرید امتیاز لیگ برتر از سوی مس وارد فاز جدیدی شده است.

      

در حالی که مقامات شرکت مس در هفته های قبل به طور جد مخالف هرگونه حتی فکر برروی خرید امتیاز لیگ برتر برای تیم فوتبال مس بودند، اما با قطعی شدن سقوط مس و درخواست های زیاد در کرمان و از سوی دیگر طرح علنی شدن فروش امتیاز راه آهن، حالا آن قاطعیت برابر خرید امتیاز از سوی مقامات شرکت مس وجود ندارد.

آن ها ظاهرا در جلسه پنجشنبه خود به این نتیجه رسیدند که بیشتر روی این مسئله فکر کنند و قرار است طی دو روز آتی در این باره نشستی برگزار کنند تا این مسئله را به طور جدی بررسی کنند. با این حال خرید امتیاز از سوی شرکت مس به همین راحتی ها نیست و در حالی که راه آهن برای فروش اعلام آمادگی کرده است، نمی توان در کرمان به راحتی تصور کرد که این امتیاز خیلی ساده به کرمان خواهد آمد.

برخی اعضای هیات مدیره شرکت مس که چندان علاقه زیادی به بحث ورزش ندارند قطعا در این جلسات طرح های خود را برای مخالفت با این اتفاق اعلام خواهند کرد و از سوی دیگر شرکت مس اصلا نباید احساس کند که در زمینه خرید این امتیاز تنهاست و قطعا شرکت ها و نهادهایی وجود دارند که خیلی برای خرید این امتیاز راغب هستند. به خصوص اینکه انتخابات مجلس شورای اسلامی نیز نزدیک است و هر شهر که بتواند این امتیاز را بخرد، قطعا یکی از برگ برنده های خود را در این زمینه رو کرده است. ضمن اینکه گفته می شود از آنجا که قرار است این امتیاز از تهران خارج نشود، برخی درصدد هستند از طریق امتیاز تیم فوتبال راه آهن تیم فوتبال پاس را در تهران احیا کنند که این مسئله نشان می دهد اگر مقامات مس درصدد هستند در این زمینه کاری کنند، باید هرچه سریعتر به جمع بندی برسند و از دست دادن زمان به نفع رقیبان آن ها تمام خواهد شد.

 با این حال گفته می شود بدهی سنگینی که بابک زنجانی به وزارت صنایع دارد شاید در این زمینه به مدد مس بیاید و در حالی که وزارت از وصول بدهی های خود ناامید شده است شاید در حالی که اموال زنجانی خیلی سخت به دست می آیند فرصت را از دست ندهد و با گرفتن امتیاز تیم فوتبال راه آهن برای مس، تا حدودی بدهی های زنجانی را با خود صاف کند! البته این مسئله ایست که فعلا بیشتر در حد گمانه زنی مطرح شده است و هیچ مقام رسمی آن را تائید نکرده است.

در کرمان هم که تقریبا همه برای خریدن این امتیاز تمایل دارند و حتی برای آن دست به سیاست و نقشه هم زده اند. این مسئله را می توان از بی میلی مدیر عامل باشگاه مس به این اتفاق دانست که البته تجربه ثابت کرده است او در هر قضیه ای که بی میلی خود را رسانه ای کرده است، معمولا آن اتفاق پس از چندی رخ داده است! ایرانمنش که از بی میلی خود به خرید امتیاز مس در لیگ برتر صحبت کرده بود شاید خبرهایی در این زمینه دارد که از بی میلی اش برای این اتفاق رسما صحبت کرده است تا کسانی که سابقه این گونه مصاحبه های ایرانمنش را دارند حتی از شنیدن این بی میلی او احساس رضایت بیشتری مبنی بر رخ دادن این اتفاق کنند!

با این حال خرید امتیاز در لیگ برتر موضوعی است که کاملا مربوط به شرکت مس است و اگر مقامات این شرکت به طور کامل متقاعد شوند که برای خرید مس در لیگ برتر هزینه صرف کنند، این اتفاق تحت هر شرایطی رخ خواهد داد. هرچند نسبت به روزهای قبل این مقامات انعطاف بیشتری برای این اتفاق نشان می دهند اما به نظر می رسد سیل مشکلاتی که برای خرید امتیاز راه آهن پیش روی پای کرمانی ها می باشد و همچنین عدم اجماع صد در صدی در شرکت مس سبب شده است که هنوز نتوان با قاطعیت از این اتفاق در کرمان صحبت کرد. کرمانی ها که در این فصل یاد گرفته اند با نگرانی به همه اتفاقات داخل زمین و خارج از زمین نگاه کنند، حالا چشم های نگران خود را به شرکت مس دوخته اند تا به نوعی تکلیف تیم فوتبال مس از دل جلسات این شرکت بیرون درز کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در دوشنبه بیست و پنجم فروردین 1393 و ساعت 11:44 |

پول بهترین بازیکن مس می شود؟!

کرمانی هایی که اصلا دوست ندارند سقوط مس به لیگ یک را باور کنند، بنا به طبع همه هواداران فوتبال در این شرایط چشم امید خود را به اتفاقات خارج از زمین معطوف کرده اند و امیدوارند پس از پشت سر گذاشتن یک فصل بسیار سخت که هیچ روزنه امیدی برایشان در داخل زمین باز نکرد، حالا در خارج از زمین خبرهای خوب برایشان از بقای مس در لیگ برتر مخابره شود.

   

امید آن ها وقتی برای شنیدن این خبر بیشتر شد که زمینه آن به نوعی برای مس و هوادارانش فراهم شد.... هواداران مس که حالا قطعا می دانند لیگ 18 تیمی نخواهد شد زمانی به ماندگاری تیمشان در لیگ برتر از طریق خارج از زمین امیدوار شدند که باشگاه راه آهن رسما اعلام کرده است که امتیاز لیگ برتری فوتبال خود را برای فروش گذاشته است.

هرچند در چنین مواقعی ان قول های زیادی مطرح می شود و مثلا عنوان شده است که فقط نهادهای خصوصی می توانند امتیاز این تیم را بخرند و یا اینکه امتیاز راه آهن از تهران خارج نخواهد شد اما تجربه ثابت کرده است که در چنین مواقعی اگر یک نهاد که مثلا همان شرکت مس باشد، اگر اراده خرید کند، خریدن این امتیاز اصلا کار دشواری برایش نیست! چراکه پیش از این در حالی که اصلا تصور نمی شد امتیازی از این طریق خرید و فروش شود، باشگاه هایی مثل فولاد مبادرت به خرید آن کردند چه رسد به حالا که خریدار خودش کاملا راضی است و برای مشتریانش دست تکان می دهد!

از سوی دیگر مقامات فدراسیون فوتبال نیز که بارها چه به صورت تلویحی و چه به صورت صریح از بقای باشگاه هایی مثل مس در لیگ برتر که امکانات و شرایط مالی لازم را دارند حمایت کرده است و قطعا فدراسیون نیز زمینه این فروش به باشگاه مس را تسهیل خواهد کرد. در این شرایط و در حالی که از عوامل داخل زمین و بازیکنان مس کاری برای نجات مس برنیامد، باید دید که پول بهترین بازیکن مس در این فصل خواهد شد و در نهایت هواداران مس با گلزنی بازیکن سبز پوش خود موفق به ماندگاری در لیگ برتر فصل آینده هم خواهند شد؟!

نکته نه چندان جالب قضیه در این مقطع این است که شرکت مس فعلا تمایلی برای خرید امتیاز لیگ برتری برای مس نشان نمی دهد. با یک حساب سرانگشتی متوجه می شویم که این خرید مبلغی در حدود 40 میلیارد تومان برروی دست شرکت مس هزینه می گذارد. مبلغی در حدود 16 میلیارد برای خرید امتیاز و 20 میلیارد هم برای بستن تیم در فصل آینده که موجب می شود مقامات هیات مدیره شرکت مس که عمدتا خیلی هم علاقه ای به ورزش و فوتبال و خرج در آن ندارند، دستشان برای دادن پول در این زمینه بلرزد. آن هم در سالی که قرار است اقتصاد مقاومتی باشد و هزینه ها از فیلترهای بیشتری عبور کنند.

 هرچند این مبلغ خیلی برای شرکت مس خیلی مبلغ کلفتی محسوب نمی شود اما با این حال پرداخت آن درشرکت مس به این راحتی ها نیز امکان ندارد. البته مقامات شرکت مس که در ابتدا خیلی برابر این قضیه موضع می گرفتند و قویا هرگونه بحث در رابطه با خرید امتیاز در لیگ برتر را رد می کردند، حالا از جلساتی حرف می زنند که در این باره در شرکت مس و هیات مدیره آن در حال جریان است و شاید ناگهان خروجی های پرسروصدایی مبنی بر خرید امتیاز هم از دل خود داشته باشد! این احتمال وقتی بیشتر می شود که برخی افراد سیاسی سرشناس استان از استانداری گرفته تا نمایندگان مجلس و حتی افراد پشت پرده ای نظیر آقای مرعشی نیز در این مسئله ورود کرده اند و به نوعی درصدد هستند مقامات شرکت مس را مجاب به خریدن امتیاز در لیگ برتر کنند.

 تصمیمی که باید تا آخر این هفته اتخاذ شود چراکه اگر شرکت مس متقاعد شود که این امتیاز را بخرد باید هرچه سریعتر آستین ها را بالا بزند تا تبعات آن را هرچه سریعتر پشت سر بگذارد. بهرشکل این تصمیم در ابتدا با تبعات زیادی مثل برخورد رسانه ها و افرادی نظیر عادل فردوسی پور نیز روبرو می شود اما از آنجا که خود باشگاه راه آهن بنا به مشکلاتش اعلام فروش کرده است، گذر از این تبعات به مراتب راحت تر است. ولی بهرشکل اگر قرار است این تصمیم اتخاذ شود، هرچه سریعتر نهایی شود بهتر است چراکه هم جو روانی استان را بهتر کنترل می کند و هم زمینه برای بستن یک تیم خوب در فصل بعد باید مهیا شود.

 با این حال چه شرکت مس در نهایت تصمیم به خرید امتیاز بگیرد و چه نگیرد آنچه که بسیار مهم و حیاتی برای باشگاه مس می باشد، این نکته است که این باشگاه هرچه سریعتر چارت جدید مدیریتی خود و اثر پذیری اش از شرکت مس و همچنین موارد مختلفی که می تواند به مدیریت بهتر و حرفه ای تر این باشگاه مربوط باشد را تدوین کند. برخی معتقدند که برگشت مس به لیگ برتر با حواشی که دارد عملا جلوی این اتفاق را می گیرد و برخی دیگر باشگاه فولاد را مثال می زنند که با وجود خرید امتیاز در لیگ برتر، ساختارهای خود را هم تا حدود زیادی بهبود بخشید. این خود یک بحث مفصل می طلبد که طی روزهای آتی به آن خواهیم پرداخت. در روزهایی که ماندن و یا رفتن مس از لیگ برتر هم شکل واضح تری به خود خواهد گرفت.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و چهارم فروردین 1393 و ساعت 12:29 |

عروسی به کوچه ما هم خواهد آمد

فوتبال رشته درازی دارد به درازای زندگی همه آدم های روی زمین....رشته درازی که یک سر آن تا طرف دیگرش فاصله ای به بلندای بهشت و جهنم دارد...

      http://media.farsnews.com/media/Uploaded/Files/Images/1393/01/22/13930122231820419_PhotoL.jpg

نیاز نیست فاصله این دو سر، اندازه دو دنیا باشد و می تواند این فاصله دقیقا به طول جاده کرمان تا خوزستان و رشت باشد اما فاصله درون دل های ساکنینش درست قد یک دنیاست! در خوزستان همه بر طبل شادی می زنند و هلهله سر می دهند اما در رشت و کرمان مردمانش  دست در دست هم به یکدیگر تسلیت می دهند...تسلیت یک غم بزرگ که حاصل یک عدم شایستگی برای ماندن در لیگ برتر بود. آن ها حالا دیگر می دانستند که تاپ نیستند و برای هوادارنشان نیز ذره ای احترام ندارند چراکه آن ها در زمین حرمت این هواداران را حفظ نکردند... هرچه در خوزستان بازیکنان فولاد برای مردمان این دیار اسطوره بودند، بازیکنان این دو تیم مایه خفت اهالی استانشان شدند که خیلی زود ورزشگاه را ترک کردند و یا کانال تلویزیون را عوض کردند تا فراموش کنند چنین سفیرانی هم داشته اند. اگر بازیکنان داماش بعد از بازی در میان سیل اشک های خود از بی پولی می گفتند و اینکه به نان شبشان در داماش محتاج بوده اند، مشخص نبود بازیکنان مس بدون بهانه بی پولی به کدام طناب خود را آویزان می کردند... در خوزستان سرود قهرمانی سر داده می شود و در کرمان گرد ناامیدی بر در و دیوار شهر می ریزند... اما این دنیای با سخاوت فوتبال به اندازه همه مردمانش غم و شادی دارد... اگر امروز رنگ غم به چهره زده ایم باید به دنبال این باشیم که از کوررنگی خارج شویم و رنگ پیروزی پیدا کنیم. برای ما بس بود که در برزخ فقط چهره خود را با سیلی سرخ کنیم. نه امکانات مس و نه امکانات کرمان کمتر از خوزستان نیست که امروز عروسی را در کوچه آن ها ببینیم و خود را داغدار یک سقوط مرگبار بدانیم... برای همه ما مثل روز روشن است که اگر در مسیر درست گام برداریم خیلی زودتر از آنچه که خوزستانی ها به آن رسیدند می توانیم حتی به قهرمانی فکر کنیم. درست همانند روزی که سقوط فولاد در لیگ برتر قطعی شد و خیلی ها پرونده این تیم را پیچیده شده دانستند اما امروز بعد از چهار سال از آن زمان نه فقط پرونده آن بسته نشده است که با حرکت در مسیر صحیحش، فولاد امروز نه فقط در ایران که در آسیا زبان می چرخاند و حرف برای گفتن دارد. فرق ما و فولاد تنها در یک مسئله است. خوشبختانه آن مسئله امکانات نیست که برای همه مثل روز روشن است که امکانات مس و فولاد سر به سر هستند و چه بسا امکانات کرمان بیشتر هم باشد. اختلاف فقط و فقط در پیدا کردن راه است. خورستانی ها در داخل خوزستان و در میان خودشان خواستند و توانستند راه را پیدا کنند اما ما در کرمان فعلا نمی خواهیم و قصد هم نداریم راه را تشخیص بدهیم و در مسیر آن گام برداریم. بیراهه برای عده ای در این استان همیشه بهترین راه بوده است...بیراهه هایی که آن ها را دقیقا به مقصد می رساند ولی اکثریت جماعت کرمانی را همیشه در بن بست می گذارد. درست همانند امسال که بیراهه مس که به دره سقوط رسید خنده را بر لب برخی باقی گذاشت آن هم در میان سیل اشک همه کرمان... امروز باید راه را پیدا کنیم. در کرمان آنقدر فکر روشن هست که چراغ راه باشد. باید این چراغ ها روشن شود. باید از تجربه ها ولو در خوزستان نهفته باشد استفاده شود. باید دست از خود زنی و ریختن آب در هاون رقیبان برداشت. باید دست به دست هم داد به مهر و مس خویش را کرد آباد...باید دوباره ساخت مس را ولو با با استخوان خویش...دوباره ساختنی که چهره واقعی و ماندگار به مس دهد برای همه عمر...چهره ای که هیچ آدم ناتویی با هر قدرتی نتواند خش برروی صورتش بی اندازد.... آن روز است که ما با این داماد خوش سیما عروس شادی را به کوچه کرمان می آوریم... ما لایق این عجوزه که فقط نام مس دارد نیستیم و خیلی زود دست به کار می شویم برای درست کردن سیمای آن که مثل زیبای خفته در بطنش نهفته است و باید طلسمش شکسته شود....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و سوم فروردین 1393 و ساعت 11:1 |

مس در دو راهی بزرگ تاریخی خود

با مسجل شدن سقوط تیم فوتبال مس، این باشگاه به نوعی بر سر یک دوراهی تاریخی قرار گرفته است. نه فقط این باشگاه که همه هواداران و عوامل این تیم یکی از حساس ترین مقاطع مربوط به تیم فوتبال مس را پشت سر می گذارند.

    

معمولا در همین شرایط بحرانی است که تصمیمات می تواند خیلی مهم تلقی شود و موجب شود که راه نجات خیلی نزدیک تر شود و یا اینکه با رفتار و اعمال انجام شده در این شرایط این راه آنقدر دور شود که گاهی نه تنها به مقصدی نمیرسد که می تواند موجب از هم پاشیدگی کل آن سیسستم شود. از همین روست که همه اهالی کرمان و همه آن هایی که خود را اهل مس می دانند باید به شدت مراقب تصمیم و رفتارهای خود باشند و به خوبی از تجربه های گذشته و مشابه مس درس عبرت بگیرند. در این مقطع، تعیین سرنوشت مس و تیم فوتبال آن بسیار مهم است و اینکه چه تصویری را باید برای این تیم در روزهای آتی رقم زد بسیار حائز اهمیت است. کاملا طبیعی است که این روزها همه عوامل مرتبط با این تیم پس از این شکست غم انگیز با عصبانیت حرف های احساسی بزنند و با انداختن توپ به زمین یگدیگر درصدد باشند کمی از غم خود با این شیوه کم کنند اما قطعا این روزها نیز گذرا است و در کمال این عصبانیت باید خیلی منطقی و با آرامش به روزهایی اندیشید که مس همچنان باید زندگی کند و این روزهای سیاه را جبران کند. قطعا اگر زمانی باشد که مسائل مهم و حیاتی را برای بازسازی خانه مس از اساس بررسی کنیم، آن زمان دقیقا همین الان است و از همین روست که باید در کنار خشم و اندوهی که در دل داریم به این مسئله منطقی هم نگاه کنیم تا در این دوراهی حساس راه را به اشتباه نرویم.

دیوار کجی که بالاخره فرو می ریخت

با بررسی وضعیت باشگاه مس از همان زمانی که این تیم به لیگ برتر صعود کرد این مسئله را برای ما روشن می کند که شاکله این باشگاه به خصوص در تیم فوتبالش به مثابه دیوار کجی بود که اگر امروز نمی ریخت فردا حتما خراب می شد و تداوم این وضعیت در باشگاه مس راه به جای خوبی نمی برد. متاسفانه در مدت این هشت سال هم نه تنها برای صاف کردن این دیوار قدمی برداشته نشد که سال به سال بر کج بودن آن خشت گذاشته می شد. شاید حالا که تیم مس به لیگ یک سقوط کرده است و ما طعم این شکست را احساس کرده ایم، به صرف حضورمان در لیگ برتر در سال های گذشته احساس موفقیت در آن سال ها می کردیم اما واقعیت امر این است که ما در آن سال ها نیز به نوعی بازنده بودیم. باشگاه مس کرمان در همه این سال ها اگر بیشتر از تیم های قهرمان لیگ هزینه نمی کرد قطعا خیلی کمتر از آن ها نیز هزینه های خود را انجام نداده است اما در این هشت سال تنها افتخار باشگاه مس یک مقام سومی بود که این نشان می دهد با وجود هزینه های کلانی که در این باشگاه انجام می شد عملا دست آورد بزرگی برای این تیم فوتبال حاصل نشده است. این نکته مسئله ای را برای ما بازگو می کند که مدیریت باشگاه مس در تمامی این سال ها به نوعی مدیریت هزینه بوده است و اگر برنامه جامع و بلند مدتی برای این باشگاه در نظر گرفته می شد، شاید در پایان سال چهارم و یا پنجم، با وجود همه هزینه هایی که در باشگاه مس شده بود، این باشگاه و تیم فوتبالش به نقطه های هدف گذاری شده برای خودشان چه در ایران و چه در آسیا می رسیدند. اما مس در تمامی این سال ها به صورت یک سال درمیان برای سقوط نکردن می جنگید تا مشخص شود عملا هیچ برنامه جامع و هدف داری از سوی باشگاه مس برای تیم هایش به خصوص فوتبال آن در نظر گرفته نشده است. مسلم است هر سیستم و مجموعه ای اگر بدون برنامه ریزی و فقط به نوعی به صورت روزمرگی اداره شود سرانجامی بهتر از فرو ریختن دیوارش ندارد و این روزمرگی سرانجام به جایی از اشتباه می رسد که راه جبرانی برای آن نمی گذارد، دقیقا همانند اتفاقی که امسال در باشگاه مس افتاد و سیل عظیم اشتباهات در آن، که حاصل همه اتفاقات سال های قبل بود، باشگاه را در بن بستی گذاشت که نهایتش آنچه بود که دیدیم. اما اینکه چرا مدیریت باشگاه مس هیچگاه از همان حالت جنینی و روزمره خارج نشد خودش بحث مفصلی می طلبد.

حیاط خلوتی به نام باشگاه مس

کسانی که از نزدیک با باشگاه مس و به نوعی شرکت مس و جریانات حاکم بر آن ها ارتباط داشتند به خوبی درک کرده بودند که باشگاه مس به نوعی حیاط خلوت شرکت مس محسوب می شود و جذابیت های این حیاط خلوت سبب می شد که در شرکت مس عملا تصمیم گیری های اساسی برای باشگاه مس صورت بگیرد. اینکه باشگاه مس به عنوان یکی از شاخه های شرکت مس که بودجه مالی خود را از آن تامین می کند، باید زیر نظر این شرکت کار کند امری منطقی و صحیح است اما اینکه باشگاه مس تا این حد تحت تاثیر اتفاقات شرکت مس باشد همان موضوعی است که بیشترین لطمات را به این باشگاه وارد می کرد. باشگاه مس در هشت سال اخیر خود نزدیک به هفت مدیر عامل عوض کرده است که در نوع خود یک رکورد منفی در عرصه باشگاه داری محسوب می شود. جالب تر اینکه مدیرانی بر سر کار این باشگاه آمدند که هیچ سنخیت فکری با یکدیگر نداشتند و مثلا میان آقای گنجعلی خانی و نیک نفس نمی شود از نظر مدیریتی هیچ تشابه فکری پیدا کرد که این گونه گمان کرد که این سیل مدیران در تکامل برنامه های خود در باشگاه مس گام بردارند. این در حالی است که گاهی شرکت مس از طریق نیروهای خود مثل رستمی و یا داوری به طور مستقیم در تصمیمات باشگاه مس دخالت می کرد تا مشخص شود باشگاه مس دقیقا همان شهر آشوبی است که ثبات مدیریتی در آن هیچگاه وجود نداشته است. تکیه بیش از اندازه مدیریت باشگاه مس به مدیریت شرکت مس سبب شده است که وضعیت مدیریت این باشگاه مشابه همان نیمکت مربیانی شود که فقط باب میل مدیران آن باشگاه تصمیم گیری می کنند و فقط به صرف کسب یک یا دو پیروزی در زمین تلاش می کنند که این شیوه ثابت کرده است آن تیم قطعا با مشکل مواجه می شود و اگر این تیم نهایتا به چند پیروزی هم دست پیدا کند سرنوشتی جز باخت ندارد. این شیوه دقیقا در باشگاه مس نیز به وجود آمده بود و سیل تغییرات در مدیریت باشگاه مس سبب شده بود که مدیران عامل در هر مقطعی از ترس برکناری به نوعی به همان شیوه روزمرگی مدیریت کنند و هیچگاه برنامه بلند مدتی برای این باشگاه از آستین خارج نکنند. این در حالی است که همه نمونه های موفق باشگاه های صنعتی در ایران زمانی موفق شدند به برنامه های جامع خود دست یابند که سیستم مدیریت باشگاه خود را به نوعی از مدیریت کارخانجات خود جدا کردند. باشگاه سپاهان اصفهان با وجود تغییرات فراوان در مدیریت فولاد مبارکه به نوعی از برنامه های باشگاه خود صرف نظر نکرد و همین اتفاق در باشگاه فولاد خوزستان نیز رخ داد و تغییرات در این نهاد صنعتی موجب نشد که برنامه های بلند مدت این باشگاه که از چند سال قبل استارت خورده بود با چالش مواجه شود و این باشگاه ها به نوعی به باشگاه داری حرفه ای خود نزدیک شده اند و امروز ماحصل آن را درو می کنند. اما در همین باشگاه مس حساب کنید که کوچکترین اتفاقی در شرکت مس اولین تبعات آن به باشگاه مس وارد می شد تا جایی که آقای اردبیلی مدیر عامل شرکت مس می شود و تصمیم به انحلال باشگاه خود می گیرد! و تنها با پا درمیانی سایرن از آن صرف نظر می کند  و یا برخی دیگر از مدیران عامل این شرکت نظیر پوستین دوز به طور مستقیم در انتخاب سرمربی و بازیکنان نیز دخالت می کردند!! اگر امروز صحبت از ساختار سازی در باشگاه مس می شود به این معناست که رابطه باشگاه با شرکت مس شکل منطقی و معقولی به خود بگیرد و با مشخص کردن چارت حرفه ای و اساسی برای این باشگاه رابطه باشگاه با شرکت وضعیت مناسبی به خود بگیرد.

فضا را برای این ساختار فراهم کنیم

اما در این دو راهی تاریخی پیش روی باشگاه مس در این مسئله که باید ساختار باشگاه مس از نو ساخته شود هیچ جای شک و تردیدی وجود ندارد و در مباحث بعد در رابطه با اینکه خرید امتیاز در لیگ برتر در فصل بعد باید صورت بگیرد و یا خیر هم صحبت می کنیم. اما آنچه که حتی مهمتر از خرید امتیاز در لیگ برتر برای مس جلوه می کند این است که همه دلسوزان این باشگاه و تیم فوتبال مس باید فضایی فراهم کنند که در نهایت منجر به این مسئله شود که دست اندرکاران شرکت مس محیط مناسب را برای باشگاه داری در مس فراهم کنند. شکست بزرگ دوم برای باشگاه مس این است که با همین شیوه به حیات خود ادامه دهد. باید روز به روز بر روی این موضوع که باشگاه مس از حالت جنینی خود به شکلی زیبا متولد شود تاکید بیشتری شود تا حالا که تهدید سقوط به لیگ یک برای مس عملی شده است آن را حداقل فرصتی برای بهبود سازی آینده این باشگاه کنیم.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه بیست و یکم فروردین 1393 و ساعت 19:58 |