همه این واکنش ها و عیارهای اشتباه

واکنش. واکنش حلقه‌ی مفقوده و حلقه‌ی آزاردهنده‌ی فوتبال ایران است. واکنش درست معمولا غایب است و تا دل‌تان بخواهد، واکنش اشتباهی، در کار آزار فوتبال و آینده‌اش است. باخت نباید برای ما اتفاق عجیبی باشد. حتی خاطره هم نیست. اتفاق روزمره است. اما واکنش درست، برای‌مان خاطره‌ای دور شده. بعد از این حذف ِ آشنا باز واکنش‌های آشنا از راه خواهند رسند. واکنش‌های مزاحمی که جلو دیدن یک تصویر درست را از ما می‌گیرند و راه آینده را مسدود می‌کنند و ما را به دور خودمان می‌چرخانند.

 

مخالفان کیروش توبه نمی‌کنند...

این واکنش حریصانه و پر از عقده‌ی بو گرفته احتمالا برای‌تان آشناست. خیلی‌ها تا حالا تجربه‌اش کرده‌اند. مرسی آقای کیروش که عراق را چند هفته زودتر و در بازی دوستانه برای‌مان بردی. عراقی که هیچ‌وقت برای ما حریف مهمی نبوده. همین عراق که در سه بازی مرحله‌ی ابتدایی، کلا سه گل زده بود و در یک بازی به ما همین تعداد گل را زد. اگر کیروشیسم نبود، زودتر از این‌ها باید از ایران می‌رفتی اما چه کنیم که بوی خوش دلار، برای‌ت مصونیت آهنین درست کرده بود.

تیم ملی یک شکل ...

این واکنش دیگری‌ست. واکنشی مبتنی بر مچ‌گیری و بزرگ کردن ضعف. تیم ملی ما هر وقت می‌خواهد جور دیگری جز با سیستم دفاعی بازی کند، فرو می‌ریزد. در آخرین بازی جام جهانی برد می‌خواستیم و جور دیگری بازی کردیم و سه گل خوردیم. کیروش تیمی ساخته فقط برای دفاع کردن. برنامه‌ی دومی در کار نیست.

این لیگ و این فوتبال تو سری خور...

فقط واکنش مخالفان دردسرآفرین نیست. ذوب شده‌گان همیشه هوادار هم دردسرهای بزرگی هستند. قبل از بازی با عراق یک طنزنویس در مطلبی که سعی شده بود جدی جدی باشد، کم و بیش همین حرف تکراری را زد. ما فوتبال و لیگ بی‌چاره‌ای داریم و برد با بازی دفاعی جلو بحرین، قطر و امارات برای‌مان غنیمت بزرگی‌ست. و بعد لیست کردن شکست‌ها، بدون نظری به پیروزی‌ها. فوتبال ایران قبل از کیروش؛ بله! بله! تجربه‌ی باخت به بحرین و قطر را دارد. اما با این نگاه مبتذل‌محور، باید  یادی از بردهای قاطعانه جلو کره‌جنوبی- با نتایج شش- دو و چهار-سه – و برد مقابل ژاپن- دو بار با نتیجه دو-یک- هم کرد. اما همین فراز و فرود فوتبال ایران که فرصتی برای بررسی جدی یک مشکل بزرگ است، تبدیل می‌شود به هم‌آوردی دو گروه. یکی اثبات‌کننده‌گان بی‌چاره‌گی و دیگری نوستالژی‌زده‌گان دوران با شکوه ماضی.

افسانه‌ی دژ دفاعی کیروش...

این افسانه از جایی ساخته شد که نداشتن سیستم و دفاع چند لایه مساوی‌ است با باخت‌های سنگین. داستانی که شاید در بازی مقابل آرژانتین رنگی از واقعیت داشت، اما حتما ربطی به قطر و امارات و عراق ندارد. اما این افسانه داشتن یک دژ دفاعی مستحکم، با افتادن یکی از آجرها- اخراج مهرداد پولادی- فرو ریخت و به پایان رسید. این همه فخر فروختن به آمار، در یک لحظه به نقطه‌ای معکوس می‌رسد. حالا آن آماربازهای بی‌تحلیل، با آمار جدید چه خواهند کرد؟ تیم و خط دفاعی‌ای که کیروش ساخته، در چهار بازی، یک گل بیش‌تر از تیم‌ملی 4 سال پیش دریافت کرده و آمار گل‌های خورده‌اش با تیمی که سرمربی‌اش قلعه‌نویی بود، یکسان است!

شانس هم کمکی نکرد...

کیروش مربی خوش‌شانسی است. تکیه بر شانس، فقط در یک ساختار غیرعلمی و بدون برنامه به کار می‌آید. اشاره به خوش‌شانسی کیروش، مرور تاریخ و این‌که بعد از پنج دوره‌ی جام ملت‌ها، این اولین دوره‌ای بود که در یک چهارم نهایی به کره‌جنوبی- رقیب سخت و سنتی- نخوردیم و به مصاف عراق رفتیم و از پس همان هم برنیامدیم، فایده‌ای به حال‌مان نمی‌کند. می‌شود به دو آیتم قبل برگشت و دید ما فوتبالی داریم که به فاصله‌ی چند سال از 6 تایی کردن کره، می‌رسد به شکست دو-صفر جلو قطر.

تیتر روزنامه‌ها...

خب باخت از راه رسیده و دیگر خبری از حماسه نیست. دیگر له کردن و یوزهای پارسی و سربازان جمعه و ژنرال کیروش تیراژ نمی‌آورد. حالا باید تیتر زد "از رقابت‌های غرب آسیا حذف شدیم" و بعد در یک تحلیل نیم‌بند به یاد مخاطب آورد که کیروش از سال 1992 به این‌ور اولین مربی‌ای بوده که در جام ملت‌ها فقط به مصاف تیم‌های غرب آسیا رفته و شکست خورده. در 92 ژاپن ما را حذف کرد، در 96 بعد از بردن کره‌جنوبی به عربستان باختیم، در 2000 به کره باختیم، در 2004 چین ما را در پنالتی برد و دو دوره‌ی بعد هم کره جنوبی بود که کار ما را تمام کرد. با این تیتر و تحلیل، پاک کیروش را ضایع می‌کنیم. او بعد از بازی با چهار رقیب از غرب آسیا با جام وداع کرده است.

مربی ایرانی و مربی خارجی...

باخت مربی غیرایرانی بهترین فرصت برای واکنش مربیان ایرانی است. می‌شود موفقیت امارات را با مربی بومی چماق کرد و بدون توضیح این‌که ما کدام مربی ایرانی را داریم که به روی‌ش توافق داشته باشیم و ازش حمایت بکنیم، درباره‌ی لزوم مربی ایرانی حرف بزنیم و دوباره دنده عقب برگردیم به گذشته و تست جنس ایرانی؛ از دایی تا قلعه‌نویی. با طعم تلخ شکست و باخت و حاشیه.

کیروشیان مظلوم...

این‌جا، جایی‌ست که هواداران کیروش ری‌کاوری کرده به صحنه برمی‌گردد. ابتدا تقصیر را به گردن داور می‌اندازند. از سال 1992 تا امروز- که خاطرات‌ش در حافظه‌ی نویسنده‌ی مطلب زنده است- همیشه باخت تیم‌ملی ایران تقصیر داور بوده. از جمال شریف سوری تا امروز و ویلیامز استرالیایی. بعد چند داستان نیمه‌واقعی و نیمه‌تخیلی درباره‌ی دوپینگ و توطئه و چیزهای دیگر می‌شنویم تا باورمان بشود که تیم خودمان مشکلی نداشته. مشکل جای دیگری بوده. طبق معمول دشمنان همیشه‌گی ما، در شکست‌مان نقش داشته‌اند.

جای خالی معیار...

فوتبال معیار مرده! علی‌رضا حقیقی درون دروازه می‌ایستد و در شمایل یک قهرمان، یک پنالتی هم نمی‌گیرد. دور نبود زمانی که همین اتفاق را با ابراهیم میرزاپور تجربه کردیم. با یک تفاوت. میرزاپور که در بازی با چین- سال 2004- یک پنالتی هم نگرفت، قهرمان نبود و کسی هم در استادیوم فوتبال به او پیش‌نهاد ازدواج نمی‌داد. قهرمان می‌سازیم براساس فرامتن. در متن هنوز دچار مشکلات و ایرادهای تاریخی هستیم اما انقدر که چشم‌مان جای دیگری دو دو می‌زند، نمی‌بینیم تا درد ِ کاری از راه برسد.

چهره‌ی سرمربی...

بهترین تصویر از کیروش را یکی از مسئولان فدارسیون ساخت. بعد از بستن قرارداد با سرمربی پرتغالی، مسئول مربوطه به مجری اخبار ورزشی در یک گفت‌وگو البته خصوصی گفته بود "کیروش مثل سرمربی قبلی نیست. مثل خودمونه! لوطی و مشتی!" این تصویر به مرور در ذهن هواداران ایرانی کامل شد تا بعد از باخت امروز یکی از صفحه‌های اینترنتی عکس از کیروش با چوبی در دست منتشر بکند و زیرش بنویسد "کیروش منتظر داور بازی امروز!" سرمربی قلدر کنار زمین، با سگرمه‌های درهم و فریادهای بلندش تصویر محبوب ایرانی‌ها از حق‌طلبی و لوطی‌گری‌ست.  دیگر تخمه جاپونی تعارف کردن به تماشاگران و باز کردن در اتوبوس و خیط کردن محافظ‌ها که جای خود دارد. دور نبود. همین چهار سال پیش، یک روزنامه‌نگار ورزشی از سرمربی وقت تیم ملی دلخور بود که چرا بعد از شکست مقابل کره‌جنوبی، "آمریکایی" رفتار کرده و واکنشی نداشته که دل آدم آرام بگیرد. واکنشی از جنس خط و نشان کشیدن کیروش برای داور در مصاحبه‌ی بعد از بازی. "کیروش: پرونده‌ی ویلیامز برای‌م باز است! "

عیار تیم ِ ملی ...

چهار سال پیش، وقتی از با 9 امتیاز از گروه‌مان صعود کردیم، گزارش‌گر اعزامی این روزهای صدا و سیما که مجری برنامه بود گفت "صعود از این گروه، با اقتدار، حداقل توقع ما بود. عیار تیم ملی در بازی یک چهارم نهایی مشخص می‌شود." عیاری که حالا با باخت جلو عراق، به عنوان باختی افتخارآمیز معرفی می‌شود!

پایان؟ نه! لطفا آغاز!

با این همه، مشخص است که مشکل فوتبال ایران کیروش نیست. کیروش تنها یک از نان‌خورهای مشکلات فوتبال ایران بود که به مدد شهرت‌ و البته همان لوطی‌گری معروف‌ش توانست دهان مخالفان خود را ببنند و حتی اعتراض تمام وقت‌ش به داور را به عنوان حرفه‌ای‌گری جا بزند. اما مشکل طبق معمول جای دیگری‌ست. جایی نزدیک‌تر از نیمکت سرمربی‌گری تیم ملی که این سال‌ها هی آدم عوض کرده. مشکل نبودن معیار و  هدف، گم بودن راه و نداشتن مسیریاب است. به خاطر همین دوباره در هیاهوها، از صدای معترضان سنتی تا هواداران موسمی، غوطه می‌خوریم و وقت می‌کشیم  و دوباره به یک شکست دیگر می‌رسیم. کیروش نباید برود. بازی‌کنان هم مشکلی ندارند. نه پورعلی‌گنجی و سردار آزمون که موفق بودند، نه سکته‌های آشنای این سال‌ها یعنی نکونام و شجاعی. فوتبال ایران احتیاج به سونامی عمومی دارد. نه یک نام مشهور می‌تواند کمکی بکند- آمار می‌گوید در جام‌ ملت‌ها مایلی مطرود از کیروش مشهور موفق‌تر بوده!- نه بازی‌کنان ستاره می‌توانند دردی را دوا بکنند؛ جهان‌بخش را دیدید؟! اشکان دژاگه را چه‌طور؟ سونامی باید بی‌رحمانه حذف کند و نیروی تازه بیاورد. این را هم کسی به تنهایی نمی‌تواند انجام بدهد. همان عزم عمومی معروف را می‌خواهد. عزمی که هوشیار و باهوش باشد. معیار داشته باشد. و بر همین اساس بی‌رحمانه هر عنصر مزاحمی را کنار بزند.  روزنامه‌نگاران ورزشی که این همه سال سرجای‌شان هستند و انشاهای صد تا یک غاز می‌نویسند. برنامه‌سازان ورزشی که گل‌شان فردوسی‌پور سال‌هاست صاحب مردابی به نام 90 است. مدیران ورزشی، از همین‌ها که می‌خواهند پرسپولیس را بخرند تا آن‌ها که یک شبه از مسئولیتی بی‌ربط به ورزش و فوتبال می‌رسند. تماشاگرانی که سال‌ها حیا کن و رها کن سر می‌دهند اما دریغ از این‌که خودشان کمی بابت اشتباهات تاریخی و بر صدر نشاندن آدم‌های اشتباهی حیا بکنند و این همه سطحی‌نگری را رها بکنند. همه باید تغییر رویه بدهند یا کنار بروند. هوای تازه و نیروهای نو شعار نیستند. شعار ابتذال همین روزهاست- کیروش بد است، داور سر ما را برید، بازی‌کن 17 کیلویی امارات دلم را برد،بازیکن عراقی دوپینگ کرده بوده!-  که عمرش به سال‌ها می‌رسد.  ابتذال را بی‌رحمانه باید دور ریخت. تازه‌ها را سخاوت‌مندانه باید در آغوش گرفت. جز این راهی نیست. عیار ِ ملی‌مان که درست و میزان باشد، عیار تیم ملی‌مان هم همانی خواهد بود که می‌خواهیم.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه پنجم بهمن 1393 و ساعت 19:33 |

وقتی گوجه می کاریم و زمین به ما خیار تحویل می دهد

چقدر سخت می شود چشم باز کنی و خودت را شخصیت اول یک فیلم دردناک ببینی.... گوشت را به یک آهنگ غمگین بدهی و خودت را در آن پیدا کنی... تراژدی ترین کتاب ها ناگهان داستان زندگی تو شود....و به قول فرهاد، اینجاست که آینه را میشکنی و صد تیکه می کنی اما باز توی هر تیکش عکس خودت را میبینی.....

حذف دردناک ما در غروب جمعه بیشتر از هر کسی خودمان را یاده خودمان انداخت.... اینکه نود دقیقه بازیکنان مان جنگیدند...عرق ریختند... خون دادند... دو بار وادار به تسلیم شدند اما نخواستند که زمین بخورند و بلند شدند.... اما در آخر آنچه که کف دستشان گذاشته شد "هیچ"بود.....

داستان تراژیک این بازی حسابی ما را گاز می گیرد وقتی خودمان را جای بازیکنان روی زمین چمن می بینیم.... شاید باید حاصل این همه دویدن هیچ باشد وقتی نیت ها در راس فوتبال ما پاک نباشد... وقتی که در راس فوتبال ما به همه چیز فکر می شود و به هر جیبی اندیشه می شود غیر از جیب ملت که باید از شادی پر شود اما در نهایت با اشک هایمان ته آن همیشه خیس است...

مثل همیشه از بالاتر به داستان فوتبال نگاه می کنیم....چرا برای ما هیچ وقت نمی شود که نمی شود؟! چرا همیشه باید کفه اشک های ما بر خنده هایش سنگینی کند؟! چرا همیشه در زمین، جان هم که بکنیم آخرش هیچ است که نصیبمان می شود؟! چرا همیشه وقتی قاطبه ملت، همه باهم بسیج می شویم و در نقش یک مملکت می خواهیم با یکرنگی کوه بکنیم، دستی بیرون می آید کار را خراب می کند؟! چرا همیشه استرس هایمان آخر به استهزاء دیگران و خودمان میرسد و برای درمانش مجبوریم نمک بی فرهنگی روی آن بریزیم و با شوخی های سرشار از ذوق و استعداد سرمان را به دیوار بکوبیم.....؟! اینجاست که می فهمیم نیت در این فوتبال و برای ما پاک نیست که هر وقت گوجه کاشتیم، زمین به ما خیار تحویل داد و هر زمان فکر کردیم این بار دیگر می شود و نوبت ماست، آخرش همین یک عمر سرکوفتی است که به خودمان میزنیم نصیبمان می شود...

نمی دانیم کدام قدرت ماورایی باید بیاید و این وضعیت را برایمان درست کند....گویی خودمان هم تسلیم همین وضع هستیم و فکر می کنیم از ازل همین باخت و همین تحقیر در سرنوشت ما ثبت شده است و فقط خودمان فکر می کنیم که شایسته برنده شدن هستیم اما آنچه که نصیبمان می شود تحقیری است که شاید قبل از آنکه از آنطرف مرز به ما هدیه شود در همین جا آن را کادو پیچ کرده اند برای خودمان....

شاید از بی عرضگی محض ماست که این فدراسیون فوتبال را بالای سر خود می بینیم و فقط فکر می کنیم که شعار خلایق هرچه لایق در کتاب های قصه و برای دیگران است و ما باید همیشه بهترین ها را داشته باشیم.... هرچند این فدراسیون هم فنداسیون غلطی دارد که تا ثریا دیوار فوتبال مملکت را کج بالا برده است و شاید خیلی وقت است که تک به تک ما جزو همین فنداسیون شده ایم و به آن فحش می دهیم اما استوار و محکم آن را روی دست نگه داشته ایم و حالی به یکدیگر ناسزا می دهیم که با تمام زور آن را بالای سر نگه داشته ایم بی آنکه متوجه باشیم....

وقتی دیکتاتوری در فدراسیون فوتبال ما به آن حد می رسد که انتقادات به آن فقط خنده جناب رئیسش را به دنبال دارد و هیچکس نمی تواند به گردن کلفت این فدراسیون نگاه هم بکند و به قولی همان پول، رسانه و همه امکانات در آن خلاصه شود تا هرکار دلش خواست بکند و بیشترین پول ها را در حسابش داشته باشد و کمترین امکانات در حد شعب ابی طالب را برای نفراتش فراهم کند، باید هم بازیکنان محکوم به بازی برای این فدراسیون 180 دقیقه که هیچ، صدها سال بجنگند و بدوند و نخواهند که بی افتند اما آخر هیچ گیرشان بیاید جز اشک و حسرت و تحقیر....

نسل ما سوخت در دیدن یک خوشی با دوام روی این زمین سبز.....روزی که بتوانیم پرچممان را بالا ببریم و بگوئیم دیگر این پرچم پائین نمی آید... بگوئیم این ملت با گل هایش از ته دل می خندد و موفقیت دیگر برایش اتفاقی نیست، حاصل برنامه ریزی است که از بالا انجام شده است چراکه راس این فوتبال دلش به حال این ملت می سوزد و می خواهد آن ها را به حقش برساند....ولی افسوس وقتی که در همین مملکت پشت میزنشینان فدراسیون حق ملت را جور دیگری تعریف می کنند، چه انتظاری داریم آن داور صرب در برابر آرژانتین حقمان را بدهد و یا همین ویلیامز استرالیایی....

 در آخر هم ما می مانیم و کمرهایی که از بابت شکستن روی زمین چسبیده است و فکرهایی که دیگر کار نمی کند جز برای خنده و درآوردن مسخره اش و چشم هایی که آنقدر اشک در آن جمع شده است که می خواهد همه چیز را به آب بسپارد.... و این است داستان بی پایان ما.....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در جمعه سوم بهمن 1393 و ساعت 21:59 |

روزی که سردار در کرمان فوتبالیست شد

در روزهایی که سردار آزمون با گل فوق العاده اش به تیم قطر و بازی های چشمگیر به همراه تیم ملی در جام ملت های آسیا، حسابی مورد توجه قرار گرفته است، شاید کمتر هوادار فوتبال در کرمان بداند که این بازیکن به نوعی در همین حوالی آن ها با توپ گرد و زمین چمن آشنا شد!

img-20150121-wa0032.jpg

خلیل آزمون پدر سردار چیزی در حدود هشت سال قبل در استان کرمان و در شهر سیرجان مربی تیم والیبال گل گهر بود که اتفاقا با این تیم نتایج بسیار خوبی هم گرفت و به نوعی دوران طلایی والیبال گل گهر در سیرجان به دست همین آزمون بزرگ بود. روزهایی که والیبال گل گهر با کنار زدن بزرگان کشور نایب قهرمان لیگ برتر شد و به بازی های باشگاه های آسیا هم اعزام شد اتفاقا در آنجا هم نایب قهرمان شد.

اما در همان روزها فرزند کوچک خلیل آزمون یعنی سردار آزمون پا در راهی گذاشته بود که حالا ثمره افتخاراتش آشکار می شود. سردار آزمون کوچک که در مدارس سیرجان درس می خواند از همان زمان علاقه خود را به فوتبال نشان داد تا در تیم منتخب مدرسه خود در بازی های مدرسه ای استان کرمان به گواه عکس فوق موفق هم باشد و مقام دوم را کسب کنند.

این عکس نشان می دهد که سردار بزرگ این روزهای فوتبال ایران، در حوالی خودمان کار فوتبالی اش را آغاز کرده است و به نوعی کرمان آغازگر مسیر موفقیت های او بوده است و اولین افتخار رسمی فوتبالی او نیز در همین استان رقم خورده است.

اما نکته ای که سخت ما را آزار می دهد این است که علی بابای فوتبال ایران وقتی توانست فوتبالیست بزرگ شود که از کرمان رفت ولی حالا همبازی های او در همین تیم مدارس کجا هستند؟! هم بازی هایی که شاید توانایی فنی بیشتر از آزمون نداشتند ولی در کنار او، کمتر هم مستعد درخشش نبودند و اگر شاید آن ها هم توانی برای خروج از کرمان داشتند، شاید امروز این لوح تقدیر کودکی آن ها نیز حسابی سوژه می شد....

سردار فوتبال ایران که امروز توسط کیروش با نیستلروی مقایسه می شود و لیگ روسیه و تیم رابین کازان حسابی روی او حساب باز کرده اند، شاید در همان دوران کودکی که در مسابقات مدارس فوتبال کرمان شرکت می کرد، بازیکنانی در کنار خود می دید که می توانستند همراه و هم پای او، امروز در ترکیب تیم ملی درخشش داشته باشند اما فوتبال کرمان آنقدر تشکیلاتی نشده است که امروز هم قطاران آن روز سردار را پیدا و کشف کند و امروز حض حضور آن ها را در ترکیب تیم ملی ببرد.

شاید اگر آزمون هم میهمان چند ساله کرمان نبود و او هم قرار بود همه عمر در این استان زندگی کند، شاید او هم امروز به جای اینکه در استرالیا و در خط حمله تیم ملی دلربایی کند، بازهم در همین حوالی خودمان از تلویزیون بازی ها را نگاه می کرد و نکته درد آور دقیقا همین جاست....

حیف است استعدادهای فوتبال کرمان به راحتی از دست بروند و همان جمله ملالت آور بازهم مثل پتک بر سرمان فرود بیاید که هرکه از کرمان رفت چیزی شد و هرکه ماند همینجا ماند.....

این حکم سردار هرچند ما را خوشحال می کند که متوجه باشیم استان ماهم در فوتبالیست شدن او نقشی داشته است اما آینه دقمان می شود که چه همه استعداد را به راحتی آب خوردن از دست داده ایم....

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در پنجشنبه دوم بهمن 1393 و ساعت 11:35 |

چرا یک سر کلان سرباز گیت از خوزستان به کرمان رسید؟!!

هیچ زمانی قضیه‌ی سربازی برای تیم فوتبال مس تا این حد بغرنج نشده بود و برای این تیم فوتبال مسئله خدمت بازیکنانش این همه هزینه نتراشیده بود.

البته استارت قضیه کارت‌های پایان خدمت مشکوک در کرمان به امسال برنمی‌گردد و 4 سال قبل میلاد فخرالدینی بازیکن تیم فوتبال مس در اواسط بازی‌های لیگ برتر با وجود داشتن کارت پایان خدمت ناگهان مشمول از آب در آمد تا فوتبال خود را به اجبار در تراکتورسازی ادامه دهد.

 اما در این فصل به نوعی گند قضیه برای تیم فوتبال مس درآمد و با محرومیت چهار بازیکن اثرگزار این تیم به نوعی سرنوشت باشگاه مس هم تغییر پیدا کرد تا یک جهنم واقعی برای تیم فوتبال مس تدارک دیده شود. موضوع دردناک‌تر اینکه همین بازیکنان در جهنم کارت‌های پایان خدمت نیز به نوعی جزغاله شدند و سرنوشت فوتبالی آن‌ها کاملا روی هوا رفت. در حال حاضر و با گذشت چهار ماه از مشمول شدن این فوتبالیست‌ها هنوز مشخص نیست که آن‌ها باید به پادگان بروند؟! در تیم‌های نظامی بازی کنند؟! می‌توانند سربازی خود را بخرند؟! و یا حتی باید به دادگاه و زندان بروند؟! به نظر می‌رسد این بلاتکلیفی بدترین تنبیهی بوده است که برای این فوتبالیست‌های دارای کارت معافیت مشکل دار در نظر گرفته شده است. عمده فعالیت فوتبالی این بازیکنان فعلا نشستن برروی سکوهای ورزشگاه در زمان بازی‌های مس و شکستن تخمه است!

هرچند آرمان شهدادنژاد دروازه بان سابق تیم فوتبال مس به صورت خودجوش به پادگان رفته است و دوران آموزشی خود را در این یگان سپری می کند اما هنوز تکلیف کلی قضیه بابت این مسئله روشن نشده است.

 البته مسئله‌ای که باید حسابی مورد بررسی قرار گیرد این است که در کنار خوزستان، فوتبالیست‌های شاغل در کرمان بیشترین آمار را در بین سربازانی داشتند که کارت‌هایشان با مشکل روبرو شد. بسیاری از بازیکنانی که امروز سرباز شدند، در سال‌هایی که کارت پایان خدمت مشکل‌دار خود را دریافت کردند، که فوتبالشان در کرمان در جریان داشت و این نشان می‌دهد یک سر باند توزیع کارت‌های مشکل‌دار در کرمان بوده است که امروز هزینه‌ای گزاف روی دست فوتبال کرمان گذاشته است!

احمد حسن زاده، شجاع خلیل زاده، سجاد حیدری، مصطفی سیفی، مهرداد پولادی، میلاد فخرالدینی و... همه بازیکنانی بودند که کارت های مورد دار خود را در زمانی دریافت کردند که در تیم های کرمانی فوتبال بازی می کردند. در کنار این نام ها قرار دهید نام چهاز بازیکن کرمانی دیگر مس یعنی ابراهیمی، پورخسروانی، شهدادنژاد و سالاری که نشان می دهد فوتبالیست هایی که به نوعی در کرمان کار خود را ادامه می دادند تا چه اندازه در کنار فوتبالیست های شاغل در خوزستان با این قضیه سروکار داشته اند.

این نشان می دهد که مسئله باند صدور کارت های معافیت مورد دار، در کنار خوزستان یک سر آن به طور مستقیم به کرمان وصل بوده است و این می تواند عمق فعالیت باندهای دلالی فوتبال در کرمان را نشان دهد که در پشت پرده و به صورت کاملا مافیایی و مخفی فعالیت خود را انجام می دهند و در نهایت می توانند هزینه های گزافی مثل مورد بازیکنان سرباز و یا خیلی دیگر از خسارت های کلانی که در سال های گذشته برروی دست فوتبال کرمان باقی گذاشته اند، ناشی از فعالیت آن ها باشد.

فراموش نکنیم قضیه سرباز گیت در کرمان آن هم به این شکل بزرگ فقط بخشی از فعالیت دلالان شوم فوتبال در کرمان بود که علنی شد و خیلی از مسائلی هست که لطمه خود را وارد کرده است و هرگز قابلیت اعلام رسمی نداشته است.

این مسئله نشان می دهد که مقامات فوتبال کرمان و حتی مقامات قضایی و انتظامی و اطلاعاتی استان تا چه اندازه باید حضور دلالان در فوتبال کرمان را جدی بگیرند و با رصد فعالیت آن ها و مقابله به موقع با این افراد اجازه ندهند که هزینه های کلان از دست آنچه که بر سر فوتالیست های بیشمار سرباز در کرمان رفت، بر دست و جیب کرمانی ها باقی بماند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه سی ام دی 1393 و ساعت 12:41 |

از هوا به روی زمین آمدیم

همه کرمانی ها به بازه زمانی نقل و انتقالات لیگ دسته اول در بین فصل، به عنوان یک مقطع سرنوشت ساز برای تیم فوتبال مس نگاه می کردند و همه برروی تقویت تیم در این مقطع زمانی به شدت تاکید داشتند تا تیم فوتبال مس در دور برگشت بازی ها، توانایی تغییر نتایج خود را داشته باشد.

مطابق انتظارها تغییر و تحولات گسترده هم در تیم فوتبال مس صورت گرفت و خروج 5 بازیکن و آمدن 6 یار جدید به تیم فوتبال مس نشان از آن داشت که این تیم برای تغییر چهره خود در نیم فصل دوم و به تبع آن کسب نتایج جدید برنامه جدی دارد. تغییراتی که البته هیچ جا بهتر از زمین مسابقه نشان نمی دهد که آیا کارایی لازم برای تیم فوتبال مس را داشته اند و یا خیر و همه در کرمان امیدوارند که این خریدهای جدید، کلید تغییر نتایج و بازی مس در نیم فصل دوم باشند چراکه در غیر این صورت مصیبت برای تیم فوتبال مس دیگر راه جبرانی باقی نمی گذارد.

هرچند خیلی ها منتظر ورود یک دروازه بان جدید برای تیم فوتبال مس بودند اما ظاهرا کادر فنی این تیم همچنان به دو دروازه بان مس یعنی سنگچولی و صدقی اعتماد کامل دارند که تا امروز در این پست اقدامی انجام نداده اند. هرچند برای مس یک جای خالی باقی مانده است که شاید آن را به سهمیه ورود دروازه بان اختصاص دهند.

اما در خط دفاع مس با تغییرات جدی روبرو بوده است. در این قسمت از زمین تیم مس مصطفی اکرامی را به تیم گسترش فولاد داد تا به جای او یک مدافع چپ از همین تیم وارد کند. بهنام داداش وند بازیکنی است که تقریبا با اکرامی معاوضه شد تا در دفاع چپ مس در نیم فصل دوم روزگار جدیدی آغاز کند. اکرامی ظاهرا نتوانسته بود در این ناحیه نظر مثبت کادر فنی مس را جلب کند و این از سنگینی وظیفه بر دوش داداش وند خبر می دهد که در سیستم مس نقش مهمی را ایفا می کند و باید هم در فاز تهاجمی و هم در کارهای دفاعی سمت چپ مس را تقویت کند. البته داداش وند یکی از بازیکنان خوب گسترش در نیم فصل اول بود که نزدیک به 900 دقیقه هم در لیگ برتر این فصل بازی کرده بود. باید دید داداش وند می تواند کارهای ناتمام اکرامی را در این قسمت تمام کند؟!

دیگر تغییر عمده مس در خط دفاع جذب محمد مختاری بود که او نیز از گسترش فولاد به مس آمد. او در ابتدای لیگ برتر این فصل مصدوم شد اما در بازی های پایانی گسترش به شرایط بازی رسید و نزدیک به 400 دقیقه برای این تیم بازی کرد. اختلافات او با سرمربی گسترش سبب شد که توافق او با باشگاه مس سرعت بیشتری بگیرد و در روزهایی که دفاع آخر خیلی کم در فوتبال ایران جابه جا می شد، یکی از بازیکنان آزاد شده در این قسمت به مس بیاید. مختاری سال ها با نظیف کار در داماش هم بازی بودند و با رفع مصدومیت نظیف کار شاید این دو با هماهنگی قبلی که با یکدیگر داشتند بتوانند دفاع میانی مس را با زوج خود محکم کنند.

با کنار گذاشته شدن امجد شکوه مقام از لیست مس، طبیعی بود که یک بازیکن جنگنده در خط میانی به مس اضافه شود که این اتفاق با جذب علی حقدوست از تیم ایرانجوان بوشهر اتفاق افتاد. تیم ایرانجوان به نوعی پدیده نیم فصل اول لیگ یک در گروه اول بود که در بازی برابر مس کرمان نیز یقه این تیم را به شدت گرفته بود. یکی از بازیکنانی که در این بازی عالی نمایش داد همین علی حقدوست در میانه زمین بود که به دلیل بی پولی تیم ایرانجوان از جمع آن ها جدا شد و با مس به توافق رسید. حقدوست اگر همان بازیکن ایرانجوان در مس باشد خیلی زود نظرها را در میانه زمین به خود حلب می کند.

اما با جدایی فردین عابدینی، بهمن طهماسبی و فرزاد حاتمی از مس، مشخص بود که میثاقیان از وضعیت خط تهاجمی بی حال خود در نیم فصل اول اصلا رضایت ندارد و باید شاهد بیشترین تغییرات در این قسمت از زمین باشیم. به جای عابدینی که قرار بود مغز متفکر مس باشد اما کمترین کارایی را برای این تیم داشت، مصطفی نوروزی از استقلال اهواز جذب شد. نوروزی نیز در بازی استقلال اهواز برابر مس یکی از چهره های درخشان زمین بود و اتفاقا هر دو گل این تیم را برابر مس پایه گزاری کرد. نوروزی نیز بعد از اختلافاتی که با باشگاه اهوازی پیدا کرد خیلی زود با کرمانی ها به توافق رسید. تیم فوتبال مس سال هاست که از نبود یک بازیکن خلاق در پشت مهاجمان خود رنج می برد و چند فصلی هست که بازیکنی در مس نبود که برروی زمین گره حملات مس را باز کند. خیلی ها چشم امید دارند که نوروزی همان کلید گمشده مسی ها باشد. در خط حمله نیز به جای دو مهاجم بلند قامت مس یعنی حاتمی و طهماسبی دو بازیکن فانتزی و تکنیکی به مس آمدند تا مشخص شود در نیم فصل دوم فاز تهاجمی مس از هوا به روی زمین تغییر پیدا کرده است. علی یونسی بازیکن تکنیکی تیم پاس همدان و روح الله باقری مهاجم تیم پدیده باید برای مس در نیم فصل دوم تا می توانند گلزنی کنند تا مس با سه امتیازهای زیاد جایگاهش در پایان فصل آنی نباشد که امروز می بینیم.

بهرشکل خریدهای مس به نظر منطقی می آیند اما نظر نهایی در رابطه با آن ها را باید بعد از شروع بازی های لیگ یک در دور برگشت داد. زمانی که البته اکبر میثاقیان بازیکنان جدید را با یکدیگر هماهنگ کرده باشد و ترکیب آرمانی تیم را پیدا کند. امیدواریم که همه این بازیکنان جذب شده مس دیگر میثاقیان را بابت ورودشان به کرمان شرمنده هواداران مس نکنند...

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و هشتم دی 1393 و ساعت 22:25 |

ایمان بیاوریم به زمستان گرم؟!

مس به یک نکته کاملا واقف است.... آن ها باید در نیم فصل دوم موفق باشند و ناامیدی که از آن ها در نیم فصل اول در کرمان شکل گرفت را به سرعت جبران کنند.

این باید از آنجا شکل می گیرد که اگر این تیم دست نجنباند و وضعیت خود را در گرفتن نتیجه تغییر ندهد، شاید بدترین شوخی ممکن برای این تیم که سقوط به لیگ دو بود، رنگ حقیقت به خود بگیرد و با توجه به سقوط چهار تیم از هر گروه به لیگ دو، مس خود را به باور پزیرترین حالت ممکن در همین حوالی ببیند!

مس در نیم فصل اول آنقدر امتیاز از دست داد تا کاندید همین اتفاق باشد و برای همین در دور برگشت از همان روز اول باید به فکر اندوختن سه امتیازها باشد. از همین رو بود که مسی ها که به نقل و انتقالات امید زیادی داشتند، در همین ایام تا توانستند دست به تقویت تیم خود زدند. تغییر و تحول با خروج 5 بازیکن و آوردن 6 یار به جای آن ها می تواند در ترکیب تیم فوتبال مس تحول اساسی ایجاد کند همانطور که در بازی دوستانه برابر استقلال تهران این اتفاق رخ داد.

البته این تغییر و تحول هیچگاه نمی تواند موفقیت تیمی را تضمین کند کما اینکه سال قبل هم در بین فصل مس تقریبا همین تعداد تحول در تیم خود ایجاد کرد و 5 بازیکن شاخص را به تیم خود تزریق کرد که البته کمترین بهره را از آن ها برد چراکه کادر فنی آن زمان مس نه بر اساس نیازهای تیم که بیشتر بر اساس نیازهای شخصی خود! بازیکن جذب کردند و جدا از توانایی های فنی که در هیچ یک از بازیکنان جذب شده پیدا نشد! کادر فنی تیم مس در آن سال نیز هیچ تخصصی در استفاده از نفرات جذب شده نشان نداد تا بر تیم آنچه رود که دیدیم.

اما در این فصل باید این مسئله برای مس متفاوت باشد...خوشبختانه در این مقطع حساس مس انرژی خود را صرف جذب بازیکنان اسمی و بی خاصیت نکرد و نفراتی را به تیم آورد که در نیم فصل اول عمدتا چهره های موفقی بودند و همگی در اوج آمادگی بدنی و بازی قرار دارند نه اینکه خیلی از آن ها در نیم فصل اول مصدوم و یا محروم بوده باشند!

مس در نقاطی هم اقدام به جذب بازیکن کرد که معضلات زیادی در آنجا احساس می کرد. تقریبا در دفاع آخر، دفاع چپ، دفاع میانی و هافبک بازیساز و مهاجم نوک نفر جذب شده است و شاید آخرین سهمیه جذب بازیکن مس هم به آوردن یک دروازه بان اختصاص یابد تا مشخص شود مس بر اساس نیازهایش اقدام به جذب نفرات دلخواهش کرده است.

تنها نکته ای که می ماند این است که کادر فنی مس تا چه اندازه می تواند به سرعت نفرات مس را با یکدیگر هماهنگ کند و تیم را از نظر کار تیمی به هماهنگی بالا برساند؟! خوشبختانه تیم اردوی خوبی در کیش داشته است و ان هایی که از نزدیک کار تیم در این اردو را دیده اند بابت هماهنگی بالای بازیکنان ابراز امیدواری کردند. ظاهرا در بازی با استقلال هم این هماهنگی تیمی مس مشهود بوده است و حالا باید دید با شروع بازی های لیگ دسته یک، همه این اقدامات می تواند برای مس در زمین بازی مفید فایده باشد؟!

کادر فنی تیم مس باید در زمان اندک باقی مانده تا شروع بازی ها اوج هنر خود را نشان دهد و تیم را چه از نظر بدنی و چه از نظر فنی به بالاترین میزان آمادگی برساند و در همان بازی اول دور برگشت برابر گچساران در کرمان این آمادگی را واضح به چشم کرمانی ها بزند. آن ها بهتر از هرکسی می دانند که کوچکترین اشتباه و از دست دادن امتیاز دیگر موضوعی فراتر از فاجعه رقم می زند و دیگر هیچ فرصت جبرانی به کرمانی ها و مسی ها نخواهد داد.

کرمانی ها با وجود همه اتفاقات دور رفت، با توجه به بازیکنان جدید همچنان دوست دارند به تیم خود امیدوار باشند. آن ها دوست دارند به زمستان گرم تیم خود ایمان بیاورند و دو دو ماه باقی مانده از فصل زمستان، با گرمای نتایج مس به تمام معنا دلگرم باشند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیست و هفتم دی 1393 و ساعت 18:0 |

زنبیل پر و خالی تیم های کرمانی

سه تیم فوتبال حاضر کرمانی در رقابت های لیگ دسته اول در حالی تعطیلات بین فصل خود را شروع کردند که به خوبی می دانند بعد از این تعطیلی چه کار دشواری در رقابت های لیگ یک دارند. تیم مس رفسنجان که در آخرین بازی نیم فصل اول خود سرانجام طعم شکست را چشید اصلا دوست ندارد هوادارنش را ناامید کند و صدر جدول را در دور برگشت خیلی راحت از دست دهد. رفسنجانی ها که به خوبی می دانند با 5 برد دیگر می توانند تا حد زیادی صعود خود به لیگ برتر را شروع کنن، نیم فصل دوم را با یک استرس شیرین به نام صعود آغاز می کنند، درست برخلاف دو تیم دیگر استان کرمان.

گل گهر سیرجان که با درخشش در جام حذفی امسال احترام زیادی در فوتبال ایران برای خود خرید، رفته رفته شرایط خود را در گروه دو لیگ یک سامان می بخشد. سیرجانی ها با نتایج خوبی که در هفته های آخر لیگ یک گرفتند خود را تا میانه های جدول بالا کشیدند اما فاصله کم امتیازی آن ها با تیم های پائین جدول سبب می شود که آن ها کاملا هوشیار باشند با کوچکترین اشتباهی در نیم فصل دوم کار سختی برای فرار از سقوط خواهند داشت آن هم در شرایطی که سه تیم از این گروه سقوط خواهد کرد.

اما سخت ترین کار را در بین تیم های کرمانی لیگ آزادگان، مسی های کرمان بر دوش دارند. در حالی که همه از آن ها توقع صعود بی چون و چرا به لیگ برتر را داشتند اما در یک شگفتی شوم محض این تیم حالا تبدیل به کاندیدای سقوط به لیگ دو شده است. همین شگفتی شوم هم سبب شد که کلی تغییرات در باشگاه مس رخ دهد و جابه جایی مدیریتی خیلی زودتر از آنچه که تصور میشد در راس باشگاه مس انجام شود.... با این جا به جایی مشخص بود که مس کرمان برای رهایی از تداوم این شگفتی شوم در تیم فوتبال خود هم تغییرات زیادی انجام دهد.

بهرشکل هر سه تیم کرمانی در تعطیلات بین فصل دست به تیم های خود زدند تا در دور برگشت بازی های لیگ یک با چهره ای آراسته تر رقابت های خود را آغاز کنند. چهره ای که با نزدیک شدن به شروع مسابقات بیشتر خود را هم نشان می دهد اما بهرشکل در زمین سبز مسابقات دور برگشت است که می توان رونمایی از این چهره های بزک کرده را ارزیابی کرد و به آرایش گران آن نمره قبولی و یا نمره دیگری داد....

زلزله نقل و انتقالات در مس کرمان

تیم فوتبال مس کرمان حتی در بین تیم های لیگ یکی نیز بیشترین تغییر را به خود داده است. هرچند تیم فوتبال مس پیش از شروع مسابقات و در نقل و انتقالات تابستان هم فعالیت زیادی و تعداد زیادی از بازیکنان شاخص فوتبال ایران را هم به خود جذب کرد، اما شخص اکبر میثاقیان سرمربی این تیم که بیشترین نقش را در نقل و انتقالات اول فصل مس بر عهده داشت، در ادامه مسابقات اعتراف کرد که در جذب برخی از این بازیکنان اشتباهات بزرگی را مرتکب شده است. چهار بازیکن اسمی مس کرمان که در نیم فصل اول کمترین سود آوری را برای این تیم داشتند رسما از لیست مس کنار گذاشته شدند. امجد شکوه مقام که کمتر از 5 بازی برای مس انجام داد و با پاره کردن رباط پای خود شاید برای همیشه مجبور به کنار گذاشتن فوتبال شود. بهمن طهماسبی که به عنوان یک ذخیره تاثیر گزار به مس آمد و هیچ زمان نتوانست برای این تیم مفید باشد و فرزاد حاتمی و فردین عابدینی که در زمان جذب خود به مس، کرمانی ها را بابت آمدنشان به کرمان بسیار خوشحال کردند ولی آنقدر حاشیه و عملکرد ضعیف در مس داشتند که حالا بعد از یک نیم فصل، با رفتنشان از مس کرمان همه را خوشحال می کنند....!! در کنار این نفرات مصطفی اکرامی هم که مطابق انتظارها برای مس توپ نزد از این تیم جدا شد. در مقابل مس کرمان در نیم فصل دوم رویه خود را برای جذب بازیکن تغییر داد. با تشکیل یک کمیته فنی در باشگاه مس و تغییرات مدیریتی و آمدن دکتر سیف الدینی که به کار گروهی مدیریتی اعتقاد دارد، حالا باشگاه مس با نظرات مشورتی بیشتر و آنالیز دقیق تر بازیکن جذب می کند. آن ها در نیم فصل دوم تصمیم خود را بر این قرار دادند که بیشتر بازیکنان جوان و از نظر فنی آماده سایر تیم های لیگ یک را به خود جذب کنند تا بازیکنان اسم و رسم دارد که شاید فقط نام خود را به کرمان می آورند تا شرایط ایده آل فنی خود را! از همین رو بود که مس کرمان 6 بازیکن را به تیم خود جذب کرد. آن ها در خط دفاع بهنام داداش وند و محمد مختاری از تیم گسترش فولاد را برای خود جذب کردند. در خط میانی علی حقدوست بازیکن جنگنده ایرانجوان را به خدمت گرفتند و دو بازیکن فانتزی و خلاق یعنی مصطفی نوروزی از تیم استقلال اهواز و علی یونسی از پاس همدان را به کرمان آوردند و در خط حمله نیز روح الله باقری از پدیده مشهد به مس کرمان آمد تا در نیم فصل دوم این بازیکنان با پوشیدن پیراهن تیم فوتبال مس کرمان مشکلات این تیم را در زمین مسابقه حل کنند. مسی ها که به خوبی می دانند در نیم فصل دوم فرصت هیچگونه اشتباهی را نخواهند داشت و خطر سقوط به شدت آن ها را تهدید می کند، به این نکته هم واقف هستند که اگر نیم فصل دوم را با قدرت شروع کنند و چند سه امتیاز متوالی را به حساب خود بریزند، حتی می توانند به صدر جدول هم فکر کنند چراکه اختلاف امتیازی آن ها با بالای جدول که در عدد هشت است آنقدر هم دست نیافتنی نیست. آن ها در کیش اردوی بین فصل خود را برگزار کردند تا در دور برگشت روزهای آفتابی تری را در بازی های لیگ یک تجربه کنند. اکبر میثاقیان که برای هدایت مس ابقا شده است به خوبی می داند که نتیجه نگرفتنش با مس آن هم علی رغم امکانات خوبی که در اختیار داشت تا چه اندازه می تواند به وجه او در فوتبال ایران لطمه بزند از همین رو با تمام انگیزه در نیم فصل دوم کار خواهد کرد تا مس در دور برگشت رویه ای متفاوت داشته باشد.

مس رفسنجان؛ حرکت با همین دنده

وینگو بگوویچ سرمربی تیم فوتبال مس رفسنجان آنقدر از بازیکنان و تیمش در نیم فصل اول رضایت داشت که درصدد است با کمترین تغییر پا در عرصه دور برگشت بازی ها بگذارد. رفسنجانی ها تقریبا تمامی بازیکنان دور رفت خود را حفظ کردند و دو بازیکن دیگر را به لیست تیم خود اضافه کردند. مهدی نوری بازیکن شناخته شده فوتبال ایران که سابقه بازی در فولاد خوزستان را هم دارد در نیم فصل دوم در میانه میدان مس رفسنجان بازی خواهد کرد. رضا سلیمانی نیز دیگر بازیکنی است که به جمع نارنجی های رفسنجان اضافه شده است تا این تیم تاکید زیادی روی تقویت خط میانی خود داشته باشد. آن ها سجاد حیدری مهاجم گلزن خود را هم به دلیل مشکلات سربازی و کارت پایان خدمت به نوعی در خطر می بینند و هنوز مشخص نیست برای پر کردن جای او چه تدبیری خواهند داشت. هرچند رفسنجانی ها به دنبال جذب یکی دو بازیکن دیگر هم هستند اما فعالیت آن ها در بازار نقل و انتقالات زمستانی به گونه ای بود که نشان می دهد آن ها درصدد هستند با همین دنده نیم فصل اول خود در دور برگشت بازی ها نیز شرکت کنند.

گل گهر سیرجان؛ در فراق کاپیتان

اما نماینده سیرجانی فوتبال کرمان در لیگ دسته یک شاید دلش می خواست که در بازار نقل و انتقالات دست به خریدهای زیادی بزند اما عملا با جیب خالی این امکان برایش فراهم نبود! گل گهر که شاید در بین سه تیم کرمانی کمترین ردیف بودجه را دارد به واسطه همین جیب خالی حتی در نیم فصل دوم نسبت به دور رفت بازی ها بازیکنان کمتری در اختیار خواهد داشت! آن ها حمید حاتمی کاپیتان خود را از دست دادند تا با خداحافظی این بازیکن از فوتبال، عملا این تیم با یک شوک بزرگ روبرو شود. همچنین قاسم شهبا سرمربی این تیم مجبور شد به دلیل مصدومیت نام رضا کاویانی را از لیست این تیم خط بزند و در مقابل آن ها تنها یک بازیکن کرمانی را به تیم خود اضافه کردند تا با جذب شهاب شهداد نژاد مدافع، شاید عمده فعالیت آن ها در نقل و انتقالات انجام گرفته باشد! علت این انفعال هم در بازار فقط یک دلیل دارد و آن هم درد اکثریت مردم در همین روزهاست...بی پولی!!

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در چهارشنبه بیست و چهارم دی 1393 و ساعت 12:13 |

دوربرگردان ناگهانی تلویزیون کرمان و فوتبال

در حالی که با عدم پخش بازی‌های فوتبال تیم‌های کرمانی در لیگ دسته اول کشور و به نوعی بایکوت این رشته‌ی ورزشی از سوی صدا و سیمای کرمان، علاقه‌مندان به این رشته کاملا از دیدن بازی‌های فوتبال کرمانی از تلویزیون ناامید شده بودند اما هفته‌ی گذشته اتفاقاتی در شبکه‌ی استانی رخ داد که برای فوتبال‌دوستان کرمانی تقریبا غیرقابل باور بود!!

http://www.mashreghnews.ir/files/fa/news/1393/10/16/851400_106.jpg

در اتفاقی جالب و در حالی که هیچکس گمان نمی‌کرد مشکل صدا و سیمای کرمان برای پخش بازی‌های مس حل شود، اما مدیریت جدید باشگاه صنعت مس کرمان پس از جلسه‌ای که با مقامات تلویزیون کرمان برگزار کرد، خیلی زود به یک توافق کامل برای پخش بازی‌های مس در کرمان آن‌هم به صورت مستقیم دست پیدا کرد! این توافق‌نامه برای فوتبال‌دوستان کرمانی در حد توافق هسته‌ای ارزشمند بود چراکه سبب شد سرانجام انتظار آن‌ها برای دیدن بازی‌های فوتبال در کرمان به اتمام برسد.

در حالی‌که صدا وسیمای کرمان برای پخش بازی‌های مس متقاعد شده است که حالا دو تیم فوتبال دیگر استان کرمان یعنی مس رفسنجان و گل‌گهر سیرجان نیز کدعی هستند که تلویزیون کرمان باید بازی های آن‌ها را مستقیم پخش کند. این مسئله به خصوص از ناحیه‌ی مقامات مس رفسنجان که تیم‌شان در صدر جدول بازی‌های لیگ آزادگان قرار دارد، مطرح شده است که باید دید حالا که صدا و سیمای کرمان برای پخش مستقیم بازی‌های فوتبال انعطاف نشان می‌دهد، مقامات این دو باشگاه نیز می‌توانند تلویزیونی‌های کرمان را برای روی آنتن بردن بازی‌های تیم خود متقاعد کنند؟! البته که این مسئله به روند جلسات طرفین بستگی دارد اما همینکه فعلا پخش بازی‌های خانگی مس قطعی شده است جای بسیار امیدواری و خوشحالی دارد.

اما توجه ناگهانی شبکه‌ی پنج کرمان به فوتبال فقط به همین مسئله منحصر نشد و هفته‌ی گذشته شبکه‌ی کرمان یک برنامه چالشی در رابطه با فوتبال را روی آنتن برد تا مشخص شود رویه‌ی صدا و سیما برای این رشته ورزشی واقعا در حال تغییر است. برنامه عصر ورزش که تنها برنامه‌ی ورزشی شبکه‌ی کرمان نیز هست، به شکلی چالشی در رابطه با مسائل تیم فوتبال مس کرمان به بررسی پرداخت که تبعات زیادی نیز به دنبال داشت.

هرچند روند برنامه و مسائل طرح شده در آن حاشیه‌های زیادی در پی خود داشت اما همینکه یک برنامه‌ی ورزشی به بحث چالشی آن‌هم در کرمان ورود کرد برای هواداران این رشته‌ی ورزشی بسیار خوب و امیدوار کننده بود که حالا در برنامه‌های شبکه‌ی استانی خود می توانند موضوع مورد علاقه‌ی خود را دنبال کنند. قرار است این موضوع در برنامه‌های آتی عصر ورزش نیز ادامه پیدا کند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در سه شنبه بیست و سوم دی 1393 و ساعت 12:57 |

گاف اول مثلث ورزش!

در حالی که دو هفته پیش اعلام شده بود که در دو هفته‌ی آینده، یعنی روزهایی مثل همین امروز، جزئیات طرح مثلث ورزش اعلام می‌شود و برنامه‌های جامع این طرح مشخص می‌گردد، اما عملا نه تنها این اتفاق رخ نداد که هفته‌ی گذشته موضوعی پیش آمد که نگرانی‌ها را بابت اجرای این طرح بیشتر هم کرد!

http://taknaz.ir/upload/59/0.871460001318672691_taknaz_ir.jpg

این نگرانی زمانی پیش آمد که رئیس هیات بسکتبال کرمان در کنفرانس مطبوعاتی خود از این موضوع گفت که در طرح مثلث ورزش قرار بر این است که رشته بسکتبال تحت پوشش اطاق بازرگانی کرمان درآید و این نهاد اقتصادی متولی بسکتبال کرمان باشد. اما بلافاصله اطاق بازرگانی با انتشار بیانه‌ای هرگونه توافق با این نهاد در رابطه با حمایت از بسکتبال را قویا تکذیب کرد و اعلام کرد که سیاست حمایت از ورزش در این نهاد همچنان بر پاشنه سابق می‌چرخد و قرار نیست هیچ اتفاق تازه‌ای رخ دهد!!

این موضوع از آن حیث نگران کننده بود که ثابت کرد هماهنگی‌ها و رایزنی‌ها برای اجرای موفق طرح مثلث ورزش با چالش‌های بزرگ و عجیب و غریبی روبرو است که سبب می‌شود از پایه این طرح با مشکل روبرو شود.

حالا هیچ بعید نیست که سایر نهادهای اقتصادی کرمان که قرار است از ورزش حرفه‌ای حمایت کنند نیز همین رویه اطاق بازرگانی را در پیش بگیرند و مثلا فردا شرکت فولاد کرمان بگوید برخلاف طرح مثلث ورزش هیچ برنامه‌ای برای حمایت از کشتی ندارد و گل‌گهر هم بگوید اصولا از والیبال حمایتی نمی‌کند و تحت پوشش قرار دادن هندبال هم از سوی شرکت گهر رد شود و الی آخر....!

برای طرح مثلث ورزش کرمان همیشه این نکته گوشزد شده است که به همان اندازه که این طرح می‌تواند مفید باشد و ریشه‌های ورزش کرمان را محکم کند و تحول اساسی در این رشته‌ی ورزشی ایجاد کند، اگر این طرح با برنامه و استراتژی و هماهنگی صدرصدی جلو نرود، به راحتی می‌تواند به جای درست کردن ابروی ورزش کرمان، چشم بیمار آن را هم به طور کلی کور کند تا عملا چیزی از آن باقی نماند!!

اتفاقی که در هفته‌ی گذشته برای بسکتبال و ارتباط آن با طرح مثلث ورزش رخ داد به شدت جامعه ورزش کرمان را نگران کرده است. این در حالی بود که بلافاصله بعد از طرح این موضوع از سوی رئیس هیات بسکتبال به نوعی در بین بسکتبالیست‌های کرمانی این جو به راه افتاد که دیگر از سوی مس حمایت نمی‌شوند و از سوی دیگر اطاق بازرگانی هم طرحی برای حمایت از آن‌ها ندارد تا به شکلی کاملا ملموس این ورزشکاران از آن‌جا رانده و از اینجا مانده شوند!!

استانداری و اداره‌کل ورزش و جوانان کرمان که برای این طرح به نوعی حیثیت گذاشته‌اند باید هرچه سریعتر با اعلام جزئیات و هماهنگی‌های جامع آن، به نگرانی جامعه ورزش خاتمه دهند.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در یکشنبه بیست و یکم دی 1393 و ساعت 23:9 |

گردن کلفت فدراسیون و تن نازک فوتبال ایران

تیم ملی کشورمان در حالی فردا اولین بازی خود را در جام ملت های آسیا آغاز می کند که با وجود امیدواری همیشگی که با فوتبال دوستان ایرانی همراه است، اما در ته دل خوشبین ترین هوادار فوتبال ایران هم قهرمانی در این تورنمنت خیلی جای زیادی نداشته باشد.

ddvc4ctf.bmp

هرچند تیم ملی فوتبال ایران در جام جهانی برزیل عملکرد به نسبت خوبی داشت و بازی خوب ایران برابر آرژانتین و نتیجه خوبی که برابر نیجریه گرفت به تیم ملی فوتبال ایران در آسیا شخصیت داده باشد اما همه آن هایی که از نزدیک با فوتبال ایران آشنایی دارند به خوبی می دانند که این تیم اصلا به شایستگی آماده این رقابت ها نشده است و فضای فوتبالی کشور اصلا حال و هوای خوبی ندارد.

این فضای مه آلود و کدر فوتبال در ایران حاصل مدیریت فدراسیونی است که حمایت تمام قد فیفا را پشت سر خود دارد و این نهاد بین المللی همانند یک قیم بر بالای سر فدراسیون هیچگونه دخالتی را در آن برنمیتابد و با چماق تعلیق موجب شده است که فدراسیون ضعیف کفاشیان با درآمد بالای مالی خود تقریبا با همه نهادهای ورزشی و شخصیت های فوتبالی کشور دست به یقه شود.

این نهاد که تقریبا به هیچکس هم پاسخگو نیست در راه تدارک ایران برای این مسابقات آنقدر ضعیف عمل کرده است که تیم اول آسیا از نظر فیفا باید به قول کارلوس کیروش در رده آخر آماده سازی تیم های حاضر در بازی ها قرار بگیرد. از همین روست که هیچکس امید چندانی به موفقیت تیم ملی در جام جهانی ندارد همانطور که تدارکات ضعیف تیم ملی فوتبال پیش از بازی های جام جهانی سبب شده بود هیچکس به موفقیت در جام جهانی برزیل در ایران امیدی نداشته باشد.

همانطور که موفقیت نسبی در جام جهانی را نمی توان اصلا و ابدا به حساب فدراسیون گذاشت، موفقیت احتمالی در استرالیا را هم نمی تواند حاصل کار فدراسیون دانست. در جام جهانی تاکتیک های کیروش و البته بازی های غیورانه بازیکنان ایرانی در جام جهانی دست تیم ملی را گرفت اما مسلما نه کیروش با تاکتیک های جام جهانی در آسیا می تواند نتیجه بگیرد و نه بازیکنان تیم ملی انگیزه جام جهانی و بازی برابر مسی را در برابر بازیکنان آسیایی خواهند داشت. از همین رو خیلی بعید است که عوامل غیر فنی موجب موفقیت تیم ملی فوتبال ما شود.

از همین رو شاید اگر امروز به ایرانی ها گفته شود که تیم ملی ایران به فینال رقابت ها صعود می کند از شادی کلاه خود را به هوا پرت کنند اما باید قبول کرد که هر نتیجه ای در این جام برای تیم ملی ایران ثبت شود نمی توان از مدیریت به غایت ضعیف فدراسیون فوتبال برای آماده سازی تیم ملی ایران گذشت کرد و شیوه مدیریت گردن کلفتانه فدراسیون ایران به احتمال زیاد برخلاف جام جهانی، نمود خود را در آسیا نشان خواهد داد.

هرچند که ایرانی ها همواره به غیر قابل پیش بینی بودن تیم خود ایمان دارند و همواره تیم ملی ایران با نتایج خودش حتی هواداران وطنی خود را هم شگفت زده کرده است، شاید این بار هم در زمین مسابقه نتایجی کسب شود که خوش بین های فوتبالی ایران را هم به وجد بیاورد اما بازهم باید تاکید کرد که این موفقیت احتمالی را اصلا نباید حاصل مدیریت  داردو دسته سیسیلی کفاشیان در فدراسیون فوتبال ایران دانست.

+ نوشته شده توسط سعید قرایی در شنبه بیستم دی 1393 و ساعت 23:23 |